|
صفحه 1 از 6
مجلس انس اول
قال علی امیرالمؤمنین علیه السلام: كل يوم لا يعصى الله فيه فهو عيد
هرروزی که در آن گناه نشود، آن روز عید است. نهج البلاغه حکمت 428
دوستان شگفت انگیزم سلام؛
شگفت انگیزید، به خاطر خیلی چیزها ...
شگفت انگیزید برای اینکه جلب رضایت شما خیلی سخته، دلیلش همون شگفت انگیزی شماست! برای همین لازم بود چند رفیق شفیق دور هم جمع بشن تا شاید بتونن مطالب به درد بخور و جالبی براتون تهیه کنن. محض ریا! باید خدمتتون عرض بشه برای انتخاب و آماده کردن تک تک محتویات «رفیق شفیق» زحمات زیادی کشیده شده، پس شما هم لطف کن و مطالب اونو بخون و اگه نقدی داری بنویس تا در آینده از اونا استفاده بشه!!!
*******************************************
(در اینکه آیة شریفه «والذین کفروا الی جهنم یحشرون» قضیه حقیقیه است یا خارجی بین آقای وحیدی و آقای خوشدل بحثی شد وحیدی طرفدار خارجیه وخوشدل طرفدار حقیقیه بودن هستند.(البته بحث قضیه حقیقه در روز شنبه بود وآقای وحیدی هم طبق معمول دیر به کلاس آمده بود البته مقصر اتوبوس بود چون ... )
الف: حال به نظر شما حق با کدام شان است چرا؟
ب: اصلا بگو ببینم حال هر کدام می خواهد باشد چه فرقی دارد؟ فائده ای هم دارد؟
نکته ای برای تو
:آیا می دانی در تعریف قضیه خارجیه اختلاف است بعضی ها می گویند قضیه خارجیه قضیه ای است که افراد آن بالفعل در خارج موجودند نه اینکه بعدا بوجود می آیند بعضی ها هم می گویند قضیه خارجیه آن است که افراد آن در یکی از زمانهای سه گانه باشند
خسته که نشدی، دلاور؟ اگه احساس خستگی می کنی، این نامه امام را بخون!
******
تا جوانی در دست توست کوشش کن در عمل و تهذیب قلب و در شکستن اقفال و رفع حجب که هزاران جوان که به افق ملکوت نزدیکترند موفق می شوند و یک پیر موفق نمی شود. قید و بند ها و اقفال شیطانی اگر در جوانی غفلت از آنها شود هر روز که از عمر بگذرد ریشه دارتر و قوی تر می شود.
(ره عشق ، نامه عرفانی حضرت امام خمینی1)
ــ آیا مواردی را که باید ضمیر را منفصل آورد را می توانید بر شمارید؟
3 ــ آیا می توانید این مطلب را توضیح دهید ( دلالت ضمایر بر غیبت و حضور دلالت تضمنی است ولی دلالت اسماء اشاره بر حضور التزامی است )؟!
نکاتی برای تو
نکته اول: آیا تا کنون فکر کرده اید که چرا ما فقط ضمیر مستتر مرفوعی داریم ولی ضمیر مستتر منصوبی و مجروری نداریم؟!
جواب این است که ضمایر مرفوعی فاعل هستند و فاعل بمنزله جزئی از فعل است و فعل به دلالت تضمنی بر فاعل دلالت دارد و لذا ضمیر مرفوع می تواند در فعل مستتر شود چرا که فعل دلالت بر آن دارد ولی ضمیر منصوبی و مجروری جزء فعل نیستند چرا که مفعول فضله است و جزء فعل نیست و جر هم کار فعل نیست و فعل عمل جر را انجام نمی دهد و به هیچ عنوان دلالت بر مجرور ندارد و لذا اینگونه ضمایر نمی توانند در فعل مستتر شوند!! ( ابن هشام در اوضح المسالک و شذور الذهب بیان خوبی در مورد استتار ضمیر دارد )
نکته دوم: آیا تا کنون فکر کرده اید که چرا ما ضمیر منفصل مجروری نداریم؟!
جواب این است که فعل جر نمی دهد و آن اسم و حرف هستند که جر می دهند زیرا اگر اسم عمل جر را انجام دهد بصورت مضاف این کار را انجام می دهد که در اینصورت مضاف الیه باید متصل به مضاف باشد نه منفصل و فصل بین مضاف و مضاف الیه قبیح است و اگر حرف عمل جر را انجام دهد باید متصل به مجرورش باشد تا بتواند او را جر دهد نه منفصل از او و لذا ما ضمیر منفصل مجروری نداریم.
عفو و گذشت
کینه توزی و لجاجت، ویژه روحهای حقیر و همت های پایین است. بر عکس آنان که نظر بلند و روح بزرگ دارند، پوزش ها را می پذیرند، از خطاهای دیگران چشم می پوشند و از حق شخصی خویش در می گذرند. بلند نظری انسان، عامل محبت دلهای دیگران است. برای خود انسان نیز نوعی لذت روحی دارد و گفته اند:«در عفو، لذتی است که در انتقام نیست»
2
اخلاق معاشرت
«و الذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه و یقطعون ما أمر الله به أن یوصل و یفسدون فی الأرض أولئک لهم اللعنة و لهم سوء الدار» (رعد ، 25)
امام صادق 7 می فرمایند:
صله رحم اخلاق را نیکو، دست را بخشنده، دل و جان را خوش و رزق را افزایش و مرگ را به تأخیر می اندازد.
با توجه به تأکید دین مبین اسلام بر صله رحم و آثار و برکاتی که این امر مبارک داره، بر ما لازمه که به این مهم توجه کافی داشته باشیم. ولی لازمه انجامش اینه که آداب اون را بدونیم وگرنه ثوابمون کباب می شه. می خوام در اینجا چند تایی از نکاتشو برات بیان کنم. پس خوب گوش کن.
رفت و آمد هامون باید برای خدا باشه. همانطوری که امام صادق7 فرمودند: نکنه با کسی بخاطر توقعاتی که ازش داری یا کسب اعتبار بخاطر شخصیتی که داره یا بخاطر ریا و کسب شهرت با اون رفت آمد کنی!! بلکه بخاطر زیارت برادر یا خواهر مؤمنت به خونه اش برو. به این روایت توجه کن: هیچ مسلمانی برادر دینی اش را در راه خدا و برای خدا زیارت نمی کند مگر آن که خدای متعال به او ندا می دهد: ای دیدار کننده خوش به حالت! بهشت برای تو سزاوار و گوارا باد.
در رفت و آمد هامان مواظب باشیم اثر منفی در ما به وجود نیاید! مثلاً مواظب زبونمون باشیم نکنه غیبت یا شوخی های نابجا یا حرف نسنجیده ای از ما سربزند که مشمول این روایت بشیم: گاهی انسان سخنی می گوید که او را از آسمان به زمین می اندازد.
آداب اجتماعی را رعایت کنیم. به طوری که وقتی با فامیلا برخورد می کنیم از طلبه و طلبگی خوششون بیاد. دیگر نیاز نیست بگم که باید لباسای ما اطو کرده باشه، بوی عطر ما همه جا بپیچه، خوش برخورد و گشاده رو باشیم، اسرار مردم را حفظ کنیم و آداب سفره را رعایت کنیم (مثل اینکه با نام خدا شروع کنیم و لقمه را کوچیک برداریم و قبل از سیر شدن دست از غذا بکشیم و در پایان حمد و سپاس خدا را بگیم).
حکایت
عارفی را گفتند که هیچت ما را به یاد آری؟ گفت: هی! آن دم که خدا را از یاد برم!!
بندگی کن تا که سلطانت کنند تن رها کن تا همه جانت کنند
خوی حیوانی سزاوار تو نیست ترک این خو کن که انسانت کنند
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 بعد > پایان >>
|