>> آنچه می خوانید پژوهشجناب آقای محمد صادق عبداللهی پور طلبه پایه سوم مدرسه علمیه خاتمالانبیاء(صلی الله علیه و آله وسلم) با موضوع جبر و اختیار می باشد. اینتحقیق، به جشنواره علامه حلی (ره) نیز ارسال شده است.
پیشگفتار:
به نظر من بسیاری از مباحث مربوط به جبر و اختیار به نظر میرسد که شایان بررسی است و عقدههای آن هنوز ناگشوده است.
با آنکه امام علی(ع) از بحث و گفتگو درباره آن نهی فرموده بحر عمیق فلا تلجوه، طریق ملظم فلا تسلکوه، و سرالله فلا تتکلفوه در عین حال روح کنجکاوم میل داشت به اعماق این مسائل راه یابد زیرا فکر میکرد که این نهی مربوط به کسانی است که ظرفیت درک این نوع مسائل را ندارند، وگرنه چگونه ممکن است ورود در اینگونه بحثها برای همه ممنوع باشد و در عین حال چنانکه در قرآن و کتب و احادیث میبینم قرآن و پیشوایان دینی ما بررسی لازم را در این نوع مسائل بفرمایند و دلائل عقلی و نقلی برای اثبات مقاصد خود و ابطال نظرات خصم اقامه کرده افکار مردم را به داوری بطلبند؟ تا جایی که امام علیالنقی(ع)، رساله مستقلی در این زمینه برایمردم اهواز، مرقوم بفرمایند؟
انگیزههای یاد شده به علاوه پرسشهای فراوانی که از همه طبقات درباره مسائل مربوطبه جبر و اختیار میشده و همواره برای عموم به شکل معمایی جلوه میکرده، موجب میگردید که به کتب مربوطه مراجعه کنم، متأسفانه بعضی را پیچیده و قسمتی دیگر را در سطح مافوق خودم یافتم، و از سوی دیگر، بعضی به آن، تنها از دریچه فلسفه، و بعضی دیگر آن را تنها از رهگذر کلام و یا حدیث بررسی کردهاند و بالنتیجه در اینباره احساس خلاء کردم، از اینرو تصمیم گرفتم با مراجعه به کتاب و سنت و نظرات فلاسفه و متکلمین و دانشمندان اسلامی و غیر اسلامی رسالهای در این زمینه ولی دور از نواقص یاد شده(البته به نظر خودم) و تقریبا همه کس فهم بنویسم.
البته در این کار نظری جز این ناشتم که میخواستم یک مسأله مهم اعتقادی و فلسفی را که همزاد با اسلام بلکه بشریت بوده حل کنم و سوء استفادههایی که از این رهگذر شده و تهمتهایی که به اسلام راستین زدهاند، روشن سازم. اما تا چه اندازه در اینراه توفیق حاصل کردهام به داوری اهل تحقیق و به اصطلاح «اهل فن» ارتباط دارد اگر به جا و درست انجام گرفته «فمنالله» و اگر نقصی در آن وجود دارد«فمن نفسی» .
در هر صورت این انگیزه و کار ما بود تا خواننده محترم چگونه برداشت کند و تا چه اندازه مقبول افتد و مشکل گشاید؟
مقدمه:
از دیرباز بشریت میل داشت بداند آیا اعمالی را که از او صادر میشود صد درصد مربوط به اراده و اختیار خود اوست و هیچ عامل خارجی در پیدایش آن مؤثر نمیباشد؟ و یا آنکه او آلت بلا ارادهای بیش نبوده و علل و عواملی بیر.ن از ذاتش همچون شیر علم او را دمبدم به این سو و آن سو به حمله وا میدارند؟! و یا آنکه به گونه دیگری است؟
در میان فلاسفه یونان نخستین کسی که به سبک خاص و منظم این مسأله را بررسی کرده ارسطو است که در کتاب اخلاق شانزده فصل را به مسأله اراده و اختیار اختصاص داده است. ولی با آمدن اسلام و تقسیم عامه مسلمین به دو گروه اشاعره و معتزله این مسأله وارد یک مرحله جنجالی شدیدی شده و مکتبهای افراطی و تفریطی جبر و تفویض را در سطح گستردهتری پدید آورده و کشمکشهای عظیمی را در جهان اسلام موجب گردید.
در هر صورت شناخت چگونگی صدور فعل از آدمی از جهات زیر ضروری مینمود:
1- خودشناسي
بيشك اراده و اختيار از شئون نفس ماست، هرگاه آدمي را در انجام كارها مختار بدانيم خود را از ديگر موجودات برتر خواهيم يافت زيرا حركات و سكنات ديگر موجودات براساس طبيعت و غرائز است نه از روي اراده و اختيار ولي اگر او را در انجام كارها مجبور دانستيم در اين صورت آدمي با چوب و سنگ و حيوانات فرقي نخواهد داشت.
بنابراين اصل «خودشناسي» ايجاب ميكرد كه بشريت از ديرباز درباره «جبر و اختيار» اعمال آدمي به بررسي و تحقيق بپردازد و از اين رهگذر گامهاي منطقي ديگري درباره «خودشناسي» بردارد.
2- خداشناسي
مسئله جبر و اختيار از جهتي به «توحيد» و از لحاظي به «عدل» و از جهتي ديگر به «قدرت» خداوند ارتباط دارد، زيرا اگر جبر در اعمال درست باشد، «توحيد افعالي» و «عموم قدرت الهي» از بين خواهد رفت زيرا اعمال مردم در صورت تفويض، مخصوص به خود آنها خواهد بود و خداوند هيچگونه دخالت و تأثيري در آن نخواهد داشت به علاوه انسانها در دائره افعال ارادي از خداوند بينياز خواهند بود با آنكه ميدانيم «لا موثر في الوجود إلا الله».
3- معادشناسي
يكي از مهمترين اصول اعتقادي اسلام كه 1400 آيه درباره آن نازل شده مسئله معاد و جهان ابدي است[1] و بسيار روشن است كه اين اصل مبتني بر آزادي و اختيار آدمي در انجام اعمال است و معني نخواهد داشت كه خداوند هم مردم را مجبور به اعمال كند و هم آنها را معذب فرمايد! عليهذا جا داشت كه مسلمين از ديرباز، زيربناي اين اصل اعتقادي را روشن كنند و توضيح دهند كه آدمي در انجام كارها مجبور و يا مختار و يا بهگونهاي ديگر است.
4- حقوق اخلاق
اين مسئله پيش از همه ارتباط مستقيم با كار قانونگذاران و دانشمندان علم و اخلاق دارد زيرا نخستين چيزي كه توجه به آن در قانونگذاري و اخلاق ضرورت دارد مسئله اراده و اختيار انسان در انجام كارهاست كه اگر آدمي داراي چنين اراده و اختيار نباشد، هيچگونه تكليفي نخواهد داشت و نظام حقوقي و اخلاقي از بين خواهد رفت و روح تلاش و كوشش به سوي يك زندگي بهتر نابود خواهد شد.
جبريها چه ميگويند؟
در مورد اينكه آدمي در كارهايي كه از او صادر ميشود هيچگونه آزادي و اختيار ندارد، و همه اعمال او به صورت جبر صورت ميگيرد، در ميان دانشمندان قديم و جديد، و طرز تفكر متضاد الهي و مادي وجود دارد.
1- نظر ماترياليستها:
ماديها معتقدند هستي براساس نظام عِلي و معلولي استوار است. هر حادثهاي كه پديد ميآيد معلول علت پيشين خود است و هيچ امري نميتواند بدون علل و اسباب و بهطور اتفاق پديد آيد و اگر هم در موردي پديدهاي را بدون علت يافتيم قطعاً در آنجا علتي وجود دارد نهايت آنكه ما از آن آگاهي درستي نداريم.
دانشمندان مادي با اين مقدمه نتيجه ميگيرند كه روي اين حساب اعمال آدمي نيز روي نظام جبري صورت ميگيرد و اراده و اختيار او محكوم عوامل ذهني و خارجي است. او در برابر محتويات فكري و شرايط و مقتضيات مادي محيط چارهاي جز گزينش راهي را كه انتخاب ميكند ندارد و اين انتخاب و گزينش امري است كه بر او تحميل شده و هيچگونه اختياري در اين راه نميتواند داشته باشد.
2- نظريه اشاعره:
اشاعره در نقطه مقابل ماديها، نظام علي و معلولي را در جهان آفرينش قبول ندارند. اين گروه از اهل سنت كه بيشتر به ظواهر ادله شرعي تكيه ميكنند، بهطور كلي تأثير علل و اسباب را در پيدايش پديدهها منكرند. آنها تنها عامل در پيدايش پديدهها را اراده الهي ميدانند. اگر آتش ميسوزد و اگر سم ميكشد و... در حقيقت خواست و اراده الهي است كه ميسوزاند و ميكشد و شفا ميدهد نهايت آنكه عادت الهي بر اين جاري شده كه اين امور مقارن اسباب يادشده پديد آيند!
روي اين حساب طبق عقيده اشاعره افعال ارادي مردم نيز معلول مستقيم خواست الهي است.
اراده آنها هيچگونه عليتي در پيدايش آنها ندارد تنها هنرش اين است كه «كالحجر جنب الانسان» مقارن اراده الهي وجود دارد!
عليهذا اشاعره با انكار نظام علي و معلولي و انحصار آن به اراده الهي، نظام جبر مطلق را در جهان هستي و افعال مردم ابراز ميدارد و از اين راه به قول خود هم «عموميت قدرت الهي» را بهطور كامل پذيرفتهاند و هم از ايرادهايي كه به تفويضيها وارد است خلاصي يافتهاند!
نادرستي مكتب جبريها:
اصولاً جبريگري چه طبق طرز تفكر ماترياليستها و چه طبق بينش اشاعره با موازين عقلي و اسلامي جور در نميآيد و هيچگاه يك فرد مسلمان نميتواند مجبور بودن آدمي را در اعمال خويش قبول داشته باشد و اينكه ديده ميشود گروهي از مسلمين برخلاف همه موازين، معتقد به جبر هستند، به خاطر به هم خوردن تعادل فكري و داشتن اغراض فاسد اجتماعي است وگرنه طبق بررسيهايي كه ذيلا به عمل خواهد آمد نادرستي اين طرز تفكر به خوبي روشن خواهد بود.
1- نادرستي جبر از راه وجدان و فطرت:
مسئله جبري بودن اراده و اعمال ما كه مربوط به امور ذهني ماست بهتر است كه از راه وجدان و فطرت ما كه بهترين قاضي در اينگونه امور است حل شود.
ما وقتي كه درباره اعمالمان به وجدان و فطرتمان مراجعه ميكنيم ميبينيم كه حركات ما با حركات ماه و خورشيد و ستارگان و حركات حيوانات و... فرق روشني دارد. ما وجدانا درك ميكنيم درباره اعمالي كه از ما سر ميزند بر خلاف امور يادشده كه جبرا يك صورت بيشتر ندارد، قدرت انجام و ترك داريم، نه آنطور كه اشاعره ميگويند: ذات باري، ما را مسلوبالاختيار كرده و نه چنان كه ماترياليستها ميگويند: شرايط مادي محيط و جبر تاريخ ما را مانند برگ كاهي بر روي سيل خروشان بياختيار از اين سو به آن سو ميبرد.
ما در هر شرايطي باشيم ميتوانيم در برابر كارهاي زشت مقاومت كنيم و نسبت به اعمال نيك كوشا باشيم. ما كارهاي بد را محكوم ميكنيم و كارهاي خوب را ميستاييم... همه اينها نشانه اين حقيقت است كه اعمال ارادي ما با حركات جمادات و نباتات و حيوانات و سوزاندن آتش و كشتن سم فرق دارد و اگر آدمي خود را فطرتا مختار نميدانست هيچگاه با فكر و انديشه، فعلي را انجام نميداد و يا ترك نميكرد. هرگز اجتماعي را كه داراي شئون مختلف امر و نهي و پاداش و تربيت و ساير توابع است برپا نميكرد.
2- ناسازگاري با اصل عدالت:
از نادرستي طرز تفكر جبريگري اين است كه اين عقيده با اصل عدالت الهي و اجتماعي سازگاري ندارد در صورتي كه ما در جهان آفرينش عدالت الهي را كه «هرچيز را بر سر جاي خود قرار داده و به هركس آنچه را كه مستحق است، عطا كرده» به چشم خود ميبينيم و در قرآن كريمش او را با صفت «بپادارنده عدل» ميستاييم. [2]
و همين امر ايجاب كرده كه او در دنيا مردم را به عدالت اجتماعي فرمان دهد[3] و در قيامت براساس عدل رفتار كند و بهطور كلي از ستم و بيدادگري بيزاري جويد.[4]
شيعه و معتزله از همان روزهاي نخست روي همين بينش و آگاهي در صفا «عدليه» قرار گرفته و يكي از اصول اين را «عدل الهي» دانستند ولي اشاعره، شعري كه در مورد جبر سروده بودند در قافيهاش گير كردند. از طرفي ارادة الله را جايگزين همه علل و اسباب قرار داده، افعال همه عباد را بهطور مستقيم فعل الهي دانستند كه روي اين حساب، تمام افعال نيك و بد و فحشاء و معاصياي كه از بندگان سر ميزند، فعل خدا خواهد بود كه در آن صورت نكوهش از بدكاران و تحسين از نيكوكاران در دنيا و وعده ثواب و وعيد به عقاب در آخرت بيمعني و دور از عدالت و مساوي با ظلم و ستم خواهد بود، و از طرفي با تصريحاتي كه در قرآن كريم در مورد عدالت خدا و منزه بودن از ظلم و ستم شده نتوانستند عدل الهي را منكر شوند ناگزير عدالت را طوري تفسير كردند كه با ستم نيز ساطگار خواهد بود آن اينكه ظلم تصرف در ملك غير است.
اين است كه الم و مافيها ملك خداوند است. پس او هر كه را كه بخواهد عذاب كند و هر كه را بخواهد پاداش دهد، ترف در ملك خود كرده است و هيچگونه تصرفي در ملك غير نكرده است. عليهذا عدل در مكتب اشاعره از فعل الهي منتزع ميشود نه اينكه منهاي تعقل اراده تكويني و يا تشريعي ذات حق، افعالي ذاتا عدل و ذاتا ظلم باشد (چنانكه معتزله و شيعه ميگويند).
روي اين حساب عقل ما كه پيامبر باطن ماست و همواره در قرآن كريم به داوري طلبيده ميشود، نميپسندد كه خداوند تنها به اين دليل كه مالك مطلق است يكي را بيجهت عزيز و ديگري را ذليل، يكي را بدون جهت مثاب و ديگري را معاقب فرمايد...[5]
زيرا از قديم گفتهاند: هرچه آن خسرو كند شيرين بود!!
اصولا عدل خود حقيقتي است و پروردگار به حكم اينكه حكيم و عادل است كارهاي خود را با معيار و مقياس عدل انجام ميدهد. ما آنگاه كه به افعال نظر ميافكنيم- قطع نظر از اينكه آن فعل مورد تعلق اراده تكويني يا تشريعي ذات حق قرار دارد يا ندارد- ميبينيم كه برخي افعال در ذات خود با برخي ديگر متفاوت است. برخي افعال در ذات خود عدل است مانند پاداش به نيكوكاران و برخي در ذات خود ظلم است مانند كيفر دادن به نيكوكاران و چون افعال در ذات خود با يكديگر متفاوتند و ذات مقدس باري تعالي خير مطلق و كامل مطلق و عادل مطلق است كارهاي خوب را با معيار و مقياس عدل انتخاب ميكند.[6]
3- ناسازگاري با موازين اخلاقي و اجتماعي:
اصولا قوانين اجتماعي و نظامات اخلاقي براي اين تنظيم ميشود كه مردم با به كار بستن آنها بتوانند بهتر زندگي بكنند و از پليديها و فحشاء در امان بوده به كمال واقعي انسانيت نائل گردند.
وقتي كه بنا باشد تمام روحيات و اعمال مردم بهطور خودكار و بدون اراده و اختيار آنها انجام گيرد، در اين صورت فرستادن انبياء الهي و كتابهاي آسماني چه معني خواهد داشت؟
آيا اعتقاد به جبر اعمال، اصل ارسال رسل و انزال كتب را از ناحيه خدا كه يكي از اصول اعتقادي ماست (اصل نبوت) عملي لغو و بيهوده قرار نخواهد داد؟
به علاوه آيا اين طرز تفكر، روح خيانت و گناه و تنبلي و بيتفاوتي را در جامعه تقويت نخواهد كرد؟
وقتي كه آدمي معتقد شد كه تمام اعمال و رفتار او بدون اراده و اختيار او صورت ميگيرد، چرا در صدد اصلاح خود و جامعه برآيد و روح و تلاش و كوشش را در خود به كار اندازد؟
پاسخ به شبهات اشاعره:
اينك لازم است برخي از شبهات مهمي را كه اشاعره به عنوان استدلال براي اثبات طرز تفكر خود و نادرستي مكتب تفويضيها ارائه دادهاند مورد بررسي قرار دهيم.
1- چگونگي اراده:
اراده ما كه همان تصميم به انجام و يا ترك فعل است[7] يا ضروري الصدور است يا ممكن الصدور. اگر ضروري الصدور باشد ديگر مختار نخواهيم بود و اگر ممكن باشد از آنجا كه هر ممكن بالاخره بايد به واجب منتهي گردد تا تحقق پيدا كند (وگرنه سلسله علل تا بينهايت پيش خواهد رفت) از اينرو در اين صورت نيز فعل ما اختياري نخواهد بود.
بنابراين در هر دو صورت چون اراده ما مسبوق به اراده و اختيار ما نيست يا مستقيما و يا غير مستقيم به اراده الهي مربوط ميشود و از آن ناحيه ضرورت پيدا ميكند، از اين جهت افعال ما اختياري نخواهد بود، ناگزير اصل جبر در اعمال را بايد بپذيريم!!
پاسخ:
طرفداران اختيار در پاسخ اين شبهه چنين ميگويند: آدمي پيش از آنكه اقدام به كاري كند، اراده براي ممكن الصدور است. ولي بعد از تصور عمل و شوق مؤكد بر انجام و يا ترك آن و حصول شرايط و رفع موانع و سنجش ميان سود و زيان آن و تشخيص اينكه عمل داراي مصلحت لازمه و دور از هرگونه مفسده است، در اين صورت اراده واجب خواهد بود زيرا تسليم در برابر واقعيت است. و چنين وجوبي منافات با اختيار و قدرت بر انجام و ترك عمل نخواهد داشت زيرا از قديم گفتهاند: «الوجوب بالاختيار لاينافي الاختيار»[8] و اما اينكه پنداشته شده، در اختياري بودن فعل، شرط است كه همه مقدمات آن و از آن جمله اراده مسبوق به اراده باشد، پنداري بس نادرست است زيار هيچ ملازمهاي ميان اختياري بودن فعل، و اختياري بودن همه مقدمات آن وجود ندارد. تنها چيزي كه در اختياري بودن فعل شرط است مسبوق بودن خود فعل است به اراده، خواه بعضي از مقدمات آن مسبوق باشد، خواه نباشد.
دليل اين مطلب اين است كه ما بالوجدان در افعال ارادي خود ميبينيم با اينكه مقدمات آنها كه عبارتند از تصور فعل و تصديق به فايده آن و شوق و تمايل نسبت به آن، و سنجش و موازنه و تأمل درباره آن، و تصميم به انجام آن نوعاً غير ارادي است (وگرنه مستلزم تسلسل ميشود).[9]
به علاوه خوب است اشاعره كمي درباره اراده خداوند متعال فكر كنند كه آيا اراده او ضروري الصدور است يا ممكن الصدور؟ اگر بگويند ضروري الصدور است لازم است كه خداوند در افعال خود مجبور باشد و اگر بگويند ممكن الصدور است، چارهاي جز اين ندارند كه وجوب آنرا مستند به ذات متعال او بدانند با آنكه مقدمات افعال او به جهت بطلان تسلسل نميتواند اختياري باشد.[10]
بنابراين همانگونه كه در اختياري بودن افعال الهي شرط نيست كه مسبوق به ارادهاي ديگر، و تمام مقدماتش اختياري باشد، در مورد افعال ارادي ما نيز اختياري بودن همه مقدمات شرط نخواهد بود.
و اما اينكه گفته شده اراده آدمي در صورتي كه ممكن الصدور باشد بالاخره بايد به خداوند منتهي شود، اين نوع استناد و ارتباط زياني به اختياري بودن افعال نخواهد داشت.
2- آيات قرآن:
جبريها از آيات زيادي نيز كه ظاهراً دلالت بر جبري بودن اعمال دارد و افعال مردم را به خدا نسبت ميدهد، استدلال كردهاند كه از جمله است آيات: صافات/96، زمر/63، بقره/7.
پاسخ:
اولاً اين نوع آيات با توجه به صدر و ذيل آنها و با مقايسه با مجموع آيات ديگري كه در مورد افعال مردم نازل شده ظهور در جبري بودن افعال ندارد. مثلاً در صدر آيه نخست نكوهش از مردمي است كه در برابر بتهايي كه خود ميتراشيده سجده ميكنند (أتعبدون ما تنحتون) طبعاً منظور از ما «ما تعلمون» همان بتها خواهد بود نه اعمال روزمرهاي كه انجام ميدهند.
ثانياً در برابر اين نوع آيات، آيات زيادي كه مرحوم علامه آنها را در تجريد به ده قسمت تقسيم كرده و در همه آنها مختار بودن آدمي مورد توجه قرار گرفته است، قرار دارد مانند: بنياسرائيل/94، مدثر/49، مدثر/37، رعد/11 و... .
تفويضيها چه ميگويند؟
معتزله در برابر جبريها معتقدند كه خداوند، جهان را روي نظام معيني آفريده و گردش و پديدههاي آن را روي موازين طبيعي قرار داده و ارادهاش هيچگونه دخالتي در پيدايش حوادث بعدي و اعمال مردم ندارد. كاري كه خدا انجام داد پديد آوردن اين جهان با نظام معين است ولي بعد از پيدايش، هيچكاري با آن ندارد. نه تابش خورشيد و نه سوزاندن آتش و نه اعمال مردم، هيچكدام ارتباط مستقيم با خدا ندارد. اين عوامل طبيعي و اراده خود انسان است كه اين حوادث را پديد ميآورد، همانگونه كه يك مهندس تنها كاري كه ميكند كارخانهاي را تأسيس ميكند و به كار مياندازد ولي بعد از آنكه كارخانه تأسيس شد به حسب طبع خود كار ميكند و اراده مهندس در جريان و ادامه كار اين كارخانه دخالت ندارد.
بنابراين جهان پس از آنكه از طرف ذات باري تعالي خلقت يافت و تأسيس شد به خود واگذاشته و تفويض شده و افعال وي كاملاً از دخالت اراده ذات باري تعالي آزاد است.[11]
اين خود انسان است هر كاري را كه بخواهد انجام ميدهد و هر كاري را كه بخواهد ترك ميكند و هيچگونه اجباري در انجام و ترك آن ندارد و بدينگونه تمام اشكالاتي كه بر جبريها وارد بوده، طبق عقيده معتزليها از بين خواهد رفت.
نادرستي مكتب تفويض:
گرچه طرز تفكر تفويضيها از عقيده جبريها معقولتر، جالبتر و روشنفكرانهتر است، اما در عين حال خالي از اشكال نيست و نميتواند يك مكتب صددرصد درست و مورد قبول باشد.
مهمترين اشكالاتي كه به اين طرز تفكر وارد است عبارتند از:
1- مخالفت با توحيد افعالي: «مطلب روشن است»
2- بينيازي از خدا:
چنانكه در تقرير عقيده تفويضيها گفته شد طبق اين عقيده موجودات اين جهان، تنها در پيدايش خود نياز به آفريدگار دارند، اما در بقاء به هيچوجه نيازمند آفريدگار نيستند و به اصطلاح «خداوند، علت محدثه اين جهان است نه هم علت محدثه و هم علت مبقيه» در صورتي كه «نياز ممكن به علت يا امكان و يا نحوه وجود است» در هر دو صورت موجودات همانطور كه در پيدايش نياز به خداوند دارند، در بقاء نيز محتاج به او هستند و لذا خداوند را «قيوم» گويند.[12]
روي اين حساب، تفويضيها در عين آنكه با مختار دانستن انسان خود را از انجام دادن اعمال ناپسند «تنزيه» كردهاند، ولي برخلاف دلائل علمي و اعتقادي كه ميگويند همه موجودات چنانكه در پيدايش خود نيازمند به حضرت حقند، هر لحظه نيز بايد فيض وجود از ناحيه او به آنها افاضه شود وگرنه «در هم فرو ميريزند قالبها» عالم و آدم را در بقاء.
خويش از او بينياز دانستند، در صورتي كه قرآن مجيد آدمي را همواره فقير و محتاج او معرفي ميكند[13] و اصل:
سيهروزي ز ممكن در دو عالم
نشد هرگز جدانا والله اعلم
هميشه درباره او و همه موجودات اين جهان صادق است.
3- انكار عموميت قدرت خدا:
كسي كه معتقد است خداوند گردش نظام هستي را به دست نواميس طبيعي و اختيار بشر را به دست خود او سپرده و هيچگونه نقشي در حوادث و پديدههاي روزمره جهان و اعمال مردم ندارد، طبعاً قدرت الهي را تا مرز طبيعت و اختيار آدمي محدود ميكند در صورتي كه عقل و نقل عموميت قدرت الهي را بهطور وضوح آشكار ميكنند. اما عقل چون خدا را غير متناهي و نامحدود ميشناسد از اينرو نميتواند بپذيرد كه توانايي او محدود باشد و اما از نظر شرع در قرآن كريم پُر است آياتي كه به توانايي مطلق خداوند تصريح ميكند. و از آن جمله است:
1- ملك/1 2- فاطر/44 3- يس/83 4- مائده/120
بنابراين اعتقاد به تفويض مستلزم انكار عموميت قدرت خداست كه بالنتيجه مستلزم محدود دانستن ذات خدا نيز خواهد بود، و كسي كه داراي چنين اعتقادي است نميتواند يك خداشناس واقعي و يك موحد كامل باشد زيرا اساس خداشناسي اين است كه خدا را از همه جهت، بيپايان و نامحدود بدانيم.[14]
راه سوم راه ميانه (امر بين الامرين)
درباره چگونگي صدور افعال از آدمي گفتيم. راههاي گوناگوني ارائه داده شده است: راه جبر و راه تفويض كه در صفحات پيش نادرستي و ضعف اين دو طريق را مورد بررسي قرار داديم و اينك راه سوم را كه همان راه معروف «امر بين الامرين» است و نخستين بار از ناحيه امامان بزرگوار ما ابراز گرديده مورد بررسي قرار ميدهيم.
احمد در کتاب « مناقب» ، و ابن منذر، و ابن ابی حاتم، و طبرانی، و ابن مردویه، و واحدی ، و ثعلبی، و ابو نعیم ، و بغوی در تفسیر خود، و ابن مغازلی در « مناقب» با سند های خود از ابن عباس نقل کرده اند: وقتی این آیه نازل شد از رسول خدا پرسیده شد: ای رسول خدا! خویشان تو که مودت و محبت آنها بر ما واجب است چه کسانی هستند؟ فرمود: « علی و فاطمة و ابناها» [ علی و فاطمه و دو فرزندانش].
مناقب علی [ ص187،ح263]؛ المعجم الکبیر[ح12259]؛الکشف والبیان[ ورقه 46،سوره شوری:آیه23] ؛ مناقب علی بن ابی طالب [ ص307-309،ح352].
معاویه اینچنین است!
روزی رسول خدا صل الله علیه و آلهفرمود: « یطلع من هذا الفج رجل من امتی یحشر علی غیر ملتی» ( از این دره مردی از امتمبالا می آید که در قیامت بر غیر دین من محشور خواهد شد)؛ و ناگهان معاویه ظاهر شد.
تاریخ طبری357:11
کلیه حقوق پورتال برای مدرسه علمیه خاتم الانبیاء قم محفوظ بوده و برداشت مطالب تنها با ذكر ماخذ مجاز مي باشد. / Product : MEPORTAL