|
03 آبان 1388 ساعت 21:52 |
|
به اسم حبیب...
انسان همیشه با انبوهی از گزینههای رفتاری روبرو است که تنها می تواند به برخی از آنها بپردازد. چشم، گوش، دست و پا و سایر اندام خود را به امر خاصی مشغول دارد. این گزینه های با رشد قوا و غرایز و افزایش علوم و مهارت ها و پیچیده تر شدن روابط، تصاعداً رو به افزایش می نهد.
مهمترین عامل برای تعیین صحیح و مناسب گزینه ای رفتاری، قوه ی عاقله ی آگاه است که با در نظر گرفتن همه گزینه ها و ارزش گذاری آن ها، بهتر را انتخاب می کند و نقش را خود در شکل گیری اراده انسان ایفا می نماید.
اما عقل آگاه چگونه گزینه ی رفتاری بهتر را تشخیص دهد؟ چنانچه گفتیم او این رفتار را ارزش گذاری می کند و لی با چه معیاری؟ این معیار و ملاک ارزشی و اخلاقی را می توان در فلسفه ی اخلاق جستجو کرد.
اما فراهم آمدن زمینه رشد همه افراد جامعه که لازمه اش نظم و امنیتی در سایه مقررات اجتماعی است را باید در مسائل فلسفه حقوق جستجو نمود. سرانجام، تأمین مصالح اجتماعی، اجرای مقررات، برخورد با متخلفین و روابط بین الملل و اصول قابل قبول آن ها مسیرشان را به سمت مسائل سوق می دهد که فلسفه سیاست نامیده می شوند.
این 3 و 3 شاخه ی دیگر(انسان شناسی، هستی شناسی، معرفت شناسی) بنیادی ترین معارف انسان هستند ما مسلمانان می توانیم این معارف را (بخصوص در زمینه علوم دستوری و ارزشی) از منابع معتبر اسلامی بدست آوریم اما دست کم برای پاسخگویی به شبهاتی که با انگیزه های گوناگون مطرح می شوند. باید به مباحث عقلی نیز همت ورزیده با توجه به تصمیم جدی سردمداران جهان کفر و استکبار بر هجوم فرهنگی بی امان به جمهروی اسلامی ایران و هدف گیری نظریه سیاسی دینی به عنوان حساس ترین و ریشه ای ترین رکن ایمن نظام اسلامی، ضرورت بیشتری در این مباحث حس می شود و وظیفه و علاقه مردم به بقای اسلام و نظام اسلامی، مخصوصاً طلاب و فضلاء فرهیختگان، بسیار سنگینتر می گردد. ما در این بخش مجله، سعی در تبیین نظریه سیاسی اسلام داریم البته در حد وسع و توان که ان شاءالله دعای شما عزیزان، ما را در این سیر یاری نماید و بتوانیم قدمی بسیار ناچیز برای خشنودی قلب مولایمان برداریم.
|