|
عین الله الناظره
و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر أن الأرض یرثها عبادی الصالحون (أنبیا /55 )
که هستی ؟ مهدی این امت
چرا رفتی ؟ نرفتم ، بااعمالتان بیرونم کردید .
مگر قدرت بر ماندن نداشتی ؟ اگر می ماندم نمی کردید با من جز آن که با حسین بن علی (ع) کردید .
مگر صد میلیون شیعه ندارید ؟ عمل شیعیانم همان عملی است که قاتلان پدرم اهل بودند .
مولای من کجایی ؟ همه جا کور است چشمی که نمی بیند .
جسم مادی ات کجاست ؟ جایی دور از مردم ستمگر
کی می آیی ؟ آن گاه که عده ای هر چند کم واقعا مرا بخواهند .
مگر نمی خواهند ؟ به زبان چرا ولی عملشان عمل منکر ماست .
از مدعیان حجتیت چه می خواهی ؟ التماس دعا برای فرج که فرج ایشان در آن است.
از سربازانت چه می خواهی ؟ از خدا غافل نشوند
از ایشان راضی هستی ؟ از آنها راضی نباشم از کی راضی باشم .[1]
[1] أنا المهدی هذه الأمه (حدیث)
فخرج منها خائفا یترقب (21/قصص)
عمیت عین لا تراک علیها دقیبا ( دعای عرضه )
عهد إلی أبی أن لا أجامد قوما غضب الله علیهم و لهم عذاب الیم (حدیث)
یا أیها الذین أمنوا لم تقولون مالا تفعلون کبر مقط عند الله أن تقولا ما لا تفعلون
|