|
چرا مى گوئيم قرآن تحريف نشده است؟
تو اى خواننده گرامى بايد توجه كنى كه قطعا سخن درست محكم و استوارى كه به دلائل قطعى از عقلى و نقلى مسلم و روشن شده اين عقيده است كه هر آن چه از قرآن كريم در دسترس مردم هست تمامش چيزهائى است كه خداوند بلند مرتبه بر پيامبرش آخرين برانگيختگان، حضرت محمد بن عبدالله (ص) فرو فرستاده، و هيچگونه كم و زيادى در آن نشده و دليل اين عقيده اين است كه:
1- اندازه سوره هاى قرآن كه يكصد و چهارده تاست بدون ترديد از دوران خود رسول خدا (ص) تا كنون تغيير نيافته است.
2- ترتيب و در جاى خود قرار دادن آيات و سوره ها، به دستور شارع مقدس بوده كه كسى حق چون و چرا در آن را ندارد، و يقينا به دستور پيامبر (ص) بوده و همانگونه كه جبرئيل امين وحى خدا به فرمان پروردگارش به او خبر داده، تنظيم گرديده است.
3- در زمان زندگى پيامبر خدا پيش از آن كه جهان فانى را بدرود گويد مردم سوره ها را با نامهاى ويژه شان مى شناختند.
4- سرح ريزى حروف و علائم، و صورت سازى خطوط در قرآن مجيد طبق همان طرحى است كه از نوشته هاى نويسندگان وحى در دوره پيامبر نمونه بردارى شده است.
5- علت آن كه در آغاز نهمين سوره قرآن برائت آية بسم الله الرحمن الرحيم نوشته نشده، آن است كه: چنانكه با يكصد و سيزده سوره ديگر غير آن يكباره نازل شده با اين سوره نازل نگرديده است.
6- بسم الله الرحمن الرحيم جزء هر سوره است همانگونه كه جزء آيه اى از سوره 27 نمل مى باشد [1]
7- اخبار و آثارى كه گوياى آن است كه عده زيادى از ياران پيغمبر در دوران آن حضرت يا بعد از درگذشت آن بزرگوار قرآن را گرد آورده اند مانند آن كه گويند: در دوره خلافت ابوبكر آيات پراكنده قرآن جمع آورى شده مقصود آن نيست كه آنان آيات را در سوره ها مرتب نمودند. در مورد ترتيب سوره ها نيز بزودى به تحقيق خواهيم پرداخت. همه اين مطالب را كه ياد آور شديم عقيده اهل تحقيق از دانشمندان پيرو ائمه اطهار است كه بهشت خداجايگاهشان باد و جز آنان برخى از علماء اهل تسنن نيز به آن معتقد مى باشند و هر كه عقيده اى بر خلاف آن را برگزيده بدون بصيرت بوده و سخن بيهوده اى گفته و به كوره راهى گام نهاده است. لازم به تذكر است اگر مى خواستم در هر يك از عناوين فوق همه دلائل آن را مفصلا يادآورى نمائيم و بطلان گفته مخالف را بياوريم نوشته ما به درازا مى كشيد، و سخن روياروى ما پراكنده مى گشت و گرفتارى ما افزون مى گشت، بدين جهت مختصرى از دلايل هر يك از آن عناوين را مى آوريم و به خواست خدا براى آن كه در قفسه سينه دلى سالم دارد بسنده خواهد بود.
ترتيب آيات و سوره ها توقيفى است
1- هر آن چه از پيامبر گرامى (ص) رسيده از اخبار متواتره در فضائل سوره ها بنامهايشان بلكه در فضيلت پاره اى از آيات قرآن، در نهادن هر آيه اى را در جايگاه ويژه اى به فرمان امين وحى جبرئيل بوده است.
2- اين كه بعضى سوره ها به برخى از حروف مقطعه آغاز گرديده و بعضى نه، مثلا: سوره 2 بقره به الم. سوره 10 يونس به الر. سوره 13 الرعد بع المر. سوره 7 اعراف به المص. سوره 19 مريم به كهيعص. سوره 26 الشعرا به طسم. سوره 27 النمل به طس. سوره 40 المومن به حم. سوره 42 شورى به حمعسق. همچنين در چند سوره ديگر. [1]
3- اين كه برخى سوره هاى ديگر با حروف مقطعه آغاز نگشته.
4- اين كه سوره (9) برائت به بسم الله الرحمن الرحيم آغاز نگرديده.
5- اين كه خداوند متعال فرموده (سورة انزلنا و فرضناها) [2]
6- در سوره بقره 2 آيه 22 فرموده است: "و ان كنتم فى ريب مما انزلنا على عبدنا فتوا بسورة من مثله وادعوا شهداءكم من دون الله ان كنتم صادقين" [3]
7- در سوره 10 يونس آيه 38 فرموده: "ام يقولون افريه قل فاتوا بسورة مثله وادعوا من استعطعتم من دون الله ان كنتم صادقين" [4]
8- در سوره توبه آيه 88 فرموده است: "و اذا انزلت سورة ان امنوا بالله"
هر گاه سوره اى از قرآن نازل گردد به آن كه ايمان آريد به خدا در سوره هود (11) آيه 16 فرموده است: "ام يقولون افترايه قل فاتوا بعشر سور مفتريات وادعوا من استطعتم من دون الله ان كنتم صادقين" [5]
هر كدام از اين چند آيه دلالت قطعى دارد بر اينكه اسكله بندى و تركيب سوره ها از چند آيه مشخص به فرمان لازم الاطاعه پيامبر اكرم (ص) بوده، و نشانگر آن است كه در دوران زندگانى پربار آن جناب، پيش از آن كه وجود مقدسش به سراى جاودان بشتابد، سوره هاى قرآن نظم و ترتيبى داشته، و اسامى آنها بر سر زبانها بود و مردم آنها را به آن نامها مى شناخته اند. امين الاسلام طبرسى در تفسير خود مجمع البيان و جارالله زمخشرى در كشاف و جلال الدين سيوطى در الاتقان فى علوم القرآن و دانشمندان بزگوار ديگرى غير آنان، از ابن عباس و سدى نقل كرده اند: كه، فرموده خداى تعالى: "و اتقوا يوما ترجعون فيه الى الله ثم توفى كل نفس ما كسبت و هم لا يظلمون. " [6]
آخرين آيه از كتاب آسمانى بود كه بر پيغمبر اكرم نازل شد، و جبرئيل به آن حضرت گفت آن را آيه 280 از سوره بقره قرار بده. [7]و اين قول مثل اين كه اجماعى است، و خلاف تنها در اين است كه بعد از نزول اين آيه رسول خدا (ص) چه مدت زنده ماند. از ابن عباس نقل شده: بعد از نزول اين آيه آن جناب بيست و يك روز زنده بود، و ابن جريح گويد: نه شب، و سعيد ابن جبير مقاتل گفته اند: هفت شب، و زمخشرى گويد: گفته شده سه ساعت. من مى گويم: قرار دادن تمامى آيات قرآن در جايگاه خود به دستور خداوند متعال بوده اگر چه براى يكايك آنها در كتبى كه احاديث را گرد آورى نموده اند روايت جداگانه اى ذكر نشده باشد همچنين زيانى ندارد كه دو آيه در يك سوره باشند كه آيه اول بعد از آيه دوم نازل گرديده باشد. زمخشرى در تفسير كشاف در ابتداى سوره توبه گويد: اگر بپرسى چرا همانند سوره هاى ديگر اين سوره به آيه بسم الله الرحمن الرحيم آغاز نگشته؟! گويم: سبب آن را ابن عباى از عثمان پرسيد، او پاسخ داد: شيوه پيامبر خدا چنان بود كه هر گاه سوره يا آيه اى بر او فرود مى آمد، به نويسندگان وحى مى فرمود: آن را در محلى كه فلان چيز و آن چيز ديگر ذكر مى شود جاى دهيد و تا آن جناب جان در بدن داشت براى ما بيان نفرمود آن را در كجا قرارش بدهيم. [8]در مجمع البيان، و اتقان نيز اين روايت آورده شده است. اين روايت بالا آشكارا دلالت دارد كه:
1- تركيب بندى سوره ها از آيات به فرمان پيغمبر صورت پذيرفته.
2- با سوره برائت آيه بسم الله نازل نگشته بود و گرنه آن را در آغاز آن سوره قرار مى داد.
3- يكصد و سيزده بار، در آغاز هر سوره اى كه بر پيغمبر فرود آمده بسم الله. . هم نازل گرديده است. مرحوم طبرسى در مجمع البيان، و ديگران در تفاسير و كتابهاى حديث و سيره روايت كرده اند از بريده، كه گفت: پيغمبر خدا (ص) فرمود: سوره بقره، و آل عمران را بياموزيد، زيرا روز رستاخيز آنها دو نور تابانند، و همانند دو قطعه ابر سپيد يا دو پرده يا دو صف پرندگان بال و پرگشاده نگهداشته، بر بالاى سر آن كه آنها را ياد گرفته است سايه مى اندازند. [9]پس حديث به روشنى دلالت دارد بر اين كه اين دو سوره در دوران زندگى پيامبر خدا (ص) ترتيب داده شده و دست بدست مى گشته، و مردم آنها را به نام مى شناخته اند. سيوطى در كتاب اتقان و مفسرين از جمله طبرسى در سر آغاز سوره 11 هود روايت كرده اند كه ثعلبى به سند خود از اسحاق از ابوجحيفه نقل نموده: به پيامبر خدا (ص) عرض شد: پيرى زود اثرش را در شما نمايان كرده است. فرمود: سوره هود و هم مانند آن پيرم كردند. و در حديث ديگر از انس گويد؟ در پاسخ ابوبكر پس از اين جمله فرمود: سوره 69 الحاقه و سوره 56 واقعه و سورة 78 النباء و سوره 88 غاشيه. [10]مرحوم طبرسى در ديباچه مجمع البان [11]در فن چهارم گويد: در خبرى كه از پيامبر خدا (ص) شايع است آمده كه، آن حضرت فرمود: به جاى تورات هفت سوره طولانى، و بجاى انجيل سوره هاى مثانى و به جاى زبور سوره مئين به من داده شد، و سوره هاى مفصل را هم علاوه !(كه با آنها بر پيامبران ديگر برترى يافتم. [12]
يك بحث لغوى
در نسخه هاى چاپى و خطى لفظ طول بيشتر با الف طوال نوشته شده ولكن در هنگام نسخه بردارى اشتباها كلمه از وضعش تغيير داده شده و گرنه وضع اصلى آن طول بر وزن صرد است، و جمع طولى مونث اطول مى باشد. ابن اثير در نهايه گويد: چند بار در حديث آمده است اوتيت السبع الطول و طول به صداى جمع طولى است مانند كبر و اين بناء ادبى همواره لازم است كه يا با الف و لام باشد يا به چيزى اصافه شود. [1]در حديثى ام اسلمه گويد: "كان يقرافى المغرب بطولى الطوليين ثنية الطولى" و معنى حديث اين است كه: آن حضرت در نماز، دو سوره طولانى قرآن كه انعام و اعراف باش مى خواند.
?
توقيفى بودن آيات و سوره ها
اين چند حديث و ده ها مانند آنها كه شيعه و سنى از پيغمبر اكرم (ص) در اين مورد روايت كرده اند و آنقدر زياد است كه نمى توان آنها را شماره نمود، همه گوياى آنند كه قبل از در گذشت رسول خدا از اين دنيا، سوره هاى قرآن منظم و مرتب شده بوده، كه مردم آنها را به نامهايشان مى شناختند و نيازى به آن نيست كه تمام اخبارى را كه در فضيلت سوره ها وارد شده نقل كنيم.
?
چگونگى نظم و ترتيب سوره ها
سوره هاى قرآن به روال ترتيب نزول نبوده بلكه آياتى هم كه در يك سوره جا داده شده نيز به ترتيب نزول نيست [1]چه آن سوره هائى كه به يك باره نازل گشته، مثل سوره 7 انعام چنان كه در مجمع البيان و بسيارى از كتابها، مفصل نوشته شده، و چه سوره هائى كه تمامش در يك نوبت نازل نشده بلكه در چند نوبت و به مناسبت هاى گوناگون فرود آمده و بعدا مجموعه آنها بصورت يك سوره درآمده. علاوه بر اينها از دلائلى كه خداوند به دلم افكنده بر اثبات اين كه ترتيب آيات در سوره هاى قرآن به دستور پيغمبر (ص) بوده اين است كه: با آن كه بعضى سوره ها مانند سوره 7 انعام همه اش در يك نوبت نازل گرديده و با اين كه بيشتر آياتى كه در يك سوره آورده شده بطور پراكنده فرو فرستاده شده، و اختلافى نيست كه برخى آيات از جهت نزول بر بعضى ديگر پيشى دارند [2]و ظاهرا ترتيب سوره ها از آيات به ترتيب نزولشان صورت نگرفته با اين حال به گونه اى تركيب يافته كه ميان آيات پشت سرهم نهاده شده در هر يك از سوره ها كمال بلاغت و فصاحت رعايت گرديده تا به آن حد كه خداوند متعال بندگان خود را به مبارزه با آن طلبيده و فرمود: ده سوره يا يك سوره از قرآن را بياوريد و با صراحت هشدار داده است: "لئن اجتعت الانس و الجن على ان ياتوا بمثل هذاالقران لاياتون بمثله و لو كان بعضه لبعض ظهيرا" [3]
بشر؛ كى و كجا قادر است جملات پراكنده اى را كه در مدت بيست و اندى سال در مورد احاك گوناكون نازل گردديده به آن سر حد اعجاز برساند كه انس و جن از هم آوردى آن ناتوان باشند؟!و انگشت عجز و حيرت به دندان بگزند، با اين حال آيا كسى مى تواند بگويد ترتيب و آراستگى معجزآساى آنها در سوره ها به فرمان خدا و پيامبرش نبوده. پس اى خردمندان بيدار باشيد و توجه داشته باشيد: "افلا يتدبرون القران ولوكان من عند غير الله لوجدوا فيه اختلافا كثيرا" [4]
?
قرآن را صحابه جمع نكرده اند
گذشته از همه اينها اگر كار جمع آورى و ترتيب سوره هاى قرآن در زمان پيغمبر صورت نگرفته باشد و چنانچه عده بسيار اندكى بدون دقت و رسيدن به كنه مطلب پنداشته اند بعد از در گذشت آن جناب صحابه آن را بر اساس نظر خود مرتب كرده باشند، ديگر فرموده خداوند: (فاتوابسور) (بعشرسور) [1]و مانند اين دو آيه مفهومى ندارد. سيوطى در اتقان، فصل نخست از نوع هيجدهم گويد: اجماع و روايات مترادف بر اين دلالت دارند كه ترتيب نزول است و ترديدى در آن نيست و بسيارى از علماء آن را در آثار خود آورده اند از جمله زركشى در البرهان ادعاى اجماع كرده و ابوجعفر ابن الزبير در كتاب مناسبات خود چنين گفته است: ترتيب آيات و سوره هاى قرآن به توقيف و آگاهى خود پيغمبر و فرمان او انجام شد و در اين مورد بين مسلمين خلافى نيست.
?
پيوند آيات به يكديگر
اگر بسيارى اوقات در كتب تفسير و شرحها آوائى پرده گوشت را مى كوبد كه اين آيه به فلان آيه پيوسته است و آن آيه به اين آيه مثلا طبرسى در مجمع البيان [1]فرموده خداوند در سوره نساء (و ان خفتم الا تقسطوا فى اليتامى) كه آيه سوم مى باشد متصل به آيه 127 همين سوره (و يستفتونك فى النساء قل الله يفتيكم فيه) [2]مقصودشان اين است كه آيات قرآن از حيث مفهوم بعضى به بعض ديگر پيوسته اند، و آن بخاطر آن است كه بعضى آيات قرآن روشنگر مراد بعضى آيات ديگر است مانند مبين براى مجمل [3]و مانند مقيد براى مطلق [4]و مثل خاص براى عام.
اميرالمومنين على (ع) فرموده است: كتاب خدا است كه شما را به حق بينا و گويا و شنوا مى كند، و بعضى از آيات آن بوسيله بعض ديگر گويا، و برخى هم بر برخى ديگر گواه براى تفسير بعضى از آيات قرآن بايد از معانى و مضامين ديگر استفاده كرد و شاهد آورد و با احكام الهى اختلاف نداشته و پيرو خود را نيز از راه خدا جدانگرداند و او را به گمراهى نكشاند. [5]
مقصود از فرموده آن حضرت بعضى از آيات آن شاهد بعضى ديگرند اين است كه پاره اى از آن براستى و درستى بعضى ديگر گواهى مى دهد: بر خلاف آن نمى باشد چنان كه خداوند فرموده: "افلا يتدبرون القران و لو كان من عند غير الله لو جدوا فيه اختلافا كثيرا" [6]
همچنين خداوند فرموده: "ذلك بان الله نزل الكتاب بالحق و ا الذين اختلفوا فى الكتاب لفى شقاق بعيد" [7]
منصور مفسرين از اتصال آيات اين نيست كه آنها لفظا به يكديگر متصل اند، چون از مطالب گذشته دانستى كه آيات در دوران پيامبر به دستور آن حضرت تنظيم شده و همه دانشمندان اهل تحقيق اين نظريه را تاييد كرده اند.
ثمره فقهى
از جهت همين ارتباط مفهومى است كه دو سوره ضحى 93 و انشراح 94 را يكى شمرده اند و خواندن آن دو در يك ركعت فريضه به جاى يك سوره بعد از حمد تجويز گرديده، بلكه خواندن يكى از آن دو بدون ديگرى در نماز واجب جايز نمى باشد چون آن دو يك سوره اند. [1]
با اين كه در يك ركعت نماز واجب از خواندن دو سوره بعد از حمد نهى شده است. و واجب است ميان آن دو سوره بسم الله الرحمن الرحيم خوانده شود، چون بسم الله. . . جزء سوره است. فرمايش شيخ طوسى به جواز ترك بسمله بين آن دو سوره نارسا است. [2]
و دليل موافق آن نيست و همين گونه است سوره 105 فيل و سوره 106 قريش. مرحوم بحرالعلوم در منظومه الدرة گويد: "و والضحى و الانشراح و احدة بالاتفاق و المعانى شاهدة كذلك الفيل مع الايلاف و فصل بسم الله لا ينافى"
به اتفاق علماء سوره ضحى و انشراح يكى مى باشد و معانى آنها بر اين مطلب گواهى مى دهد. همچنين سوره فيل با سوره ايلاف. و فاصله شدن بسم الله در ميان آنها با يكى بودنشان منافات ندارد. و اين كه اين حكم را به يك ركعت فريضه مقيد كرديم بدين جهت است كه در نمازهاى مستحبى جايز است سوره هاى زيادى خوانده شود و هر گاه چند سوره را با هم جمع كرد لازم است با هر سوره اى بسم الله بخواند. سيوطى در اتقان، نوع 19 گويد: و در كامل هذلى از بعضى نقل شده كه الضحى و الم نشرح يك سوره مى باشند و امام فخر رازى در تفسيرش اين سخن را از طاوس و ديگرى (عمر بن عبدالعزيز)نقل كرده است.
بسم الله الرحمن الرحيم جزو همه سور قرآن است
قطعا بسم الله. . . يك جزء و آيه اى از سوره 27 نمل هست بلكه در آن سوره دو آيه آن را تشكيل داده است، و در هر سوره اى بسم الله يك آيه بشمار مى رود و لذا اگر شخصى در نماز، چه فريضه باشد يا نافله، آن را نخواند نمازش باطل است. و واجب است در نمازهائى كه لازم است مرد حمد و سوره را بلند بخواند بسم الله نيز بلند خوانده شود و در نمازهائى كه بايد حمد آهسته خوانده شود مستحب است بسم الله بلند خوانده شود، و عقيده اصحاب ما اماميه بر اين است، ولى ميان فقهاء مسلمين اختلاف است اگر چه بيشتر از آنان با اين نظريه موافقند بلكه آن عقيده بيشتر علماء گذشته است اگر نگوئيم همه.
|