03 خرداد 1391 ساعت 03:51
 
 

چند جمله برای دل تو

شیطان بیست و چهار ساعته مواظب شماست، او تو را می بیند و تو او را نمی بینی؛ و لیکن همین که از ذکر خدا غافل شدی؛ در دام شیطان می افتی. داداش جون! بعضی ها اعمال خوب انجام می دهند، اما اگر کار حرامی هم پیش بیاید؛ روی گردان نیستند. اینگونه اعمال نتیجه ندارد، داداش جون! گناه کردن، عمل های خیر را از بین می برد. وقتی در قیامت پرده ها از برابرت برداشته شد؛ آن وقت می فهمی که سرت کلاه رفته است، آن وقت دیگر نه راه پس داری، نه راه پیش. داداش جون! «آیة الله حق شناس»

فهرست عناوین

امکانات پورتال

اوقات شرعی



ورود به پورتال






دریافت گذرواژه جدید پورتال

آمار بازدید کنندگان

بازدیدکنندگان: 1076928

حاضرین

حاضرین فعال: 21 نفر مهمان

آمار بازدید کنندگان

 

ريشه هاى سياسى انديشه عدالت تمام صحابه نسخه PDF چاپ ایمیل
08 تیر 1389 ساعت 10:31

ريشه هاى سياسى انديشه عدالت تمام صحابه

نظام سياسى اسلام:

الف ـ اختلاف واقعيت با الگوى نظام سياسى:

آن نظام سياسى كه از زمان وفات رسول خدا تا سقوط آخرين سلطان عثمانى در جامعه اسلامى و تاريخ سياسى اسلام محقق شده بود، با آن نظام سياسى اسلامى كه خداى تعالى بر بنده خود محمد ((صلى الله عليه وآله وسلم)) نازل فرموده تا مسلمين را در هر زمانى رهبرى كند، به طور كلى اختلاف دارد. با تأكيد بر وجود اين اختلاف بايد توضيح دهيم كه حجم اين بر حسب اشخاص و زمانها متفاوت است. مقتضى است اين نكته را نيز تذكر دهيم كه اختلاف واقعيت با الگو بر هيچ صاحب بصيرتى، اگر تقليد كوركورانه را ترك كند، مخفى نيست. زيرا اگر نظام سياسى اسلامى بعد از وفات رسول خدا با شكل و مضمون الهى آن تطبيق مى شد:

1ـ دولت اسلامى از هم نمى پاشيد.

2ـ آن همه كشتار و فتنه پديد نمى آمد.

3ـ امت اسلامى دچار تفرقه و دوگانگى نمى شد.

4ـ گسترش پر بركت اسلامى در محدوده حاضر متوقف نمى شد و اسلام عزيز تمام جهان را فرا مى گرفت و جريان تاريخ بشرى را تغييرى بنيادين و اساسى مى داد.

ويلز، فيلسوف انگليسى، در كتاب "تجربه تاريخ عمومى" مى گويد: اگر اسلام همان مسير نخستين خود را مى پيمود و فتنه ها رخ نمى داد، هرآينه اسلام تمام جهان را فتح مى كرد.(136)

دانشمندان جهان غرب معتقدند ـ و اين ميزان دانش ايشان است ـ كه نظام خلافت عيناً همان نظام سياسى اسلام است و آنچه را مى خواهند عيناً اعاده همان نظام خلافت است. با آنكه نظام سياسى اسلامى كامل در زمان رسول خدا پديد آمد و تطبيق شد، پيش از آنكه نظام خلافت پديد آيد. زيرا مقصود از خلافت و جانشينى، جانشينى پيامبر است. پس اگر نظام سياسى اسلامى همان نظام خلافت است، پس نظامى را كه پيامبر اكرم پايه گذارى كرد كدام است؟ البته نظامى كه پيامبر محقق فرموده، نظام سياسى اسلامى الهى است كه قبل از نظام خلافت به طور كامل تطبيق گرديده و آن اصل نظام و الگوى نظام سياسى اسلام است.

ب ـ نظام سياسى اسلام:

نظام سياسى اسلام، نظامى است كه پيامبر در آغاز دعوت خود با علاقه و محبتى كه به پيروان خود داشت، محقق فرمود. سپس در زمانى كه دعوت حضرت به تأسيس دولت مبدّل گرديد، حضرت اين نظام را در عصر حاكميت و رياست مبارك ده ساله خود نيز ادامه داد و آن را پياده كرد. و پيش از رحلت آن حضرت، خداوند دين را كامل و نعمت را تمام فرمود و همه چيز را به طور كلى و كامل، براى مردم بيان كرد. و با تحقيق و كنكاش به اين نتيجه مى رسيم كه دين اسلام يك نظام الهى است و آماده و مهيا است كه به صورت برترين نظام جهانى براى پيشرفته ترين و مترقى ترين دوران زندگى انسان باشد. زيرا آن يك نظام الهى نمونه در برترين شكل و نهايى ترين ساختار است.

ج ـ اركان نظام سياسى اسلام:

نظام سياسى اسلام بر چهار ركن استوار است كه برخى از آنها به برخى پيوند خورده است; مانند پيوند اعضاى يك پيكر كه جدا كردن آنها از يكديگر متعذر است. چون اگر ميان آنها جدايى افتاد، به همان اندازه ويژگى اسلامى بودنش را از دست مى دهد و دير يا زود نظام از هم مى پاشد. زيرا همين اركان است كه آن را از ديگر نظامها جدا و ممتاز مى كند و تنها در صورت كامل شدن اين اركان نتيجه مطلوب از نظام سياسى اسلام به دست مى آيد.

ركن اول: رهبرى سياسى:

بطور كلى در اديان الهى عموماً، از جمله در اسلام رهبرى سياسى مستقيماً، از طرف خداوند تعيين ـ گماشته ـ مى شود; چنانكه براى داوود و سليمان و محمد ((صلى الله عليه وآله وسلم)) پيش آمد. پس خداى سبحانه و تعالى، ايشان را به نبّوت و رياست دولت برگزيد و ايشان دستور و نظام الهى را به صورت مستقيم يا غير مستقيم دريافت كردند. مثلاً طالوت كه براى رهبرى سياسى بنى اسرائيل برگزيده شد و پيامبر بنى اسرائيل به آنان خبر داد كه خداوند طالوت را فرمانرواى آنان قرار داده است. بنى اسرائيل گمان مى كردند كه طالوت شايستگى آن را ندارد و به اين امر اعتراض كردند، اما خداوند روشن ساخت كه طالوت از جهات متعددى داراى شايستگيهاى بسيار است. از جمله توانايى جسمى و دانش فراوانى كه خداوند به او عطا فرموده است وانگهى فضل و برترى بخشيدن به دست خداست و او بهتر مى داند كه چه كسى به اين مقام سزاوارتر است. همچنين مانند برگزيدن خداى تعالى على بن ابى طالب را براى مقام رهبرى سياسى بعد از وفات پيامبر ((صلى الله عليه وآله وسلم)) و اعلام اين گزينش توسط رسول خدا در حضور يكصدهزار مسلمان در حجة الوداع كه در سرزمين غدير خم انجام گرديد.

هدف خداوند از گزينش رهبرى سياسى چيست؟

بديهى است هدف مردمى كه از اغراض و شهوات، پاك و منزه اند آن است كه رهبرى را به داناترين، فاضلترين و مناسبترين افراد، كه يقيناً از ديگران برترند، بسپارند. ولى از آنجايى كه شناختن فردى با چنين خصوصيات و صفات امكان پذير نيست، لذا خداى تعالى بر بندگان مؤمن خود تفضّل فرمود و بيان كرد كه مقصود و مطلوب آنان، فلان شخص است و اگر واقعاً در جستجوى انسان برتر و شايسته هستند، از او پيروى كنند. چون رهبرى كارى كاملاً فنى تخصصى است و غالباً جانشينى پيامبر است و از كارهاى مهم و اساسى مقام نبوت، پيشوايى است. پيشوايى، الگو بودن، بيان احكام، تبليغ و سعه صدر در برابر محكومين و حرف آخر را زدن است; به گونه اى كه فهم او در همه موارد با مقصود الهى ـ در هر قاعده و قانونى از مجموعه حقوقى الهى ـ منطبق باشد، و لذا اينگونه امور، يعنى هدايت و رهبرى توده مؤمنين را نمى توان به ميلهاى ناسازگار مردم واگذار كرد بنابر اين ركن رهبرى تنها فرق و امتياز عملى ميان نظامهاى قراردادى بشرى با نظام اسلامى است. در نظامهاى وضعى بشرى، گزينش رهبرى سياسى داناتر، افضل و انسب بر سبيل فرض و گمان است، نه بر سبيل جزم و يقين، كه با پيروى از خط مشى و روش الهى حاصل مى شود.

ركن دوم: پيوند ميان عقيده و رهبرى سياسى:

خداوند هيچ كتابى را نفرستاده، مگر بر بنده اى ازبندگانش، و بشريت را به هدايتى اختصاص نداده، مگر آنكه هدايتگرى با آن بوده است، و نيز انجام هيچ رسالت الهى جز به رهبرى پيامبران تحقق نيافته است. بنابر اين پيوند ميان كتاب و هدايت و رسالت از يكسو، و بندگى و هدايتگرى و رسول بودن از سوى ديگر، مانند پيوند اعضاى يك بدن با يكديگر است. پس بايد كتاب بيان شود و هدايت و رسالت نيز توضيح داده شود. و آنگاه به مقتضاى آن عمل گردد. همچنين بايد محدوده زمانى موجود ميان آغاز كار (ارسال كتاب و بيان آن از سوى پيامبر) تا تحقق نتيجه، زمينه اى براى اجرا و پياده شدن عملى محتويات كتاب الهى و دستورات موجود در آن باشد. و در نتيجه تجربه بسيار غنى از كتاب و هدايت و رسالت به دست مى آيد و محتواى آنها روشن مى گردد. و اگر عكس آن مفيد بود، خداى تعالى براى هر فرد مكلفى يك نسخه از كتابهاى خود را مى فرستاد، لكن اين كارى فنى و تخصصى است. پس محمد ((صلى الله عليه وآله وسلم)) خود يگانه كارشناس براى بيان اسلام است; بيانى يقينى و مطابق با مقصود الهى در مورد هر بيان و عبارتى. او از هركس ديگر داناتر به كتاب و هدايت و رسالت است. و بهترين و برترين پيرو اسلام است و مناسبترين فرد براى رهبرى سياسى پيروان اسلام و تربيت آنان بر طبق احكام اسلام. بنابر اين كسى را كه محمد ((صلى الله عليه وآله وسلم)) براى خلافت معرفى و نامزد مى كند، به دستور پروردگار است و شايسته ترين فرد براى ادامه راه او و حفظ پيوند و پيوستگى تنگاتنگ ميان عقيده الهى اسلامى و رهبرى سياسى است.

ركن سوّم: نظام حقوقى الهى (قرآن و....):

در نظام سياسى اسلام، امام يا رهبر سياسى آزاد نيست كه هرگونه خواست حكومت كند، بلكه مقيد است به مجموعه حقوقى الهى; به گونه اى كه حكم او در هر امرى از امور كاملاً منطبق با اراده و خواست الهى باشد و چگونگى و مضمون حكم عين حكم الهى باشد. زيرا مجموعه حقوقى، از سوى خداى تعالى وضع گرديده و ساخته رهبرى و يا مردم و رعايا و محكومين به اين احكام نيست و آنچه ابتدائاً به نظر مى رسد كه حكم رسول خدا و سخن اوست، در حقيقت از وحى الهى اقتباس شده و توضيح آنچه خداى تعالى نازل فرموده، مى باشد و اين وجه تمايز اساسى ميان نظام سياسى اسلام و نظامهاى بشرى است. زيرا در نظامهاى غير الهى خود مردم قوانينى را وضع مى كنند و ملت را ملزم به عمل كردن بر طبق آن مى كنند، لكن در نظام سياسى اسلام اين خداى تعالى است كه قوانين را جعل كرده و هم حاكم و هم محكوم، همه به اجرا و پيروى از قوانين موظفند و لذا توده مردم و عاملان به قوانين الهى بنده و محكوم حاكم نيستند بلكه همگى بندگان خداوند بوده و جز از او اطاعت و فرمانبردارى نمى كنند.

ركن چهارم: رضايت و پذيرش مردم:

مردم طبعاً در جستجوى مجموعه قوانينى مترقى مى باشند كه اهداف عمومى و فردى آنان را مشخص و ابزارهاى رسيدن به آنها را بيان كند و نيز در تكاپوى فردى مى باشند كه به اين مجموعه حقوقى از همه كس داناتر و آگاه تر باشد و در ميان تمام افراد موجود سرآمد و برتر و مناسبتر باشد. مردم در اين امر حيران و سرگردان بودند تا آنكه لطف و عنايت الهى شامل گرديد و آنان را از اين حيرت نجات بخشيد و متوجه ساخت كه مجموعه حقوقى كه خواسته هاى آنان را محقق مى سازد، اسلام است. يعنى قرآن و سنت پيامبر ((صلى الله عليه وآله وسلم))، اعم از (گفتار، كردار و تأييد) آن حضرت. و همچنين آن شخصى كه از همه داناتر و افضل و مناسبتر براى رهبرى امت است خود محمد((صلى الله عليه وآله وسلم)) مى باشد و بعد از وفات آن حضرت هركس ايشان او را معرفى و نامزد كند كه به امر و فرمان پروردگارش تعيين گرديده و او نيز فرد مناسبتر بعد از خود را تعيين خواهد كرد. و به همين ترتيب تا به آخر. اگر امت به اين ترتيب الهى براى مجموعه حقوقى و رهبرى سياسى موافقت كند، هدايت يابد و از وسيع ترين درهاى خير و سعادت وارد شود زيرا كه به اين نظام عمل كرده و از رهبرى آن پيروى نموده است. اما چنانچه مردم آنرا نپذيرند خداوند نه تنها آنان را به زير سايه رحمت و خيرش رهنمون نمى سازد، بلكه ايشان را به حال خود رها مى كند تا بار سنگين گناه و معصيت را بر دوش بكشند و گرفتار زندگى دشوار و دردناكى گردند، چون اجراى نظام الهى را نپذيرفته و از رهبرى غير از آن رهبرى كه خداوند تعيين كرده است، پيروى كرده اند.

سادگى نظام سياسى اسلامى:

چگونه كسى بداند كه در راه مستقيم الهى حركت مى كند؟ هركس از رهبرى سياسى تعيين شده از سوى پروردگار، تبعيت و پيروى كند، در حقيقت از خداوند پيروى كرده است. بنابر اين كسانى كه محمد ((صلى الله عليه وآله وسلم)) را دوست داشته و ولايتش را پذيرفته اند، از حزب خدا هستند، و كسانى كه محمد را دشمن داشتند و غير او را دوست خود گرفتند، از حزب شيطان هستند; حتى اگر تمام شبها را نماز بخوانند و در تمام عمر خود روزه بگيرند. زيرا پذيرفتن ولايت و رهبرى و دوست داشتن آن نشان قطعى عضويت در هر حزبى است. همچنين كسى كه بعد از پيامبر ((صلى الله عليه وآله وسلم)) ولى و خليفه اى را كه او تعيين كرده، دوست يا دشمن دارد، به يكى از اين دو حزب مى پيوندد. پيوستگى هركسى به اندازه دوستى اوست در هردو جهت و زمينه مثبت و يا منفى.

بنابر اين دوستى محمد ((صلى الله عليه وآله وسلم)) معيار و ميزان صحيح ميان راستگو و دروغگوست. گروهى از مردم مسجدها ساختند و نمازها خواندند و انفاقها كردند ولى براى نرفتن به جبهه همراه رسول خدا عذر و بهانه ها آوردند، و خداى تعالى از اين جهت كه ولايت حضرت را به طور صحيح نپذيرفته اند، به آنان لقب منافق داده است.

 

نظر
افزودن جدید جستجو
نظرات
نام:
ایمیل:
 
عنوان:

."

 
 

تازه ها

  :: وقتی وهابی نمی تواند وضوی خود را کنترل کند + فیلم   :: گزارش فرهنگی اردوی راهیان نور - اردیبهشت 91 + عکس   :: پیاده روی طلاب بمناسبت روز جمهوری اسلامی   :: حروف جر و زائده کاری از آقای کریمی   :: التلخیص التشجیری فی المنطق التعلیمی - اثر آقای سیدمحمدحسین جعفری   :: اذ،اذا،ما،ال- کاری از آقای سیدعلی حسینی   :: ولایت فقیه - تحقیق آقایان سازندگی،آیت،تفتی،مسلمی   :: تنبیهات المعاطاة   :: منابع روایت « لولا علی لهلک عمر»   :: چهل حدیث از امام عصر(عج)   :: آیا وهابیت به پایان عمر خود نزدیک می شود؟   :: بدعت عمر در نماز تراويح   :: نهى از شعر خواندن در مسجد   :: انتقاد آیة الله مکارم شیرازی از تعطیلات زیاد حوزه   :: یه کم هم از اختلاس   :: احادیثی در مورد نوروز   :: روضۀ آیت الله حسن‌زادۀ آملی در شام غریبان امام حسین علیه السلام   :: جسد فرعون   :: شعر جالب يک بچه آفريقايي   :: شاخ شیطان تحقیق آقایان نجفی، کرمی، حسین زاده   :: گزارش مرکز خبر حوزه از برنامه های تابستانی کانون خاتم   :: گزارش مرکز خبر حوزه از اردوی تابستانی سال 90   :: سخنرانی آقای سیدهادی مرتضوی   :: سخنرانی آقای سیدمحمدحسین رضایی موسوی در زمینه خطبه 11 نهج البلاغه   :: كارآمدي ولايت فقيه در بحران هاي اجتماعي   :: سوالات مسابقه تفسیر سوره حجرات - ویژه طلاب و خانواده اساتید   :: سوالات مسابقه تفسیر سوره حجرات - ویژه اساتید   :: مهدویت، کاری از آقایان محمودی،نیک پور،پناهیان،مسلمی زاده   :: خطبه امام سجاد «علیه السلام»، قیام بر علیه نیرنگ ها   :: تفسیر سوره مبارکه حجرات   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه پنجم/ششم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه چهارم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه سوم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه دوم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه اول   :: قواعد اعلال   :: استصحاب در نحو به قلم آقای احسان پیرهادی   :: تجــــزیه و ترکیب اختـــــلاس   :: دل نوشته ای از نوع مسئول سایت   :: شخصیت محمدبن حنفیه، سخنرانی آقای رضایی موسوی   :: بصیرت شیشه ای!!!   :: کتاب باید در خانه اش نوشته شود   :: درآمد دستفروش   :: شوخی در دستشویی!   :: نمی دونم چرا آقای صبور یه جوری من رو نگاه کرد ؟   :: سخنرانی آقای دهقان پیرامون خطبه33 نهج البلاغه   :: سخنرانی آقای بنی حسینی، خطبه 32 نهج البلاغه   :: خلاصه ای از برنامه های تابستان 1390 کانون فرهنگی هنری خاتم   :: دنیای وارونه   :: چرا بازی شطرنج حرام است؟

پیشنهادات ویژه

 
 

 

 


ائمه از نگاه اهل سنت

احمد در کتاب « مناقب» ، و ابن منذر، و ابن ابی حاتم، و طبرانی، و ابن مردویه، و واحدی ، و ثعلبی، و ابو نعیم ، و بغوی در تفسیر خود، و ابن مغازلی در « مناقب» با سند های خود از ابن عباس نقل کرده اند: وقتی این آیه نازل شد از رسول خدا پرسیده شد: ای رسول خدا! خویشان تو که مودت و محبت آنها بر ما واجب است چه کسانی هستند؟ فرمود: « علی و فاطمة و ابناها» [ علی و فاطمه و دو فرزندانش].

مناقب علی [ ص187،ح263]؛ المعجم الکبیر[ح12259]؛الکشف والبیان[ ورقه 46،سوره شوری:آیه23] ؛ مناقب علی بن ابی طالب [ ص307-309،ح352].

معاویه اینچنین است!

روزی رسول خدا صل الله علیه و آله  فرمود: « یطلع من هذا الفج رجل من امتی یحشر علی غیر ملتی» ( از این دره مردی از امتم  بالا می آید که در قیامت بر غیر دین من محشور خواهد شد)؛ و ناگهان معاویه ظاهر شد.

تاریخ طبری357:11