|
به اعتقاد اهل تسنن امامت وخلافت بعد از رسول الله مخصوص ابوبكر است ولي به اعتقاد ما ،امامت حق مولي الموحدين ،امير المؤمنين علي عليه السلام است؛در اين مقاله به بررسي ادله اهل تسنن بر خلافت ابوبكر مي پردازيم.
شرح مواقف:
" ...ما در اين موضوع دو راه اراده مي كنيم:
"1:راه تعيين امام سخن صريح پيامبر است
2:راه تعيين امام اجماع مردم است اما درباره امامت بعد از پيامبر سخني از خدا ورسولش ديده نشده است واما اجماع نيز بر غير ابوبكر _كه امت اتفاق كرده اند_ نداريم. ....بنا بر اين دليل امامت ابوبكر ازطريق اجماع ،كامل وتمام مي شود."انتهي كلامه .
در اين كلام ادعا شده اولا: نصي از رسول الله بر امامت وجانشيني شخص خاصي وجود ندارد _پس اگر ثابت شد نصي وجود دارد خلافت براي آن شخص ثابت مي شود .
ثانيا: نصي بر خلافت ابوبكر وجود ندارد .
ثالثا: دليل خلافت ابوبكر اجماع مردم است كه اگر اين اجماع ثابت نشود خلافت وي غاصبانه و نا مشروع است. لكن كساني نيز همچون ابن تيميه و ابن روز بهان هستند كه براي اثبات خلافت راه "افضليت "را بيان كرده وآن را شرط مي دانند، بنابر اين كساني كه افضليت را شرط مي دانند ناگزيرند بر افضليت ابوبكر اصرار ورزيده و دليل تراشي نمايند،اينان افضليت علي ابن ابيطالب عليه السلام را تكذيب كرده و ابوبكر را افضل مي دانند.
بحث در مورد نصوص وارده از جانب رسول الله بر خلافت امير المؤمنين و كيفيت اجماع بر خلافت ابوبكر را به وقت ديگر سپرده و كلام را در دلايل افضليت ابوبكر پي خواهيم گرفت.
ادله افضليت ابوبكر:
دليل اول:
اولين دليلي كه بر افضليت وي اقامه مي كنند آيه هاي 17-19سوره مباركه ليل است:
"وسَيَجَنَّبُهَا الاتقي*الذي يُوتي مالَهُ يَتَزَكّي*ومالأحد عنده مِن نعمة تجزي"
نويسنده شرح مواقف مي گويد:" بيشتران مفسران گفته اند كه اين آيه در شأن ابوبكر نازل شده است و او با تقوا ترين مردم است وكسي كه تقوايش از همه بيشتر باشد در نزد خدا گرامي تر است،زيرا خداوند مي فرمايد:إن اكرمكم عند الله اتقاكم از طرفي شكي نيست كه در نزد خدا گرامي تر وبا فضيلت تر است .چنين فردي بايد بعد از پيامبر امام وپيشواي مردم باشد و اين مطلبي است كه اشكالي در آن نيست....."انتهي كلامه
نقد و بررسي دليل اول:
استدلال به اين آيه بستگي به مقدماتي دارد تا دلالت بر خلافت ابوبكر نمايد:
1:منوط بر اين است كه تمام دلايلي كه بر معصوم بودن امير مؤمنان علي عليه السلام اقامه شده است از اعتبار ساقط شوند. زيرا شخص معصوم در نزد خداي متعال گرامي تر از شخصي است كه مالش را در راه خدا مي بخشد. لذا بر فرض هم كه اين آيه در شأن ابوبكر نازل شده باشدباز هم دال بر خلافت وي نيست زيرا شأن ومنزلت علي عليه السلام در نزد خدا بالاتر از وي است.
2:استدلال به اين آيه بستگي به اين دارد كه اين آيه به طور قطع در شأن ابوبكر نازل شده باشد در حالي كه مفسران در تفسير اين آيه اختلاف داشته وسه نظر وجود دارد:
نظريه اول:آيه براي عموم مؤمنان است واختصاص به يك مؤمن ندارد.
نظريه دوم:آيه درباره قصه ابو دحداح و مردي كه صاحب درخت خرما بود نازل شد،كه در تفسير در المنثور سيوطي آمده است وهيچ ارتباطي به امامت ابوبكر ندارد.
نظريه سوم:آيه در شأن ابوبكر نازل شده است.
امكان نزول آيه درباره ابوبكر،يكي از نظريات سه گانه است وهمين نظريه نيز بستگي دارد به اينكه سند اين روايت صحيح باشد،واگر سند تمام نباشد استدلال باطل خواهدشد.
طبراني در اين باره مي گويد:"در سند اين روايت ،مصعب بن ثابت است واز نظر نقل حديث ضعيف است.(۱)
پس نظريه سوم باطل است زيرا إذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال. حال چگونه مي توان براي فضل ابوبكر به آيه اي استدلال كرد كه در تفسير آن اولا سه نظر وجود دارد،ثانيا نظري كه مي گويد آيه در شأن ابوبكر است به روايتي ضعيف استناد كرده است؟ افزون بر اين ، باز هم تكرار مي كنيم كه اقامه اين استدلال بستگي به اين دارد كه ادله اماميه بر افضليت وبرتري امير المومنين علي عليه السلام وامامت آن حضرت تمام نباشد.
نتيحه آن كه:اين آيه دلالتي بر افضليت ابوبكر وخلافت وي ندارد.
...............................................................................................................
۱-مجمع الزوايد9/5
|