» آنچه می خوانید تحقیق آقای عباس بهشتی طلب از طلاب محترم پایه جهارم در زمینه عدل می باشد.
بسم الله الرحمن الرحیم
لاشبه له الذی صدق فی میعاده و ارتفع عن ظلم عباده و قام بالقسط فی خلقه و عدل علیهم فی حکمه ، مستشهدبحدوث الأشیاء علی أزلیبته و بما وسمها به من العجز علی قدرته و ... (نهج البلاغه 185/ 2 و3 )
موضوع تحقیق همان طور که گفته شد در مورد مسائلی پیرامون عدل الهی است علت اینکه این موضوع را برگزیدم به خاطر أهمیت آن است چون در مسائل اعتقادی شبهات دقیق و مهمی از طرف فلاسفه و متکلمین می شود و غالبا ذهن عموم مردم شبهاتی در آنها پیدا نمی کند ولی مسئله عدل الهی علاوه بر شبهات اندیشمندان از عوام نیز شبهاتی می شود و گاهی کسانی را در دین مشکوک میکند و به خاطر أهمیت آن است که در نزد شیعه از اصول دین شمرده شده است لذا این موضوع را مناسب دیده و قصد دارم تحقیقی از آن در 4 صفحه در مورد تعریف عدل ، و اینکه عدل از اصول دین یا فروع است و ادله لزوم و اثبات عدل و همچنین شبهات و جواب آنها انجام دهم و امیدوارم تحقیقی مفید باشد .
در هر موضوعی تا تعریف و ماهیت آن مشخص نشود مطرح کردن مسائل دیگر بی فایده است در مسئله و موضوع عدل الهی هم همین طور است لذا ابتدا باید بدانیم عدل به چه گویند و چه چیزی عدالت است بعد که مصداق و مفهوم آن را فهمیدیم در فرعیات و اثبات آن وارد شویم.
عدل در لغت
در لغت عدل به معنای قصد در امور است همان طور که در مصباح المنیر آمده [1] ولی همان طور که فرّاء میگوید یک عدل (به فتح عین) داریم که یعنی چیزی که معادل چیز دیگری از غیر جنس خودش باشد و یک عدل ( به کسر عین ) به معنای مثل است و در دو چیزی که هم جنس باشند به کار می رود مثلا : می گوییم من گوسفندی عِدل گوسفند تو دارم بر خلاف عَدل ولی بصریون می گویند عِدل و عَدَل هر 2 به معنای مثل اند چه در 2 چیز هم جنس و چه در 2 چیز غیر هم جنس باشند . [2]
عدل در عرف عامیانه
عدل در عرف به معنای رعایت حقوق دیگران می باشد [3] این معنی تا حدودی با معنی صحیح اصطلاحی ما مناسب است .
عدل در اصطلاح
اما عدل در اصطلاح عدل در 4 مورد استعمال می شود :
الف) موزون بودن یا تعادل : یعنی در هر شیء به اندازه نیاز و ضرورت آن إعطا شود این معنی مقابل عدم تناسب است یعنی در آن تناسب سنجیده می شود این معنی در آن مصلحت کل سنجیده می شود لذا هر چند خلاف آن قبیح باشد ولی ما از عدلی بحث می کنیم که مقابل ظلم است و در آن مصلحت جزء سنجیده می شود لذا از محل بحث خارج است .
ب) مساوات، یعنی اصل بین أشیاء و أفرادعدم تبعیض است که ایجاب می کند استحقاق در نظر گرفته نشود و همه بر یک چشم نگاه شوند این معنی نیز از محل بحث ما خارج است چون این معنا اگر تأمل شود در مقابل عدل و عین ظلم به مستحق است چون حق او نسبه به غیر مستحق ضایع شده است [4].
ج) رعایت استحقاقهاو ءافاضهی وجود و امتناع نکردن از ءافاضه وجود به چیزی که امکان وجود یا کمال را دارد این معنا لایق ذات خداوند است که بدون هیچ اشکالی لایق را مستفیض کند این معنی چون عدم رعایت آن موجب ظلم نیست بلکه فضل است که ءافاضه میشود از محل بحث خارج است .
د) رعایت حقوق دیگران و ءاعطاء کل ذی حق حقه : این معنی همان معنای مورد بحث است که مقابل آن ظلم قرار دارد [5] پس باید ابتدا حقی در میان باشد تا تجاوز به آن ظلم باشد پس مثل اینکه صاحب نعمتی باشد و آن را تفضلا به کسی دهد که حقی هم ندارد در قبال نعمت و به دیگری ندهد یا کمتر دهد و او نیز حقی در قبال نعمت ندارد تبعیض در آن ظلم نیست چون حقی نداشتند که گویند به من کمتر دادی به فلانی بیشتر هر چند شاید مخالف حکمت باشد نه عدل .[6]
عدل و حکمت
یکی از معانی که به عدل نزدیک است و با توجه به توسعه در مفهوم عدل گاهی به جای هم به کار روند و آن چیزی نیست جزء حکمت یعنی قرار دادن هر چیزی یا کاری در جای مناسب خودش که این با سنجش جهت خیر و کمال نسبت به شر چیزها این قرار دادن در جای مناسب صورت می گیرد به عبارت دیگر حکمت با انجام کار ازروی مصلحت است و همان طور که گفتیم گاهی عدل می آید ولی به معنی حکمت ( وضع کل شیءٍ فی موضعه ) به کار می رود [7] همان طور که در حدیثی علی ( علیه السلام ) می فرمایند : العدل یضع الأمور مواضعها [8]
نسبت حکمت با عدل
نسبت مصداقی معنی عدل و حکمت عموم و خصوص مطلق است که حکمت عام و عدل خاص است چون هر عدلی حکمت هم است ولی گاهی حکمت است ولی عدل نیست چون حقی در میان نیست تاجای عدل باشد مثل اینکه صاحب نعمتی از روی مصلحت بین کسانی که حقی بر گردن او ندارند تبعیضانه نعمتش را بدهد که حکمت است ولی عدل أصلا مطرح نیست .[9]
اقسام عدل به معنی حکمت
1 ـ عدل تکوینی : در تکوین هرچیز را خداوند در جای خود قرار دهد مثلا خورشید را طوری قرار دهد که نه آن قدر دور باشد که بی فایده برای اهل زمین باشد و نه آن قدر نزدیک که ازگرمای آن هلاک شوند .
2 ـ عدل تشریعی : در شریعت و تکلیف خداوند هر تکلیفی را در جای خود وضع کند مثلا نماز شب را نزدیک ظهر نگذارد بلکه بعد نیمه شب شرعی قرار دهد و تکلیفی را در جایی که قدرت بر انجام نداریم وضع نکند .
3 ـ عدل جزائی : در مقام قضاوت و پاداش و کیفر هر کس را در جای مناسب یا به مقدار مناسب جزاء دهد و طبق وضع مناسب خود برای او قضاوت کند .
در بحث مورد نظر ما به عدل به معنای خودش کار داریم در مواقعی هم از حکمت می گوییم که آیا خداوند بر خلاف حکمت انجام میدهد یا نه از بین 3 معنی بالا برای عدل به معنی حکمت به هر 3 معنا کار داریم وقتی اثبات کردیم خداوند عادل حکیم است یعنی در تمام زمینه ها کارهای او طبق عدل و حکمت است . تم الکلام فی الفصل الاول.
احمد در کتاب « مناقب» ، و ابن منذر، و ابن ابی حاتم، و طبرانی، و ابن مردویه، و واحدی ، و ثعلبی، و ابو نعیم ، و بغوی در تفسیر خود، و ابن مغازلی در « مناقب» با سند های خود از ابن عباس نقل کرده اند: وقتی این آیه نازل شد از رسول خدا پرسیده شد: ای رسول خدا! خویشان تو که مودت و محبت آنها بر ما واجب است چه کسانی هستند؟ فرمود: « علی و فاطمة و ابناها» [ علی و فاطمه و دو فرزندانش].
مناقب علی [ ص187،ح263]؛ المعجم الکبیر[ح12259]؛الکشف والبیان[ ورقه 46،سوره شوری:آیه23] ؛ مناقب علی بن ابی طالب [ ص307-309،ح352].
معاویه اینچنین است!
روزی رسول خدا صل الله علیه و آلهفرمود: « یطلع من هذا الفج رجل من امتی یحشر علی غیر ملتی» ( از این دره مردی از امتمبالا می آید که در قیامت بر غیر دین من محشور خواهد شد)؛ و ناگهان معاویه ظاهر شد.
تاریخ طبری357:11
کلیه حقوق پورتال برای مدرسه علمیه خاتم الانبیاء قم محفوظ بوده و برداشت مطالب تنها با ذكر ماخذ مجاز مي باشد. / Product : MEPORTAL