03 خرداد 1391 ساعت 02:31
 
 

چند جمله برای دل تو

شیطان بیست و چهار ساعته مواظب شماست، او تو را می بیند و تو او را نمی بینی؛ و لیکن همین که از ذکر خدا غافل شدی؛ در دام شیطان می افتی. داداش جون! بعضی ها اعمال خوب انجام می دهند، اما اگر کار حرامی هم پیش بیاید؛ روی گردان نیستند. اینگونه اعمال نتیجه ندارد، داداش جون! گناه کردن، عمل های خیر را از بین می برد. وقتی در قیامت پرده ها از برابرت برداشته شد؛ آن وقت می فهمی که سرت کلاه رفته است، آن وقت دیگر نه راه پس داری، نه راه پیش. داداش جون! «آیة الله حق شناس»

فهرست عناوین

امکانات پورتال

اوقات شرعی



ورود به پورتال






دریافت گذرواژه جدید پورتال

آمار بازدید کنندگان

بازدیدکنندگان: 1076769

حاضرین

حاضرین فعال: 22 نفر مهمان

آمار بازدید کنندگان

 

چرا نام امامان در قرآن نيامده است؟ نسخه PDF چاپ ایمیل
11 اسفند 1388 ساعت 19:57

چرا نام امامان در قرآن نيامده است؟

 

در قرآن مباحث اصول دین نظیر: توحید، نبوت و معاد با تفصیل آمده است اگر امامت از اصول دین بود چرا در قرآن نیامده و حتی نام یکی از ائمه در قرآن نیامده است؟ اولا. ملاک و معیار وجود مسائل در قرآن اصول دین نیست، زیرا بسیاری از احکام و فروعات است که در قرآن آمده است نظیر : نماز ، روزه، زکات، حج و غیر آن و گاهی مسائل ارث نیز آمده است.
و از سویی پاره ای از اعتقادات در قرآن نیامده که همه مسلمانان به آن عقیده دارند نظیر:
صفات خدا و عینیت با ذات، چنان که برخی صفات ذات را نه جزو ذات و نه خارج از ذات می دانند. یا مساله عدالت تمام صحابه ویا افضلیت خلفا به ترتیب خلافت که اهل سنت به آن عقیده دارند این مسائل از بحث های بسیار مهمی است که به صورت یک اصل اعتقادی و گاه از ضروریات مذاهب درآمده است. عقیده دیگر علم غیب و عصمت پیامبران است ، (در صورتی که در قرآن آیاتی وجود دارد که عصمت را نفی می کند از این رو مفسران آن را توجیه کرده اند ) چرا در قرآن به این نوع مسائل که جزو ضروریات مذاهب است تصریح نفرموده است ؟روشن است که هر مذهبی ضروریات خود را جزو اصول و پایه های دین می داند .
ثانیا. این سؤال به خود نویسنده نیز باز می گردد زیرا خود اهل سنت نیز به ضرورت امام پس از پیامبر عقیده دارد« گرچه در مصداق و نحوه تعیین امام اختلاف دارند» از این رو سؤال می شود که با توجه به ضرورت مسئله امام و لزوم تعیین خلیفه ، چرا در قرآن به لزوم تعیین خلیفه طبق مبنای اهل سنت نام برده نشده است ؟ چرا نامی از خلیفه بلافصل پیامبر (ص) نیامده است ؟ گرچه شما می گویید که امامت از فروعات است در صورتی که در قرآن نام زید را در یک مسئله فقهی مثل ازدواج آورده است آیا نام خلیفه بلافصل پیامبر کم تر از نام زید در یک مسئله فقهی بوده است؟
بنابراین با توجه به ضرورت تعیین خلیفه و دوری از اختلاف و درگیری ، چرا در قرآن نام خلفا بلکه نحوه تعیین خلیفه نیامده است؟ اهل سنت در عقیده خلافت با سؤال مهمتری روبرو می شوند و آن این است که نه تنها در قرآن خلافت بلافصل و چگونگی تعیین آن نیامده است بلکه در روایات و سنت نبوی نیز نیامده است . ما هیچ دلیلی پیدا نکردیم که پیامبر فرموده باشد پس از من گروهی از خبرگان جمع شوند و یک فرد از میان خود و یا ابوبکر را انتخاب کنند بدین جهت نه روایتی در نام خلیفه وجود دارد و نه اینکه پیامبر راه و نحوه انتخاب خلیفه را بیان فرموده باشد! پس اهل سنت با مشکل مهم تری روبرو می باشند .
ثالثا . ما قرآن و سنت را از یکدیگر تفکیک ناپذیر می دانیم ، حکم سنت صحیح همان حکم قرآن است زیرا هردو از یک سرچشمه پدید آمده است در قرآن اصول و ضروریات فراوانی نیامده است ولی پیامبر (ص) آن را بیان فرموده اند نظیر: تعداد نمازها، شرایط روزه ، نصاب زکات ، خمس ، نحوه غسل و غیر آن .ازاین رو در قرآن به صورت کلی مسئله امامت بیان شده است و با توجه به شأن نزول آیات، مسئله امامت به خوبی فهمیده می شود و جای هیچ گونه شک و شبهه ای با قی نمی ماند نظیر: (الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا )و آیه (انما ولیکم الله ورسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون) .
رابعا. امامت حضرت علی از دلیل قوی عقلی و نقلی برخوردار می باشد ، بدین جهت جایی برای این تردید وپرسش باقی نمی ماند. آیا می توان پذیرفت که دین اسلام به مسئله امامت پس از پیامبر(ص) بی تفاوت بوده است؟ به خصوص با این ویژگی که پیامبر اسلام (ص) خاتم پیامبران است و پس از ایشان دینی نمی آید .آیا صحیح است که پیامبر اسلام(ص) پس از خود هیچ نوع برنامه ای را بیان نفرموده باشد؟ بنابراین امامت انسان کامل پس از پیامبر(ص) یک امر عقلی و عقلایی است و روایت غدیر، ثقلین و یوم الدار دلیل عقلی و عقلایی را شفاف تربیان کرده است از این رو با وجود دلایل روشن عقلی و نقلی جایی برای این پرسش باقی نمی ماند که چرا در قر آن نامی از امامان نیامده است.
خامسا . هر مذهبی دلایل مخالف مبنای خود را به گونه ای توجیه و یا مردود می داند تا خود را راحت کندد به طور نمونه: در حدیث «یوم الدار» پاره ای از مورخان و مفسران اهل سنت به جای فرمایش صریح پیامبر(ص) درباره حضرت علی (ع) ، (هذا اخی و وصیی خلیفتی) عبارت کذا و کذا را آورده اند. چرا ؟ چرا تعبیرات صریح پیامبر(ص) را تحریف کرده اند ؟ همچنین در صحیح بخاری روایت میکند که عمر به حضرت علی و عباس می گوید : شما دو نفر ابوبکر و من را «آثما غادرا خائنا» می دانید این عبارت را حذف و به جای آن کذا و کذا آورده است. حدیث قلم وکاغذ معروف به حدیث قرطاس که پیامبر(ص) درآخرین لحظات زندگی خود بیان می کند ، آن را بر معنایی توجیه می کنند که هرگز با روایت سازگاری ندارد. حدیث ، انا مدینة العلم و علی بابها ، را به معنای برتر توجیه می کنند.امثال این روایات فراوان است . آیا بیان نام علی(ع) موجب نمی شد که گروه یا افرادی با زمینه سازی به تغییر معنای آن می پرداختند و می گفتند علی(ع) به معنای والاتر و عظیم است نه به معنای شخص . چنان که در حدیث غدیر (مولی) را به معنای دوست می دانند بدین جهت از نام امام به ویژه نام حضرت علی(ع) پرهیز شده است.
سادسا . با توجه به حساسیت قبائل صدر اسلام به یکدیگر و وجود درگیری های فراوان به گونه ای که هیچ کدام همدیگر را نمی پذیرفتند و از سویی امامت یکی از مباحث حساسی است که تمامی فرقه ها و قبائل به امامت پس از پیامبر چشم دوخته بودند گاه به پیامبرمی گفتند ما در صورتی به شما ایمان می آوریم که امامت و رهبری در اختیار قبیله ما باشد آن حضرت می فرمود: مسئله امامت در اختیار خداست او هرکس را بخواهد امام معرفی می کند . و چنان چه نام کسی به عنوان امام ذکر می شد بر این حساسیت ها افزوده می گشت و زمینه های تبلیغ بر علیه پیامبر و به خصوص آن شخصی که نام او آمده است شدت می یافت و قبائل در برابر پیامبر می ایستادند و آن حضرت در گسترش اسلام موفق نمی شد . از این رو آن حضرت از اعلان مسئله امامت در باره افراد به خاطر کفر و مخالفت با ایشان ترس داشتند. البته روشن است که عدم اعلام صریح به وسیله پیامبر برای فرار از مسئولیت نبوده است تا اشکال شود مگر پیامبر از این امر غفلت کرده است ؟ خیر بلکه بیان وحی و رساندن آن به مردم نیازمند ظرفیت و زمینه مناسب دارد همانگونه که در بعضی از احکام به مرور زمان حکم آن نازل می شد وقتی درباره یک حکم نیاز به ایجاد زمینه بوده است درباره مسئله امامت به طریق اولی نیاز داشته است . بدین جهت پیامبراکرم از آغاز بعثت زمینه ها را بیان می کرد ند، چنان که درآغاز آشکار شد بعثت در حدیث معروف به یوم الدار و سایرموارد بیان فرمودند . در عین حال هرگاه موقعیت مناسب تری پدید می آمد بیشتر درباره آن تأکید می فرمود .
سابعا . با توجه به نکته پیش روشن می شود که بیان نشدن نام افراد قرآن بر اساس مصلحت بوده که برای ما روشن نیست از این رو روا نیست که بگوییم چرا خداوند نام آن را بیا ن نکرده است مگر ما می توانیم برای خدا وظیفه بیان کنیم نظیر: این که گفته شود چرا خداوند در قرآن زمان قیامت را مشخص نفرموده است و یا زمان ظهور امام زمان را تعیین نکرده است و ده ها چرای دیگر.
ثامنا . گفته شده که نام 25 تن از انبیا در قرآن آمده است با توجه به پاسخ های قبل روشن می شود که در نام پیامبران هیچ گونه حساسیتی وجود نداشته است اما درباره امامان پس از پیامبر(ص) حساسیت فراوانی بوده است که سران و ریش سفیدان قبائل از آن خود می دانستند. قهرا مقایسه بین این دو صحیح نیست .
تاسعا . با توجه به روایات فرا وانی که اهل سنت درباره نسخ و تحریف دارند ممکن است این سؤال مطرح شود که نام حضرت علی(ع) در آیات آمده اما تحریف شده است و یا به عبارتی نسخ شده است.
توضیح مطلب: اهل سنت در کتاب های حدیثی و علوم قرآن، روایاتی دارند که دلالت دارد براین که در قرآن آیاتی بوده که حذف شده است بلکه بالاتر از آن سوره هایی از قرآن مانند سوره احزاب بیش از اندازه ای بوده است که اکنون می باشد، و آن آیات مشخص نیست . ( مراجعه کنید به کتاب الاتقان ، از سیوطی ، ج 3،ص 82و ج 1، ص 242.و مسند احمد،ج 5 ،ص 132.و مستدرک علی الصحیحین ،ج 1، ص 359.) سؤال این است آیاتی که اکنون در قرآن نیست چه محتوایی داشته است؟ آیا احتمال این داده نمی شود که در آن روایات نام امام آمده باشد و اکنون در قرآن نیست؟ گرچه علمای اهل سنت برای پرهیز از مسئله تحریف قرآن این گونه روایات را حمل بر نسخ بر تلاوت کرده اند. معنای نسخ در تلاوت این است که ما آیاتی داریم که بر پیامبر(ص) نازل شده و تلاوت نمی شود یعنی در قرآن اکنون وجود ندارد،نام این را نسخ در تلاوت می گویند و یک نوع نسخ دیگر وجود دارد که نسخ در حکم است یعنی آیه در قرآن خوانده می شود ولی حکم آن نسخ شده است .ولی در عین حال جای این پرسش باقی است که محتوای آیاتی که نسخ تلاوت شده و در قرآن وجود ندارد ،چیست؟.

نظر
افزودن جدید جستجو
نظرات
نام:
ایمیل:
 
عنوان:

."

 
 

تازه ها

  :: وقتی وهابی نمی تواند وضوی خود را کنترل کند + فیلم   :: گزارش فرهنگی اردوی راهیان نور - اردیبهشت 91 + عکس   :: پیاده روی طلاب بمناسبت روز جمهوری اسلامی   :: حروف جر و زائده کاری از آقای کریمی   :: التلخیص التشجیری فی المنطق التعلیمی - اثر آقای سیدمحمدحسین جعفری   :: اذ،اذا،ما،ال- کاری از آقای سیدعلی حسینی   :: ولایت فقیه - تحقیق آقایان سازندگی،آیت،تفتی،مسلمی   :: تنبیهات المعاطاة   :: منابع روایت « لولا علی لهلک عمر»   :: چهل حدیث از امام عصر(عج)   :: آیا وهابیت به پایان عمر خود نزدیک می شود؟   :: بدعت عمر در نماز تراويح   :: نهى از شعر خواندن در مسجد   :: انتقاد آیة الله مکارم شیرازی از تعطیلات زیاد حوزه   :: یه کم هم از اختلاس   :: احادیثی در مورد نوروز   :: روضۀ آیت الله حسن‌زادۀ آملی در شام غریبان امام حسین علیه السلام   :: جسد فرعون   :: شعر جالب يک بچه آفريقايي   :: شاخ شیطان تحقیق آقایان نجفی، کرمی، حسین زاده   :: گزارش مرکز خبر حوزه از برنامه های تابستانی کانون خاتم   :: گزارش مرکز خبر حوزه از اردوی تابستانی سال 90   :: سخنرانی آقای سیدهادی مرتضوی   :: سخنرانی آقای سیدمحمدحسین رضایی موسوی در زمینه خطبه 11 نهج البلاغه   :: كارآمدي ولايت فقيه در بحران هاي اجتماعي   :: سوالات مسابقه تفسیر سوره حجرات - ویژه طلاب و خانواده اساتید   :: سوالات مسابقه تفسیر سوره حجرات - ویژه اساتید   :: مهدویت، کاری از آقایان محمودی،نیک پور،پناهیان،مسلمی زاده   :: خطبه امام سجاد «علیه السلام»، قیام بر علیه نیرنگ ها   :: تفسیر سوره مبارکه حجرات   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه پنجم/ششم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه چهارم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه سوم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه دوم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه اول   :: قواعد اعلال   :: استصحاب در نحو به قلم آقای احسان پیرهادی   :: تجــــزیه و ترکیب اختـــــلاس   :: دل نوشته ای از نوع مسئول سایت   :: شخصیت محمدبن حنفیه، سخنرانی آقای رضایی موسوی   :: بصیرت شیشه ای!!!   :: کتاب باید در خانه اش نوشته شود   :: درآمد دستفروش   :: شوخی در دستشویی!   :: نمی دونم چرا آقای صبور یه جوری من رو نگاه کرد ؟   :: سخنرانی آقای دهقان پیرامون خطبه33 نهج البلاغه   :: سخنرانی آقای بنی حسینی، خطبه 32 نهج البلاغه   :: خلاصه ای از برنامه های تابستان 1390 کانون فرهنگی هنری خاتم   :: دنیای وارونه   :: چرا بازی شطرنج حرام است؟

پیشنهادات ویژه

 
 

 

 


ائمه از نگاه اهل سنت

احمد در کتاب « مناقب» ، و ابن منذر، و ابن ابی حاتم، و طبرانی، و ابن مردویه، و واحدی ، و ثعلبی، و ابو نعیم ، و بغوی در تفسیر خود، و ابن مغازلی در « مناقب» با سند های خود از ابن عباس نقل کرده اند: وقتی این آیه نازل شد از رسول خدا پرسیده شد: ای رسول خدا! خویشان تو که مودت و محبت آنها بر ما واجب است چه کسانی هستند؟ فرمود: « علی و فاطمة و ابناها» [ علی و فاطمه و دو فرزندانش].

مناقب علی [ ص187،ح263]؛ المعجم الکبیر[ح12259]؛الکشف والبیان[ ورقه 46،سوره شوری:آیه23] ؛ مناقب علی بن ابی طالب [ ص307-309،ح352].

معاویه اینچنین است!

روزی رسول خدا صل الله علیه و آله  فرمود: « یطلع من هذا الفج رجل من امتی یحشر علی غیر ملتی» ( از این دره مردی از امتم  بالا می آید که در قیامت بر غیر دین من محشور خواهد شد)؛ و ناگهان معاویه ظاهر شد.

تاریخ طبری357:11