03 خرداد 1391 ساعت 04:17
 
 

چند جمله برای دل تو

شیطان بیست و چهار ساعته مواظب شماست، او تو را می بیند و تو او را نمی بینی؛ و لیکن همین که از ذکر خدا غافل شدی؛ در دام شیطان می افتی. داداش جون! بعضی ها اعمال خوب انجام می دهند، اما اگر کار حرامی هم پیش بیاید؛ روی گردان نیستند. اینگونه اعمال نتیجه ندارد، داداش جون! گناه کردن، عمل های خیر را از بین می برد. وقتی در قیامت پرده ها از برابرت برداشته شد؛ آن وقت می فهمی که سرت کلاه رفته است، آن وقت دیگر نه راه پس داری، نه راه پیش. داداش جون! «آیة الله حق شناس»

فهرست عناوین

امکانات پورتال

اوقات شرعی



ورود به پورتال






دریافت گذرواژه جدید پورتال

آمار بازدید کنندگان

بازدیدکنندگان: 1076985

حاضرین

حاضرین فعال: 19 نفر مهمان

آمار بازدید کنندگان

 

ولایت فقیه نسخه PDF چاپ ایمیل
15 مهر 1389 ساعت 09:35

 (( هو ))

موضوغ مقاله : ولايت فقيه

مخاطب : براي افراد دبيرستان و دانشجو و طلاب سطح1

محقق : محمد باقر دهقان

استاد راهنما : حجت الاسلام والمسلمين سعیدی حسینی زیدعزه

مدرسه علميه  : خاتم الانبياء(ص)

پایه: دوم ب

سال تحصيلي : 88-89

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ولایت فقیه

مقدمه :

     این موضوع یکی از بحث های  بسیار  مهم در زمان غیبت  امام زمان سلام الله علیه می باشد که به دلایلی در جامعه خیلی مورد تحقیق و بررسی در بین مردم قرار نمی گیرد و کتابهایی را که نوشته شده نیز معمولا در سطح بالاست. یکی از دلایل آن این است که این بحث یکی از ابواب مهم و حسّاس و سخت و پچیده در فقه می باشد. ولی این مسئله بسیار مهم و حسّاس را در عین حال می‏توان آن را به طور آسان و ساده  بیان کرد. امام خمینی قدس سره در این باره در صفحه‏ی اول کتاب ولایت فقیه خود  چنین می نویسد: « ولایت فقیه از موضوعاتی است که تصور آنها موجب تصدیق می شود، چندان به برهان احتیاج ندارد به این معنا که هر کس عقاید و احکام اسلام را حتی اجمالا دریافته باشد، چون به ولایت فقیه برسد آن را به تصور در آورد، بی درنگ آن را تصدیق و تأیید خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت. واین که امروزه نیاز به استدلال پیدا کرده، علتش اوضاع اجتماعی مسلمانان عموماٌ و حوزه های علمیه خصوصاٌ  که در معرفی اسلام تحت تاثیر استعمار قرار گرفته، می باشد.»

     لذا به علت بی احترامی و توهین این جایگاه مقدس و الهی  که در قضایاى اخیر اتفاق افتاد ما بر آن شدیم که تحقیق در باره ی این جایگاه عظیم انجام دهیم.

پاسخ به شبهه ای قبل از وارد شدن به بحث

      جا دارد قبل از اینکه وارد بحث شویم جواب به یک شبهه بدهیم آن هم این که بعضی از مخالفین، شبهه‏ی جدایی دین از سیاست را مطرح کرده اند و می گویند که دین فقط برای مسائل فردی است و باید در انزوا باشد. که جوابش واضح و بدیهی می باشد. البته ما دو نوع سیاست داریم یکی زرنگی، گول زدن مردم و پدر سوختگی که این بد است و دیگری اداره امور جامعه است که منظور سیاست در اسلام این است، نه آن اولی که اسلام آن را ذم کرده. چه طور امکان دارد که ما بگوییم اسلام دین کامل باشد، ولی نباید داخل سیاست شود!!!؟ این اسلامی است که آمریکا می‏خواهد. دین منهای سیاست یعنی درخت بی آب. درباره ی این مسئله باید رفت و دید که دین مبین اسلام چه گفته، نه  حرف دانشمند غربی که در فلان کشور زده. وقتی وارد قرآن می شویم میبینیم که آیات فراوانی از قرآن درباره ی مسائل اجتمائی است از قبیل: مسأله ارث (نساء آیه 11)، در گیری و جنگ (حجرات آیه 9) ، معاملات و تجارت ( بقره 257) ، وحدت مسلمین (جمعه آیه 10)، جرایم اجتماعی (مائده آیه 1) و... . خیلی از احکام دین مبین ما مربوط به مسائل سیاسی می باشد. رسول الله(ص) حکومت تشکیل داد امیر المومنین(ع) حکومت تشکیل داد خودشان ولی امر شدند احکام اسلامی را اجرا می کردند چطور امکان دارد دین از سیاست جدا باشد.

امام خمینی می فرماید: والله اسلام تمامش سیاست است، اسلام را بد معرفی کرده اند اسلام مکتبی است بر خلاف مکتب های غیر تو حیدی، در تمامی شؤون فردی، اجتماعی، مادی، فرهنگی،  سیاسی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد و از هیچ نکته و لو بسیار ناچیز فروگذاری نکرده است.[1]

 

      معنا و مفهوم ولایت فقیه :

      معنای ولایت در این جا یعنی سر پرستی. ولایت فقیه یعنی اینکه آیا در زمان غیبت معصوم(ع)، فقیه جامع الشرایط بر مردم سرپرستی دارد تا بتواند در غیاب معصوم احکام اسلامی را اجرا کند یا اینکه فقیه جامع الشرایط ولایت نداشته باشد و احکام اسلامی هم بر روی زمین بماند.[2]

تاریخچه ی ولایت فقیه :

     عده ای از مخالفان ولایت فقیه آمدند و گفتند که اصل ولایت فقیه یا ولایت فقیه مطلقه از ابداعات امام خمینی(ره) می باشد و هیچ پیشینة تاریخی ندارد. در جواب این گونه افراد که بسیار کم اطلاع هستند! باید گفت: اولاً اصل ولایت فقیه از مسلّمات عقائد شیعه می باشد و مورد اتفاق همه‏ی فقهای ما می باشد. اما ولایت فقیه مطلقه: در مفهوم ولایت  فقیه مطلقه، امام خمینی (ره) چنین میفرماید: همان ولایتی را که حضرت رسول اکرم (ص) در امر اداره ی امور جامعه دارد فقیه جامع الشرایط نیز در زمان غیبت معصوم  دارد.[3]  اما اینکه این بحث از ابداعات امام خمینی(ره) می باشد را به وسیله کلام دو فقیه بزرگ که در باره‏ی این مسئله ادعای اجماع[4] کردهاند پاسخ می دهیم:

محقق کَرَکی از فقهای شیعه در سده دهم  نیابت ولایت فقیه مطلقه جامع الشرایط از معصوم را اجماعی دانسته و نبودن چنین ولایتی موجب معطل ماندن امور شیعان قلمداد کرده است.[5]

فقیه بزرگ، محمد حسن نجفی صاحب کتاب متقن و کتاب عظیم جواهر الکلام در بحث امر به معروف، ولایت فقیه مطلقه را نزد علمای شیعه مسلّم می داند و انکار آن را موجب تعطیلی بسیاری از امور شیعیان دانسته و تردید در ولایت فقیه مطلقه را ناشی از نچشیدن طعم فقه و نفهمیدن رموز کلام معصومان می داند.[6]

      از این دو کلام مشخص می شود که نه تنها این بحث ابداع امام خمینی(ره) نیست بلکه ریشه بسیار قوی در تاریخ فقهی ما دارد که بعضی از فقها بر آن ادعای اجماع کرده اند، البته بسیاری از علما دیگر از قبیل شیخ مفید (ره) (م413ق) و ابن ادریس حلی (م589ق) و ملّا احمد نراقی (م1245ق)و... بر ولایت مطلقه تصریح کرده اند.

همان طوری که گفته شد مسئله ولایت فقیه ریشه تاریخی در فقه شیعه دارد اما به دلیل فشار های سیاسی و تنگناهایی که شیعه به سبب مخالفت با حکومت های جور با آن مواجه بود مجال بحثهای مستقل در باب حاکم و حیطهی اختیارات ولی امر و دیگر مباحث مربوط به فقه سیاسی را منتفی کرده بود، حتی فقیهانی که به صراحت تمام از ولایت فقیه مطلقه دفاع کرده اند نظیر محقق کرکی و صاحب جواهر به طور باب مستقل بحث و تحقیق  نکرده اند. بحث استقلالی در باب ولایت فقیه به دو قرن اخیر بر میگردد که نخستین بار مرحوم ملا احمد نراقی (م1245در عواید الایام) این کار را انجام داد. نکته دیگر در این بحث این است که رشد تدریجی مباحث مربوط به ولایت فقیه نکته ای تازه نیست، زیرا بسیاری از مباحث فقهی و اصولی در گذر زمان وضوح و توسعه یافته است.[7]

فقهی یا کلامی بودن ولایت فقیه

      ما آنقدر توضیح دادیم که بحث ولایت فقیه ریشه تاریخی دارد اما حال می خواهیم بگوییم که بحث اصل ولایت فقیه اصلا بحثِ فقهی نیست بلکه کلامی می باشد. اما آنکه کلامی  و فقهی یعنی چه و به چه درد می خورد و ثمره اش کجاست، این است که اولا کلامی: یعنی اعتقادی یعنی این که مثلا ما اعتقاد دارییم که خدا هست و از طرف خدا پیامبر و امام آمده، این کلامی است. ولی فقهی: یعنی احکامی که ما باید انجام بدهیم. مثال آن فروع دین است و برای کلامی اصول دین است البته ولایت فقیه جزو اصول دین نمی باشد بلکه در مرتبه پایین تر از امامت می باشد به خاطر همین جزو اصول دین نمی باشد. ثانیاً ثمره اش این می باشد که  اگر کسی بخواهد ببیند که این مسئله درست است یا نه نباید برود پیش مرجع خود و از او بپرسد. به دلیل این که مسائل اعتقادی قابل تقلید نیست و همچنین اثبات آن آسان تر می شود.

     اما بررسی این که ولایت فقیه جزو کدام یک است؟ کلامی یا فقهی؟ باید ببینیم ملاک در مسائل فقهی و کلامی چیست؟

     ملاک در کلام: فعل الله است یعنی که خدا آن کار را انجام داده مثلا خدا پیامبر(ص) را انتخاب کرده، خدا امام(ع) را انتخاب کرده اما ملاک در فقه: فعل مکلّف است یعنی کار ما است مثل اینکه  باید روزه بگيریم. طبق این ملاک صحیح، ولایت فقیه طبق بیان زیر کلامی می باشد:

     « آیا خداوند متعال در زمان غیبت معصوم(ع)، مردم را به حال خود رها کرده است یا به فقیه جامع الشرایط ولایت داده تا احکام اسلامی را اجرا کند بر فرض که این اجازه را داده آیا این ولایت انتصاب از طرف معصوم(ع) است [8]یا نه؟» مشخص شد که اصل بحث ولایت فقیه بحثی کلامی است زیرا خدا این ولایت را داده. اما در پیرامون این بحث از  دو جهت در فقه نیز بحث می شود یک این که بر فقیه جامع الشرایط واجب می باشد که ولی امر شود دوم اینکه بر همه واجب است که از او اطاعت کنند. به دلیل این که این دو بحث روی واجب و مستحب رفته و فعل مکلف است و فقهی می باشد.

      امام خمینی قدس سره یکی از اولین اشخاصی بود که ولایت فقیه را از منظر کلامی نگریست و برای آن دلایل عقلی بسیار قوی آورد . [9]

اثبات ولایت فقیه

     دلیل های ولایت فقیه بر سه نوع می باشد: 1) دلیل عقلی محض (یعنی فقط از عقل استفاده میشود) 2) دلیل عقلی مرکب (یعنی هم از عقل استفاده می شود هم از روایت) 3) دلیل نقلی (یعنی فقط از روایت استفاده می شود).

      دلیل عقلی محض اول: این برهان زیبا مربوط به برهان ضرورت نبوت می باشد برهان ضرورت نبوت این بود که انسان به دلیل  نقصان عقلش نمی تواند  راه کمال خود را تشخیص بدهد  و از این رو حیات اجتماعی انسان و نیز کمال فردی و معنوی او، از سویی نیازمند قانون الهی در ابعاد فردی و اجتماعی است و از سوی دیگر نیازمند حکومت دینی و حاکمی عالم و عادل برای تحقق و اجرای آن قانون کامل است. به طور خلاصه یعنی انسان احتیاج به وحی که شامل قوانین فردی و اجتماعی است دارد و همچنین آن اجرا شود. که هر دوي آنها  برای حیات انسانی و رسیدن به کمال نیاز است و فقدان هر یک از دو باعث تباهی و هرج و مرج می شود که هیچ انسان عاقلی آن را نمیپذیرد. این برهان مختص به زمین و زمان خاصی نیست. هم شامل زمان انبیا  می شود که نتیجهاش ضرورت نبوت و هم شامل زمان پس از نبوت رسول خاتم(ص) است که ضرورت امامت را نتیجه می دهد و هم شامل زمان غیبت معصوم(ع) است که حاصلش ضرورت ولایت فقیه است اما طریقه دلالت بر ضرورت ولایت فقیه در این برهان همان طریقه ای است که دلالت بر ضرورت امامت می کند زیرا در بحث امامت احکام خداوند کامل شده و دیگر نیازی به وحی نیست اما طرف دوم این برهان یعنی اجرای قوانین الهی مثل: احکام مالی، احکام دفاع ملی، احکام احقاق حقوق و احکام جزایی، نجات مردم مظلوم و محروم و... باقی میماند پس  امامت ضرورت پیدا می کند ولایت فقیه نیز همچنین است به دلیل اینکه امام غایب است و وحی کامل شده اما احکام اسلام روی زمین مانده در این جا نیز باید شخصی عادل و عالم به احکام اسلام و آگاه به زمان  بیاید تا احکام اسلامی را اجرا کند به همین دلیل است که میگویند کسانی که منکر ولایت فقیهاند در حقیقت منکر غدیرند.[10]

      دلیل عقلی محض دوم: این دلیل به طور خلاصه از مقدمات زیر تشکیل شده است:

الف) هر ملتی به خاطر اینکه در جامعه اش هرج و مرج رخ ندهد نیاز به حکومت دارد.

ب) بهترین حکومت آن حکومتی است که معصوم (ع) در رأس آن باشد.

ج) هنگامی که معصوم(ع) به هر دلیلی اگر موجود نبود باید شبیه ترین به معصوم را در رأس حکومت قرار دهیم این یک  قاعده است اگر 100 را نداشتی حداقل50 یا60 را داشته باش نه آن که آن را از دست بدهی.

د) ملاک مهم در شباهت به معصوم یکی اجتهاد است که خیلی مهم است. زیرا کسی که احکام اسلامی را نداند چطور می خواهد احکام اسلامی را اجرا  کند. دومی تقوا. که اگر ولی امر عدالت نداشته باشد. امکان دارد از این جایگاه سوء استفاده بکند. سومی آگاه به زمان و مدیر و مدبر باشد که این هم از اهمیت بالایی برخوردار است که اگر این را نداشته باشد امکان دارد که او را دچار اشتباه کنند، حکم نامناسب بدهد و... .

      نتیجه: این می شود که در زمان غیبت معصوم شبیه ترین اشخاص  به معصوم که دارای آن  سه ملاک می باشد  باید در رأس حکومت قرار گیرد. که این همان ولایت فقیه است  .[11]

      دلیل عقلی محض سوم: که امام خمینی(ره) بسیار تأکید داشتند: آن هم بدیهی بودن ولایت فقیه است. واضح است که احکام اسلامی در زمان غیبت نباید بخوابد واضح است که هر جامعهای باید سرپرست داشته باشد در همه کارخانه ها، ادارات، مغازه ها و... سرپرست وجود دارد تا به جامعه اسلامی در زمان غیبت که می رسد  شبهه وارد می کنند، مخالفت می کنند. چه شد برای همه جا میشود حالا این جا نمی شود.[12] هم چنین علت های دیگر این جایگاه این است که اگر امام  برای مسلمانان، بر پا نگهدارنده نظم و قانون، خدمتگذار امین و نگهبان پاسدار و امانتداری تعیین نکنند دین به کهنگی و فرسودگی دچار خواهد شد سنن و احکام الهی از بین خواهد رفت، بدعت گذاران چیزها در دین خواهند افزود. [13]

     دلیل عقلی مرکب :

     صلاحیت باقی ماندن دین اسلام تا قیامت یک مطلب قطعی و روشن است و تعطیل نمودن اسلام در یک زمان خاص مخالفت با این قاعده است در زمان غیبت امام زمان(عج)  سه حالت میتواند موجود باشد:

الف) احکام اسلام بخوابد و اجرا نشود.

ب) خود اسلام خودش را اجرا کند.

ج) فقیه جامع الشرایط بیاید واحکام اسلامی را اجرا کند.

     حالت اولی به دلیل اینکه مخالفت صریح با آن قائده دارد، باطل است. حالت دومی هم عقلا باطل است زیرا هیچ قوانینی نمی تواند خودش را اجراکند. فقط حالت سوم می ماند که نمی گذارد این قائده خدشه درا شود که این همان ولایت فقیه است.

نکته: همانطور که گفتیم بحث ولایت فقیه بحث کلامی است به خاطر همین، دلایل عقلی بسیار قوی بر ولایت فقیه ارائه شد که قابل تشکیک نیست و اگر روایت هم در این زمینه نباشد. هیچ شبههای به آن وارد نمی شود. امام خمینی(ره) در این باره می فرمایند: ما برای اینکه ولایت فقیه را – یعنی حکومت فقیه در جامعه اسلامی را- ثابت کنیم احتیاج به دلیل نقلی نداریم اگر چه ادلّه‏ی نقلی هم بر حکومت  فقها و علمای الهی، صادق و شاهد است.[14]    

دلایل نقلی:

     توقیع شریف امام زمان(ع):«و امّا الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه احادیثنا. فانّهم حجتی علیکم و أنا حجه الله» در حوادثی که برای شما رخ می دهد رجوع کنید به راویان احادیث ما. پس آنها حجت من بر شما هستند و من هم حجت خدا.[15]

     برای اسحاق بن یعقوبی یکی از اصحاب امام زمان(ع) مشکلاتی پیش می آید و نامه‏ای به حضرت می نویسد و در آن سوالاتی مطرح می کند یکی از سؤالات این بود که در حوادثی که اتفاق می افتد چه کار کنیم امام زمان(ع) در جوابش می نویسد: در حوادثی که اتفاق می افتد به راویان احادیث ما رجوع کنید که منظور از راویان احادیث آن کسانی‏اند که احادیث را می فهمند. که این همان فقهای ما هستند مگر نه خیلی از افراد بودند که فقط حدیث نقل میکردند و هیچ نمیفهمیدند. آیا اینها می توانند ولی امر شوند. در جواب امام زمان(ع) است که در حوادث واقعه به فقیهان رجوع کنید، این جا منظور حوادث شرعیه نیست زیرا اولا برای اصحاب امام زمان(ع) به دلیل روایات متواتر[16] این چیز واضحی بود که در زمان غیبت باید مردم به فقها رجوع می کردند ثانیا اگر منظور اسحاق بن یعقوب از حوادث واقعه احکام شرعی بود اصولا باید از تعبیراتی نظیر این که «وظیفه ما در حلال و حرام چیست؟» یا « وظیفه ما در احکام الله چیست» و مانند آنها را بکار می برد که تعبیر شایع و رایجی بوده و در سایر روایات هم بسیار بکار رفته است و به هر حال تعبیر حوادث واقعه در مورد احکام شرعی به هیچ وجه معمول و متداول نبوده است. یا حداقل امام زمان(ع) در جوابش میگفت حوادث شرعیه نه واقعه. با توجه به توضیحی که درباره ی این دو واژه داده شد اکنون معنای این روایت این می شود که امام زمان(ع)فرمودند:« در باره ی مشکلات و رخدادهای اجتماعی که در زمان غیبت من در جامعه اسلامی پیش می آید به فقها و علما دین مراجعه کنید زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنانم هستم» و دلالت چنین جمله‏ای بر ولایت فقیه در زمان غیبت بسیار روشن و واضح است.

      دلایل نقلی بسیاری برای ولایت فقیه می باشد که امام خمینی(ره) در کتاب ولایت فقیه خود حدود20 دلیل نقلی آورده اما ما در این جا به دلیل طولانی شدن مطلب و مقدار کمی سنگین بودن مباحث به همین یک دلیل کفایت می کنیم که یکی از دلایل بسیار قوی می باشد. [17]

ولی فقیه نائب عام امام زمان(عج)  :

        وقتی که ما از راه نقلی هم ولایت فقیه را اثبات می کنیم  یعنی دیگر معصوم فرموده: فقیه جامع الشرایط در زمان غیبت ولایت دارد یعنی او جانشین امام زمان(ع) است. البته او جانشین خاص نیست بلکه جانشین عام است. جانشین خاص یعنی امام زمان(ع) یک نفر را انتخاب کند و بگوید او جانشین من است مثل نوّاب اربعه امام زمان(ع). اما دیگر امام زمان(ع) در غیبت کبری شخصی را انتخاب نکردند و این را قرار دادند که هر کس این شرایط (اجتهاد، تقوی، آگاه به زمان) را داشته باشد او در زمان غیبت جانشین من می باشد. که الان نیز حضرت آیت الله العظمی امام سید علی خامنه ای  جانشین امام زمان(ع) می باشد.

مجلس خبرگان

      ولایت فقیه اثبات شد، اما حالا چه کسی باید رهبر شود؟ و چه کسی باید انتخاب کند؟ مانده است؛ انتخاب رهبر مسلمان به عهده متخصصان دینی است نه بقال محله. چون آنها می توانند تشخیص بدهند که چه کسی از همه قوی تر است  به همین دلیل گروهی تشکیل شد به نام مجلس خبرگان که متشکل از علمای دینی می باشد. البته امام خمینی(ره) را، مجلس خبرگان انتخاب نکرد زیرا مجلس خبرگانی نبود. ایشان قیام کردند و بین مردم مقبولیت پیدا کردند و با تأیید علما آن موقع هم مشروعیت پیدا کرد و رهبر این نظام شدند.

ولایت مطلقه

     وقتی کسی با خصوصیات یاد شده و واجد بودن شرایط رهبری، به عنوان « ولی فقیه » برگزیده شد، تا چه مدّت در این منصب و رهبری باقی می ماند؟ و در چه کارهایی ولایت و حق رهبری دارد؟ آیا موقت است یا همیشگی؟ آیا محدود است یا نامحدود؟ در همه‏ی کارهاست یا بعضی از کارها؟

     این، بحثی است که از آن به «ولایت فقیه مطلقه» یاد می شود. مطلقه بودن ولایت، یعنی نه از نظر زمان و مدّت، و نه از نظر اختیارات و قلمرو ولایت و رهبری، حد معینی ندارد. حدّش همان دارا بودن صفات و ویژ گی های لازم است. تا وقتی زنده است و آنها را دارد، ولایت و رهبری هم دارد هر وقت آنها را از دست داد، خود به خود از ولایت می افتد و نیازی به عزل و برکنار ساختن هم نیست.            ولایت فقیه، مثل وکالت مجلس یا ریاست جمهوری یا وکالت های دیگر نیست که مدت معینی داشته باشد. حقی است که از سوی خدا و رسول و امام به او داده شده است، آن هم براساس لیاقت و شرایط. تا وقتی که آن شرایط را دارد دلیل بر عزل یا برکناری یا محدودیت زمانی نیست؛ مثلا اگر در پیش نماز جماعت شرط شده که عادل باشد، یعنی اگر کسی صفت عدالت را داشت باشد می تواند امام جماعت شود . این یک حق دینی و خدایی است و تنها زمانی از صلاحیت می افتد که از عدالت بیفتد. اگر کسی شرایط امام جماعت را داشته باشد، دلیلی ندارد که آن را محدود به زمان خاصی کنیم! مگر آن که مشکل یا عذر خاصی پیش آید . به مثال پزشکی برگردیم: کسی حق دارد طبابت و درمان کند که صلاحیت او از  نظر علمی و اخلاقی وتعهد، ثابت شده باشد. کسی که این صلاحیت را دارد، تا وقتی که زنده است، می تواند بیماران را معالجه کند، مگر آن که از نظر تعهد یا علم و عقل و رعایت مقررات، صلاحیت خود را از دست بدهد که دیگر حق مداوا ندارد. نمی توان کسی را بدون آن که مشکلی برایش پیدا شده باشد، از طبابت منع کرد. این حقی است که به صلاحیت علمی و اخلاقی و قانونی او مربوط می شود.

       ولایت فقیه هم شرایطی دارد؛ هم شرایط علمی و تقوایی، وهم شرایط عملی و قدرت رهبری و کفایت سیاسی (که قبلا با آنها آشنا شدید). وقتی یک فقیه رهبر آن شرایط را داشت، تا هست، رهبر است. مردم که انتخابش نکرده اند، بلکه وجود آن معیارها، صلاحیت ها و لیاقت ها سبب شده که انتخاب شود و به رهبری برسد. در بحث خبرگان هم دانستیم که نقش مهم خبرگان، تشخیص صفات و شرایط و ملاک های رهبری و ولایت در وجود یک فقیه است. پس ولی فقیه و رهبر، انتخاب شده آن صفات و ویژگی های موجود در خود اوست و تا وقتی آنها را از دست نداده، دلیلی ندارد زمان ولایت و رهبری او محدود یا منقضی شود مگر آنکه شخص شایسته تری پیدا شود که نقش خبرگان در انتخاب فرد صالحتر آشکار می شود.

     از نظر حیطه کار و قلمرو و اختیارات هم حد و مرزی ندارد یعنی چون رهبر و پیشوای جامعه است پس در هر جا هر نوع اختیاراتی که برای هدایت جامعه و رهبری عموم لازم باشد، آن را دارد. این لازمه رهبر است. مگر می توان کسی را رهبر قرار داد ولی گفت که در فلان مسئله و فلان موضوع و فلان بخش که از کارهای عمومی جامعه است، حق دخالت بر نظر و رهبری نداری؟ همیشه «مسئولیت» با « اختیارات » باید متناسب  و هماهنگ باشد. هر چه دایرهی مسئولیت وسیع تر باشد طبیعی است که اختیارات هم باید بیشتر باشد، مثلا اگر کسی مدیر یک مدرسه است در حد همان مدرسه هم در کارهایی که به اداره ی آنجا مربوط شود اختیارات دارند. کسی هم که رهبر یک جامعه است – آن هم در همه ابعاد – روشن است که حدود اختیاراتش هم بسیار گسترده است می تواند به اقتضای مصالح کشور، اعلام جنگ یا صلح کند یا خطوط اساسی نظام  و جامعه را در مسائل داخلی و خارجی ترسیم کند، یا خیلی کارهای دیگر که در قانون اساسی معین شده است. این بحث، همان «ولایت فقیه مطلقه» است که  به آن اعتقاد داریم.

      حضرت امام فرموده است: امروز، فقهای اسلام حجت بر مردم هستند. همانطوری که حضرت رسول(ص) حجت خدا بود و همهی امور به او سپرده شده بود و هر کس تخلّف می کرد بر او احتجاج می شد، فقها از طرف امام(ع) حجت بر مردم هستند. همه امور و تمام کارهای مسلمین به آنان واگذار شده است. در امر حکومت، تمشیت (روش) امور مسلمین، اخذ و مصرف عواید عمومی هر کس تخلّف کند، خداوند بر او احتجاج خواهد کرد.[18] 

       همچنین ایشان فرموده اند:« فقها، اوصیای دست دوم رسول اکرم(ص) هستند، و اموری که از طرف رسول الله(ص) به ائمه(ع) واگذار شده، برای آنان نیز ثابت است، و باید تمام کارهای رسول خدا را انجام دهند؛ چنانکه حضرت امیر(ع) انجام داد».[19]

خوشبختانه در «قانون اساسی»، هم مباحث مربوط به ولایت فقیه آمده است، هم کیفیت انتخاب رهبر و مسائل خبر گان رهبری، هم دایره ی اختیارات ولی فقیه. و این نشان می دهد که این مطالب، از سوی اندیشمندان و فقیهانی که قانون اساسی را تدوین کرده اند نیز مورد توجه بوده اند.

       در اصل 110 قانون اساسی وظایف و اختیارات رهبر، این گونه آمده است:

      1. تعیین سیاست های نظام جمهوری اسلامی ایران، پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام.

     2. نظارت برحسن اجرای سیاست های کلی نظام.

     3. فرمان همه پرسی.

     4. فرماندهی کل نیرو های مسلح.

     5. اعلام جنگ و صلح و بسیج نیرو ها.

     6. نصب و عزل و قبول استعفا:

     الف) فقهای شورای نگهبان.

     ب) عالی ترین مقام قوه قضاییه.

     ج) رییس سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران.

     د) رییس ستاد مشترک.

     ح) فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

     و) فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی.

     7. حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه (قوه ی قضاییه، مجلس و دولت).

     8. حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام.

     9. امضای حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم.

      صلاحیت داوطلب ریاست  جمهوری  از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می آید، باید قبل از انتخابات به تأیید شورای نگهبان و در دوره ی اول به تأیید رهبری برسد.

     10. عزل رئیس جمهور؛ بادرنظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی، یا رأی مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل 89 .

     11.عفو یا تخفیف مجازات محکومین در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رئیس قوه قضاییه.

      همچنین رهبر می تواند بعضی از وظایف و اختیارت خود را به شخص  دیگری تفویض کند .

      تا اینجا محدوده‏ی اختیارات و وظائف رهبری را طبق قانون اساسی شناختیم. می بینید که وظیفه حساس و سنگین است و کسی را می طلبد که جامعیت لازم را در ابعاد مختلف داشته باشد تا بتواند جامعه ی اسلامی را همراه با عزت و اقتدار و مصالح کشور و مردم، به اهداف بلندش برساند.

      ولایت فقیه، حکومت دین و مکتب است، لیکن از طریق پیشوایی و رهبری مردانی خود ساخته  و دین شناس و توانا که بر پایه ی دین و احکام خدا جامعه را مدیریت می کنند. ولایت فقیه، نه تنها هیچ گونه دیکتاتوری ندارد، بلکه جلوی خود کامگی و دیکتاتوری را در جامعه می گیرد(آنجا که امام راحل می فرماید: بهترین اصل در قانون اساسی، این اصل ولایت فقیه است و نیز فرمود: ولایت فقیه است که جلوی دیکتاتوری را می گیرد. اگر ولایت فقیه نباشد دیکتاتوری می شود[20]) و به جامعه،  هم «سرعت حرکت» می بخشد و هم جهت حرکت را به سوی خدا و معنویات و استقلال کشور و عزت مسلمین قرار می دهد. وقتی مردم بر محور ولایت فقیه، متّحد و منسجم باشند، امت اسلامی از قدرتی کم نظیر و خلل ناپذیر برخوردار می شود. ولایت فقیه، نقش کنترل کننده جامعه را دارد و هنگام خطر برای اسلام و مسلمین، به منزله یک ترمز قوی است که از سقوط یک ملّت در دامی بزرگ یا درّه ای خطرناک جلوگیری می کند. اگر حکومت اسلامی دارای چنین پشتوانه ای برای کنترل و نظارت و بسیج همگانی و حفظ اصالت نباشد، تضمینی برای حرکت صحیح  یا تداوم سیر و مسیر اسلام و انقلاب نخواهد بود. «شاخص» در این حرکت و درستی آن همان ولایت فقیه است. [21]

شخص رهبری

      عده ای از مخالفین که نتوانسته اند به این جایگاه عظیم اشکال وارد کنند وهرچه نیز اشکال کردند جواب شنیده اند، می آیند و شخص رهبر را خدشه دار می کنند که در این جا می خواهیم کلام علما را درباره ی مقام معظم رهبری بیاوریم تا دیگر هیچ شک و شبهه ای نماند.

امام خمینی: بعد از سخنرانی مقام معظم رهبری در کره جنوبی فرمودند: ایشان برای رهبری شایسته‏اند.[22]

     حاج سید احمد خمینی خطاب به مقام معظم رهبری فرمودند: حضرت امام از جناب عالی بعنوان مجتهدی مسلم و بهترین فرد برای رهبری نام بردند.[23]

سید حسن نصر الله: بعد از اینکه او را مرد سال نامیده و در کشور عربی نیز عنوان موفق ترین رهبر جهان عرب به او اختصاص داده شد. بعدش در دیداری با مقام معظم رهبری در حالی که سران کشورهای عرب حضور داشتند دست مقام معظم رهبری را بوسید و بعد ازجلسه دلیلش را پرسیدند او فرمود: خواستم به همه کسانی که مرا می شناسند بگویم که من سرباز رهبر انقلابم.[24]

    آیت الله فاضل لنکرانی: در مقام شامخ علمی و اجتهاد و فقهات معظم له هیچ گونه تردید نیست.[25]

    آیت الله اراکی: انتخاب حضرت عالی به مقام رهبری جمهوری اسلامی ایران، مایه دلگرمی و امیدواری ملت قهرمان ایران است. [26]  

     آقای صانعی (قبل از گمرا ه شدنش): اجتهاد حضرت آیت الله خامنه ای ثبوتا و نیاز به نظر دادن نداشته و ندارد و نه تنها مجتهد مسلم می باشد بلکه فقیه جامع الشرایط واجب الاتباع است امید آن که سایه اش بر سر مسلمین مستدام باشد.[27]

     آیت الله مصباح یزدی: من اگر بخواهم درباره ی ایشان و ویژگی هایی که خدای متعال به ایشان عطا فرموده و امتیازاتی که به ایشان لطف کرده  صحبت کنم، حقش را نمی توانم ادا کنم، ولی چند جمله کوتاه عرض بکنم که ایشان فقاهت را توأم با تقوا، تیز هوشی و فراست را توأم با بردباری و سعه صدر، مدیریت را همراه با تعبّد و پایبندی به اصول و مبادی اسلامی؛ فکر روشن ثاقب و درخشان را با دور اندیشی و تشخیص مصالح دراز مدت امت اسلامی، حزم و احتیاط را توأم با شهامت و بهره‏مندی از علوم مختلف اسلامی را همراه با ذوق و گرایشهای هنری اصیل، اعتماد به نفس را همراه با توکل بر خدای متعال؛ تلاش و جدیت و نظم و برنامه ریزی را توأم با توسل به ولی عصر (عج) و ائمه اطهار و در یک کلمه همه شرایط و مزایای مدیریت را با روح عبادت و بندگی و اخلاص جمع می کند.[28]

     آیت الله بهاء الدینی: در یکی از سفرهای مقام معظم رهبری به قم به منزل این عارف بزرگ رفتند. حجت السلام حیدری کاشانی فردای آن از آیت الله بهاء الدینی پرسیدند آیا آن معظم له به این جا آمده بودند؟ آیت الله بهاء الدینی فرمودند: بله چند دقیقه خورشید این جا تابید و رفت. او چون خورشیدی دارای خیر و برکات است.[29]

      آیت الله صافی گلپایگانی: من همان تبعیت و احترام و حمایتی را که برای حضرت امام قائل بودم برای شما نیز هستم و تضعیف شما را حرام می دانم.[30]

      شهید مطهری: سید علی خامنه ای از نمونه های ارزنده ای است که برای آینده موجب امیدواری است.[31]

     آیت الله صدیقی می فرمایند: یکی از علما در کنار کعبه امام زمان (ع) را دیده بودند که امام زمان (ع) مشغول به دعا بودند. آن عالم می گوید که امام زمان(ع) اسماً برای مقام معظم رهبری دعا می‏فرمودند.[32]

     آیت الله جوادی آملی: اجتهاد و عدالت آیت الله جناب آقای حاج سید علی خامنه ای (دامت برکاته) مورد تأیید می باشد. لازم است امت اسلامی (ایدهم الله) در تقویت رهبری معظم له در بذل نفس و نفیس در هیچ گونه نثار و ایثار دریغ نفرمایند. [33]

نکته پایانی بحث ولایت فقیه :

      امام خمینی می فرمایند: وقتی می گوییم ولایتی را که رسول اکرم(ص) و ائمه(ع) داشتند، بعد از غیبت فقیه عادل دارد. برای هیچ کس این توهم نباید پیدا شود که مقام فقها همان مقام ائمه(ع) و رسول اکرم(ص) است. زیرا اینجا صحبت از مقام نیست؛ بلکه صحبت از وظیفه است. «ولایت» یعنی حکومت و اداره ی کشور و اجرای قوانین شرع مقدس، این یک وظیفه سنگین و مهم است نه اینکه برای کسی شأن و مقام غیر عادی به وجود بیاورد و او را از حد انسان عادی بالاتر ببرد. به عبارت دیگر در ولایت مورد بحث یعنی حکومت و اجرای و اداره و برخلاف تصوری که خیلی از افراد دارند، امتیاز نیست بلکه وظیفه ای خطیر است. [34]

ضرورت تشکیل حکومت اسلامی

بحث ولایت فقیه تمام شد اما چون این بحث تا حدودی زیادی مرتبط با ولایت فقیه می باشد بهتر است که نگاهی گذرا به این جایکاه داشته باشیم :

      دلایل زیادی برای تشکیل حکومت اسلامی وجود دارد که ما به بعضی از آ نها اشاره می کنیم:

     دلیل اول: از آنجایی که نبودن حکومت باعث هرج و مرج و فساد در جامعه می باشد، و هیچ عاقلی این را قبول نمی کند که در جامعه فساد شود نتیجه می گیریم که باید حکومت در جامعه تشکیل شود و به دلیل این که  بهترین حکومت آن است کامل ترین قوانین را داشته باشد و از آن طرف هم قوانین اسلام کامل و تام است پس باید حکومت اسلامی باشد. و این برهان برای زمان خاصی نیست یعنی کسی نمیتواند بگوید که این فقط برای زمان معصوم(ع) است و در زمان غیبت معصوم(ع) این باید برداشته شود.  زیرا الان نیز احکام اجتماعی اسلام کامل است و اگر حکومت هم نباشد فساد ایجاد می شود .

     دلیل دوم: این که خداوند قوانین اجتماعی اسلام را آورده؛ فقط سرف آوردن کافی نیست، اجرای آن نیز نیاز است(که این بدیهی می باشد) و برای اجرایش  نیاز به موسسات اجرایی دارد این موسسات اجرایی همان حکومت است.

      دلیل سوم: سنت و رویه رسول اکرم(ص) وامیر المؤمنین(ع) است. تاریخ شهادت می دهد که این دو بزرگوار تشکیل حکومت داده و به اجرای قوانین و برقراری نظامات اسلام پرداخته و به اداره‏ی جامعه بر خواسته اند، والی به اطراف می فرستادند، به قضاوت نشسته، جنگ می کردند، معاهده و پیمان می بستند و حد می زدند، همچنین حاکم تعیین می کردند پیامبر حضرت علی(ع) را و حضرت علی(ع) نیز امام حسن(ع) را انتخاب کردند این به این معناست که حکومت پس از رحلت رسول اکرم(ص) نیز لازم است.

     دلیل چهارم: این برهان مخصوص تشکیل حکومت در زمان غییبت می باشد. آن هم این که قوانین اسلام منحصر و محدود به زمان خاصی نیست، اگر قوانین در زمان رسول الله(ص) باید اجرا شود در این زمان نیز باید اجرا  شود، اگر در زمان رسول اکرم(ص) تشکیل حکومت جایز است، در این زمان نیز جایز است (حلال محمد(ص) حلال الی یوم القیامه و حرام محمد(ص) حرام الی یوم القیامه) و از آن جایی که در آن زمان هم قوانین اجتماعی و هم حکومت برای اجرای آن موجود بوده به همان دلیلی که، اسلام منحصر در زمان و مکان خاصی نیست  باید در این زمان نیز حکومت تشکیل شود.

      دلیل پنجم: آن هم بدیهی بودن تشکیل حکومت اسلامی است شخصی از آیت الله خوشبخت پرسید: دلیل تشکیل حکومت به وسیله ی انقلاب اسلامی چیست؟ ایشان فرمودند:  بدیهی می باشد حکومت شاه بهتر بود یا الان. مطمئناً همه می گویند الان و اگر کسی این را قبول نکرد جداً خیلی بی انصاف می باشد. و فائده انقلاب اسلامی را هیچکس نمی تواند مورد تشکیک  قرار دهد ولی حال اینکه در یک قسمت از کشور مشکلی به وجود آمده یا یک نفر اشتباهی کرده و یا دزدی شده به حساب حکومت نباید گذاشت زیرا از این جور مشکلات در زمان معصوم نیز اتفاق می افتاد این را باید  به حساب آن شخص خطا کار  گذاشت  این که در اصل حکومت نبوده،  مردم زمانی می توانند این را به حساب حکومت اسلامی بگذارند که در اصل حکومت خطا باشد حالا یک نفر تو یك جایی غلطی می کند به نظام  فحش می دهند، این کار اشتباهی است. [35]

      امید است که ملّت مسلمان ما قدر شناس این نعمت بزرگ و عزّت آفرین و وحدت بخش باشد و باسپاس به درگاه خداوند به سبب برخورداری از این موهبت، از پروردگار متعال توفیق «شکر عملی» این نعمت را بخواهد. شکر عملی نعمت ولایت فقیه، اطاعت از او و همبستگی و وحدت بر محور این «عامل وفاق» است. باشد که صاحب اصلی ولایت، حضرت مهدی، امام زمان(ع) ظهور کند و حکومت واحد جهانی را بر اساس قسط و عدل و حاکمیت قرآن، بر سر همه انسان ها سایه گستر سازد.                    

پایان بحث شیرین ولایت فقیه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[1] صحیفه نور ، ج 11ص65  

[2] برگرفته شده از کتاب ولایت فقیه در باین امام خمینی و مقام معظم رهبری ص198 

[3] ولایت فقیه  ص50

[4] مورد اتفاق

[5] رسائل المحقق الکرکی ،ج1 ، 142-143(رساله فی الصلاه الجمعه )

[6] جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام ، ج 21،ص 396-397

[7] برای مطلعه بیش تر می توانید به کتاب حکومت اسلامی ،ص 127مراجعه کنید

[8]  زیرا خدا معصوم را انتخاب کرده اگر معصوم کسی را انتخاب کند از طرف خداانتخاب کرده .

[9] برگرفته شده از کتاب 141

[10] برگرفته شده از کتاب ولایت فقیه آقای جوادی ص 151

[11] کتاب نظریه گذرا به بحث ولایت ولایت فقیه بخش اثبات عقلی  ولایت فقیه 

[12]  برگرفته از سخان امام خمینی و مقام معظم رهبری کتاب ولایت فقیه در بیان امام همینی و مقام معظم ورهبری ص201-203

[13] برگرفته شده ازکتاب ولایت فقیه امام خمینی ص 39 

[14]و هم چنین کتاب نظریه گذرا به ولایت فقیه آقای مصبح بخش اثبات نقلی ولایت فقیه  و برگرفته از سخنان امام خمینی کتاب ولایت فقیه ص49 و 28

[15] کمال الدین ج2 ص 438

[16] یعنی همه ذکر کرده اند

[17] و برگرفته شده از کتاب ولایت فقیه در  بیانلت مقام معظم  رهبری و امام خمینی ص206

[18] (ولایت فقیه امام خمینی ص 106

[19] امام خمینی کتاب ولایت فقیه ص 77

[20] کلمات قصار امام خمینی ص 119

[21] 53  کتاب ولایت فقیه به زبان ساده آقای محدثی ص

[22] به نقل از سید احمد خمینی

[23] مرکز تحقیقات اسلامی سپاه ، نسل کوثر بهنقل از روز نامه رسالت 68/3/16 کتاب خاطرات سبز

[24] عبرت های عاشورا سل سوم شماره 64    مرداد1385 کتاب خاطرات سبز

[25] حکایت نامه سلاله  ص225 کتاب خاطرات سبز

[26] روزنامه جمهوری اسلامی 22/3/68کتاب خاطرات سبز

[27] مرکز تحقیقات اسلامی سپاه نسل کوثر کتاب خاطرات سبز

[28] کتاب خاطرات سبز مرکز تحقیقات سپاه نسل کوثر ص 118

[29] پرتوی از خورشید ص کتاب خاطرات سبز 40

[30] کتاب خاطرات سبز شمیم خاطره ها ص48

[31] کتاب خاطرات سبز سلاله ابرار ص88

[32]در یکی از سخنرانی هایشان  فرموده اند

[33] مرجعیت از دیدگاه  فقها و بزرگان ص 72

[34] کتاب ولایت فقیه امام خمینی ص 51

[35]  این بحث برگرف ازکتاب ولایت فقیه امام خمینی بحث ضرورت تشکیل حکومت ص 25می باشد .

نظر
افزودن جدید جستجو
ناشناس 2011-08-25 15:52:35

خيلي عالي
نظرات
نام:
ایمیل:
 
عنوان:

."

 
 

تازه ها

  :: وقتی وهابی نمی تواند وضوی خود را کنترل کند + فیلم   :: گزارش فرهنگی اردوی راهیان نور - اردیبهشت 91 + عکس   :: پیاده روی طلاب بمناسبت روز جمهوری اسلامی   :: حروف جر و زائده کاری از آقای کریمی   :: التلخیص التشجیری فی المنطق التعلیمی - اثر آقای سیدمحمدحسین جعفری   :: اذ،اذا،ما،ال- کاری از آقای سیدعلی حسینی   :: ولایت فقیه - تحقیق آقایان سازندگی،آیت،تفتی،مسلمی   :: تنبیهات المعاطاة   :: منابع روایت « لولا علی لهلک عمر»   :: چهل حدیث از امام عصر(عج)   :: آیا وهابیت به پایان عمر خود نزدیک می شود؟   :: بدعت عمر در نماز تراويح   :: نهى از شعر خواندن در مسجد   :: انتقاد آیة الله مکارم شیرازی از تعطیلات زیاد حوزه   :: یه کم هم از اختلاس   :: احادیثی در مورد نوروز   :: روضۀ آیت الله حسن‌زادۀ آملی در شام غریبان امام حسین علیه السلام   :: جسد فرعون   :: شعر جالب يک بچه آفريقايي   :: شاخ شیطان تحقیق آقایان نجفی، کرمی، حسین زاده   :: گزارش مرکز خبر حوزه از برنامه های تابستانی کانون خاتم   :: گزارش مرکز خبر حوزه از اردوی تابستانی سال 90   :: سخنرانی آقای سیدهادی مرتضوی   :: سخنرانی آقای سیدمحمدحسین رضایی موسوی در زمینه خطبه 11 نهج البلاغه   :: كارآمدي ولايت فقيه در بحران هاي اجتماعي   :: سوالات مسابقه تفسیر سوره حجرات - ویژه طلاب و خانواده اساتید   :: سوالات مسابقه تفسیر سوره حجرات - ویژه اساتید   :: مهدویت، کاری از آقایان محمودی،نیک پور،پناهیان،مسلمی زاده   :: خطبه امام سجاد «علیه السلام»، قیام بر علیه نیرنگ ها   :: تفسیر سوره مبارکه حجرات   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه پنجم/ششم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه چهارم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه سوم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه دوم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه اول   :: قواعد اعلال   :: استصحاب در نحو به قلم آقای احسان پیرهادی   :: تجــــزیه و ترکیب اختـــــلاس   :: دل نوشته ای از نوع مسئول سایت   :: شخصیت محمدبن حنفیه، سخنرانی آقای رضایی موسوی   :: بصیرت شیشه ای!!!   :: کتاب باید در خانه اش نوشته شود   :: درآمد دستفروش   :: شوخی در دستشویی!   :: نمی دونم چرا آقای صبور یه جوری من رو نگاه کرد ؟   :: سخنرانی آقای دهقان پیرامون خطبه33 نهج البلاغه   :: سخنرانی آقای بنی حسینی، خطبه 32 نهج البلاغه   :: خلاصه ای از برنامه های تابستان 1390 کانون فرهنگی هنری خاتم   :: دنیای وارونه   :: چرا بازی شطرنج حرام است؟

پیشنهادات ویژه

 
 

 

 


ائمه از نگاه اهل سنت

احمد در کتاب « مناقب» ، و ابن منذر، و ابن ابی حاتم، و طبرانی، و ابن مردویه، و واحدی ، و ثعلبی، و ابو نعیم ، و بغوی در تفسیر خود، و ابن مغازلی در « مناقب» با سند های خود از ابن عباس نقل کرده اند: وقتی این آیه نازل شد از رسول خدا پرسیده شد: ای رسول خدا! خویشان تو که مودت و محبت آنها بر ما واجب است چه کسانی هستند؟ فرمود: « علی و فاطمة و ابناها» [ علی و فاطمه و دو فرزندانش].

مناقب علی [ ص187،ح263]؛ المعجم الکبیر[ح12259]؛الکشف والبیان[ ورقه 46،سوره شوری:آیه23] ؛ مناقب علی بن ابی طالب [ ص307-309،ح352].

معاویه اینچنین است!

روزی رسول خدا صل الله علیه و آله  فرمود: « یطلع من هذا الفج رجل من امتی یحشر علی غیر ملتی» ( از این دره مردی از امتم  بالا می آید که در قیامت بر غیر دین من محشور خواهد شد)؛ و ناگهان معاویه ظاهر شد.

تاریخ طبری357:11