|
21 ارديبهشت 1389 ساعت 12:27 |
|
«لا» و «لنا»
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به همراه ابوبكر و عمر كه در طرفين حضرت بودند، قدم مي زدند. عمر گفت: «يا ابالحسن! أنت بيننا كالنّون في لنا» يعني: يا علي! تو در بين ما مثل نون «لنا» مي باشي (و منظورش اين بود كه ما دو تا، قدّمان بلندتر از توست.)
حضرت علي عليه السلام در جواب فرمود: «لَوْ لَمْ أَكُنْ بَيْنَكُما لَكُنْتُما لا» اگر من در بين شما نبودم، شما «لا» مي شديد و هيچ بوديد.
بس تجربه كرديم در اين دير مكافات با دُرد كشان هر كه در افتاد بر افتاد
فرياد كه با زيركي آن مرغ سخن سنج پندار زدش راه و به دام خطر افتاد
كفش خوري
ابو هريره جهت شوخي با پيامبر صلي الله عليه و آله ، كفشهاي آن حضرت را برداشت و پيش خرما فروش رفت و آنها را گرو گذاشت و كمي خرما گرفت و نزد پيامبر بازگشت و شروع كرد به خوردن خرماها.
پيامبر پرسيد: «ابوهريره، چه مي خوري؟». گفت: «كفشهاي رسول خدا را.»
امامزاده يعقوب
مردي درباره زندگي پيامبران صحبت مي كرد. در ضمن صحبتهايش گفت: «حضرت امامزاده يعقوب را در مصر، بالاي گلدسته، شغال خورد.»
يكي از مستمعين گفت: «حضرت آقا! آنكه مي گويي، امامزاده نبود و پيغمبرزاده بود. يعقوب نبود و يوسف بود. در مصر نبود و در كنعان بود.
بالاي گلدسته نبود و ته چاه بود. شغال نبود و گرگ بود؛ و اصلاً خوردني در كار نبود و قضيّه دروغ بود.»
|