|
فرايند درمان:
مرحله دوم) ايجاد آمادگي رواني در جهت بررسي نگرشها،باورها،عواطف و رفتارها
در اين مرحله به درمان جو كمك مي شود تا رابطه افسردگي خويش را با افكار غير منطقي اش نسبت به خود، ديگران، نظام هستي و خدا ، و با خواسته هاي غير طبيعي و افراطي و احساسات نابجايش بفهمد . آ مادگي رواني شناختي و عاطفي پيدا كند تا باورها، خواسته ها و عملكردهاي خود را مورد بازبيني قرار دهد
ازديدگاه حديثي بازسازي رواني، نيازمند آمادگي رواني و معرفت و استبصاراست و بدون بررسي باورها و نگرش ها زمينه بازسازي پديد نمي آييد .
فنون ایجاد آماده گی روانی:
1. به هر يك از افكار خود توجه كند و روي آن انديشهاي دقيق بنمايد. امام علي(ع) فرمودند: «انديشيدن آينه شفاف كننده افكار است»
2. دليل هر يك از افكار خود را از خود بپرسد. در اين شيوه درمانگر كمك ميكند تا علت تفكر غير منطقياش را بفهمد
3. مستقل از عواطف و احساسات و بدون دخالت آنها، افكار خويش را ارزيابي كند و در مورد آنها بينديشد و ملاحظه كند اين افكار اگر براي ديگري بود او آنها را چگونه ارزيابي مي كرد، چه بسا غير از اين مي انديشيد زيرا انديشيدني كه تحت تأثير عوامل محيطي و رواني قرار نگيرد ژرفنگر ميشود و واقعيت را كشف ميكند.
4. بررسي مجدد و عميق تر عوامل بروز حادثه يا شكست، چه بسا كوتاهي در عمل و عملکرد نادرست در شرایط ویژه، باعث بروز مشكل شده و نه ناتوانمندی خويش. در حقيقت بفهمد كه تفسيرهاي ديگري از واقعيت به غیر از برداشتهای گذشته اش نیز وجود دارد.
5. پذيرش واقعيت و پرهیز از خيالپردازي
كسي كه نميتواند مشكلي را به عنوان يك واقعيت بپذيرد به فكر و خيال فرو ميرود و آشفتگي رواني پيدا ميكند و خود را نااميد از حل آن مشكل مييابد از اين رو به افسردگي مبتلا ميشود.
مرحله سوم) تمییز افکار و خواسته های صواب از ناصواب و پذیرش آن
در اين مرحله به درمان جو بيشتر كمك ميشود تا افكار نادرست را از افكار صواب و منطقي تشخيص دهد و افکار خطایی اش را بپذیرد. و اين احتمال را بدهد كه ممكن است افكار ناصواب داشته باشد.
فراهم كردن زمينه پذيرش افكار خطايي در فرد افسرده، شامل مراحل زير است:
1ـ گفتگوها، پرسش و پاسخها و رهنمودهاي منطقي تا درمان جو ناصواب بودن افكار خويش را باور نمايد. ارزيابي نتايج و عوارض هر يك از افكار درمان جو و مقايسه افكار منطقي و غير منطقي وي، در رسيدن به اين باور كمك مينمايد. در اين صورت است كه زمينهاي فراهم ميشود تا از اين افكار دست بردارد.
2ـ نكته ديگري كه در اين زمينه مفيد واقع ميشود اين است كه درمان جو بفهمد بسياري از افكار او افكاري است كه منشأ حدس و گمان دارد و يقيني نيست. و او آنها را به تقليد از ديگران پذيرفته است و خود، تفكر عميق در آنها نكرده است او با بكارگيري عقل، درايت و فهم ميتواند به نادرستي آن افكار پيببرد و از آن دست بردارد و اصولاً افكاري علم محسوب ميشود، كه دقيق فهم شده باشد كه «العلم بالفهم» و صحت و درستي آن را عقل يافته باشد.
3ـ نكته سوم اين است كه به درمان جو توجه داده شده كه چه بسيار افكاري كه فرد، خود نيز، آن را صحيح ميداند ولي در واقع اشتباه است چرا كه چه بسيار افراد بصير و متفكر هم اشتباه ميكنند. از اين رو احتمال نادرستي افكار درمانجو وجود دارد و ميطلبد كه به بررسي و تجديد فكر اقدام نمايد و در اين بررسي و تجديد فكر از رهنمودهاي مشاور و روان شناس برخوردار شود.
ادامه دارد ...
|