|

امام علي(ع) در مقابل خوارج که شعار «لا حکم الاّ للّه» سر ميدادند و بر نفي وجود حکومت و امارت اصرار ورزيده، مدعي حکومت مستقيم خدا بر خويش بودند
تبيين اين مسأله به تحليل دو نکته بر ميگردد:
1. چرا جامعه نيازمند زعامت و ولايت سياسي است؟
2. چرا در جامعه اسلامي اين زعامت سياسي، براي فقيه جامع شرايط قرار داده شده است؟

جامعه انساني از آن جهت که مشتمل بر افراد با منافع، علاقهها و سليقههاي متعارض و مختلف است، به طور ضروري نياز به حکومت دارد. اجتماع انساني هر چند در حدّ بسيار مختصر نظير يک قبيله يا روستا، نيازمند نظام و رياست است. اصطکاک منافع، چالش ميان افراد و اخلال در نظم و امنيت، مقولاتي است که وجود نهادي مقتدر و معتبر را جهت رسيدگي به اين امور و برقراري نظم و امنيت ايجاب ميکند. بنابراين، جامعه بدون حکومت يا دولتي که داراي اقتدار سياسي لازم و قدرت برنامهريزي، تصميمگيري، اجرا و امر و نهي است، ناقص خواهد بود و دوام و بقاي خويش را از دست خواهد داد.
امام علي(ع) در مقابل خوارج که شعار «لا حکم الاّ للّه» سر ميدادند و بر نفي وجود حکومت و امارت اصرار ورزيده، مدعي حکومت مستقيم خدا بر خويش بودند ميفرمود:
«انّه لابد للناس من أمير برّ او فاجر يعمل في إمرته المؤمن»؛
«به ناچار مردم نيازمند وجود حاکم هستند؛ خواه نيکوکار و خواه بدکردار تا در حکومت او مرد با ايمان، کار خويش کند».نهج البلاغه، خطبه 40.
سرّ نياز به ولايت سياسي در نقص و ضعف فرد انساني نهفته نيست؛ بلکه در ضعف و نقص مجتمع انساني است. بنابراين اگر جامعهاي از افرادي شايسته و حقشناس نيز فراهم آمده باشد، باز هم نيازمند حکومت و ولايت سياسي است؛ زيرا اموري وجود دارد که مربوط به جمع ميشود و نياز به تصميمگيري کلي و در سطح عمومي دارد و فرد از آن جهت که فرد است نميتواند در اين موارد تصميمگيرنده باشد.
اختلاف نظامهاي سياسي در اموري نظير: شيوه توزيع قدرت، شرايط صاحبان قدرت، چگونگي احراز قدرت سياسي، نقش و جايگاه مردم در واگذاري قدرت سياسي و... است؛ و گرنه در اصل اينکه جامعه بشري نيازمند ولايت و زعامت سياسي است، اتفاق نظر وجود دارد و تنها مخالف آن، آنارشيستها هستند که نه عدد معتنابهياند و نه دليل موجهي دارند.
اما اينکه در انديشه سياسي شيعه، زعامت سياسي در عصر غيبت به فقيه جامع شرايط واگذار شده، بدان جهت است که رسالت و وظيفه حکومت، تطبيق امور مسلمانان با تعاليم شريعت است. هدف حکومت ديني، تنها برقراري امنيت و رفاه به هر شکل و سامان نيست؛ بلکه بايد امور جامعه و روابط و مناسبات آن با احکام، اصول و ارزشهاي ديني مطابق باشد و اين مهم نيازمند آن است که مدير جامعه اسلامي در عين برخورداري از تواناييهاي لازم در عرصه مديريت آشناترين مردم به حکم خداوند در اين موارد بوده و از فقاهت لازم در امور اجتماعي و سياسي برخوردار باشد.
امام علي(ع) ميفرمايد: «أيها الناس ان احق الناس بهذا الامر أقواهم عليه و أعلمهم بأمر الله فيه»؛
«اي مردم! سزاوارترين مردم به امارت و خلافت کسي است که بدان تواناتر و در آن به فرمان خدا داناتر باشد». خطبه 173نهج البلاغه.
پس جامعه اسلامي، نيازمند ولايت و زعامت سياسي است؛ همچنان که هر جامعه ديگري براي برطرف کردن بعضي از کمبودها و نواقص اجتماعي خويش و تأمين نظم و امنيت، محتاج آن است. اين زعامت سياسي به فقيه عادل توانا داده شده است؛ زيرا مديريت جامعه اسلامي افزون بر تواناييهاي مديريتي به اسلامشناسي و فقهشناسي نيز نيازمند است.
در حوادث و رخدادهایی که واقع می شود به روایت کنندگان حدیث ما رجوع کنید که آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنانم. (توضیح حدیث و منبع در "زندگی این عالم")
این حدیث مبارکه در یک رقعه که از جانب امام زمان (عج)به شیخ مفید (ره) داده شدهاست. این روایت از چند منبع موثق نقل شده است. فعلا دو منبع از این حدیث مبارک پیدا کرده ام. بقیه منابع را بعدا اضافه خواهم کرد.
١- اکمال الدین و اتمام النعمه ( شیخ صدوق)، ج 1، ص 483.
(کتابی که در اوایل غیبت کبری به توصیه امام زمان (عج) نوشته شد.)
٢- احتجاج (شیخ طبرسی)
|