در این جهان هر جامعه ای را که بنگریم متوجه می شویم که آن جامعه برای بقا و انتقال آن به نسل های بعدی نیازمند مدیریت است ، یعنی اگر مدیریت آن جامعه درست نباشد موجب فروپاشی آن جامعه می شود.نظیر کشور اندلس که به خاطر ضعف مدیریت و ورود و نفوذ افراد سست عنصر به عرصه ی اجرایی آن جامعه و آن کشور،حکومت اسلامی آن متزلزل شده و در نهایت فرو پاشید و مغلوب مسیحیان شد.
علاوه بر بعد مدیریت جامعه ، بعد محتوایی و نظری نیز در این امر نقش به سزایی دارد . یعنی اگر محتوا و نظریه هایی که علما و نظریه پردازان آن جامعه مطرح می کنند اشتباه باشد مستوجب لغزش مدیران و سر انجام فروپاشی آن جامعه می شود .
اگر بخواهیم در این زمینه مثالی بزنیم تا ذهن با این مطلب به صورت ملموس و محسوس آشنا شود ، اتحاد جماهیر شوروی مثال بسیار نیکویی است .
اتحاد جماهیر شوروی که حدود نیم قرن در جهان قدرت نمایی کرده و به عنوان یکی از دو ابر قدرت جهان یعنی بلوک شرق نفوذ گسترده ای در جهان پیدا کرده بود ، چه شد که یکباره فرو ریخت !
اگر به تاریخ حکومت نگاه کنیم ، بعد از دوره لیننی و استالینی وقتی قدرت به گورباچوف رسید ، به اعتراف خودش جامعه ی شوروی از لحاظ نظری و اعتقادی دچار خلا شده بود و دیگر نظریات هاکسی از مردم را قانع نمی کرد ، بنا براینبرخی سران آن حکومتاز جمله خود گورباچوف شعار تغییر سر دادند ولی چون به بی راهه رفتند به نتیجه نرسیده و آن حکومت عظیم لغزید و پاشید .
خانواده نیز به عنوان اولین جامعه و کوچکترین جامعه ای که فرد با آن سرو کار دارد ، همین دو جهت را داراست .لذا وقتی کسی بین خانواده ها را در غرب می بینیم متوجه می شویم در یکی از این دو بعد ضعف دارند که همانا بعد نظری و محتوایی است .
همین دو جهت در مراکز آموزشی و مدارس علمیه نیز وجود دارد ، یعنی آنها نیز دنبال محتوا به همراه مدیریت هستند و آن دو را به همراه هم نیاز دارند ، حال برای بدست آوردن این دو بعد چه باید کرد ؟
این سوالی است که ما در صدد بیان آن هستیم .
همواره در مراکز آموزشی مشاهده می کنیم که پس از اتمام یک مقطع فارغ التحصیلان آن مرکز با آن مجموعه خداحافظی کرده و دیگر با آن مجموعه ارتباطی نداشته و سیر علمی خود را به تنهایی از دست می دهند.
اما در بعضی موارد هم دیده شده مرکز آموزشی با فارغ التحصیلانش ارتباط برقرار کرده و فارغ التحصیلان به صورت دسته جمعی و گروهی سیر علمی و عملی خود را پیش می گیرند.
سوال اساسی این است که کدام راه بهتر است؟فرد محوری یا اجتماع محوری؟
اگر بخواهیم به این سوال پاسخ دهیم باید ببینیم که سود کدام روش بیشتر و ضررش کمتر نسبت به دیگری است. لذا آسیب های افتراق و سودهای اجتماع را مورد بررسی قرار می دهیم:
انسان از ریشه ی انس به معنای الفت است، و الفت در سایه ی اجتماع و جمع است که تحقق پیدا می کند، پس اگر فرد انسانیت خویش را حفظ کرده باشد خود را وارد اجتماع می کند و با دیگران ارتباط برقرار می کند، و این رابطه را برای انتفاع و کسب منفعت برای خویش برقرار می کند ولی نیکو این است که سود طرفینی باشد.
ضرر در کتب لغت ضد منفعت و سود است و به اصطلاح کم شدن مال یا هر چیز دیگر را ضرر می گویند، ولی بعضی در تعریف ضرر گفته اند عدم سود نیز مساوی ضرر است یعنی این معنا اعم از معنای مصطلح قبل است
نفع (منفعت) در کتب لغت ضد ضرر است و به اصطلاح به دست آوردن مال یا هر چیزی که به دارایی های انسان می افزاید؛
با توجه به این مطالب وارد اصل بحث می شویم:
آسیب ها و ضررهای وارده بر فارغ التحصیلان به خاطر جدایی از یکدیگر:
هنگامی که افراد از مرکز آموزشی جدا می شوند و به دروس آزاد می رسند، که در این مقطع اگر یاوری نداشته باشند با مشاهده اوضاع و احوال دروس آزاد دچار چند مشکل عمده می شوند:
تا بخواهند با فضای دروس آزاد آشنا بشوند کمی زمان می برد که موجب افت سرعت آموزش می شود و افت سرعت نیز موجب ضرر است.
هم بحث خوب نیز در دروس آزاد کمیاب است و با نبود هم بحث خوب باز سرعت آموزش کند می شود.
استاد مطلوب سخت پیدا می شود و به خاطر جو عمومی اصلا با اساتید نمی توان ارتباط برقرار کرد.
ممکن است استاد خوب پیدا شود ولی سطح افراد داخل کلاس یکسان نبوده لذا استاد مجبور است که سطح فهم افراد پایین دستی کلاس را مد نظر قرار دهد که این موجب اطناب محل و ناتمام بودن مطالب درس می شود.
فرد با دیدن مجموعه ای این مشکلات انگیزه و نشاط قبلی خود را از دست داده و دیگر از دروس لذت نمی برد
با نبردن لذت از دروس احساس پوچی کرده و برای جبران آن راهی موسسات دانشگاهی و یا خود دانشگاه می شود.
با فرض مطلوب بودن اساتید هم باز هم این مشکل پیش می آید که برای انتخاب احسن آنها فرد متحیر شود.
اینها قسمتی از مشکلات عمده ای بود که بیان شد.
فواید ارتباط فارغ التحصیلان با یکدیگر:
افرادی که چند سال با یکدیگر بوده اند، به خصوصیات اخلاقی، علمی و ... یکدیگر اشراف دارند و خصوصیات یکدیگر را به خوبی می شناسند، اگر با وجود این آشنایی ارتباط آنها در مقاطع بعدی هم حفظ شود، از چند جهت می تواند مفید باشد:
تمام آن آسیب هایی که ذکر گردید، مرتفع می شود.
علاوه بر رفع آن مشکلات انگیزه و نشاط علمی بیشتر می شود.
با بیشتر شدن انگیزه و نشاط علمی سرعت پیشرفت فزونی می یابد و در نتیجه ثمره دهی سریعتر اتفاق می افتد و استعدادها زودتر شکوفا می گردد.
آسیب های وارده بر مرکز آموزشی به جهت تفرق فارغ التحصیلان از مرکز مذکور:
یک مرکز آموزشی معمولا دو هدف عمده دارد:
الف- تربیت نیکوی محصلین و شکوفایی استعداد آنها
ب- تربیت نیروی مدیریتی، آموزشی
مجموعه ی آموزشی اگر بخواهد محصلینی را به طرز صحیحی آموزش دهد تا نیکو رشد کنند باید برای آنها الگو سازی کرده و ثمره ی تلاش آنها را در کوتاه مدت و بلند مدت تعیین کند، حال وقتی فارغ التحصیلان با مرکز آموزشی ارتباط نداشته باشند، محصلین آن مجموعه فایده ی درس خواندن و ثمره ی آن را در نمی یابند و به خاطر این امر نشاط علمی و انگیزه ی آنان کم شده و از لحاظ محتوایی – چه علمی چه عملی – سست شده و پیشرفت نخواهند کرد.
اما بحث تربیت نیروی آموزشی، مدیریتی:
اگر فارغ التحصیلان با مرکز ارتباط نداشته باشند و مرکز آموزشی هم بعد از اتمام مقطع تحصیلی آنها را رها کرده باشد و با آنها ارتباطی نداشته باشد، آن مجموعه ی آموزشی حتما بعد از مدتی احساس نیاز به نیروی آموزشی و کادر مدیریتی می کند، بنابراین مجبور می شود افرادی را از خارج از مجموعه وارد آن مجموعه بکند، این امر مستلزم این است که مجموعه نیرویی را بیاورند که به مجموعه و اهداف آن شناخت کافی نداشته باشد و تا این نیروها بخواهند با مدرسه و مجموعه آشنا بشوند زمانی سپری می گردد، و تا این زمان سرعت پیشرفت مجموعه کم شده و بازدهی آن کاهش یافته و حتی در مواردی آن مجموعه منحل می گردد.
فوائد حفظ ارتباط فارغ التحصیلان با مرکز آموزشی برای مرکز مذکور:
گفته شد مراکز آموزشی دو هدف عمده دارند که با قطع ارتباط فارغ التحصیلان آن دو هدف به نحو احسن تامین نمی شود، بنابراین حفظ ارتباط فارغ التحصیلان با مرکز آموزشی برای آن مرکز چندین فایده دارد:
گفته شد که محصل برای انگیزه پیدا کردن و نشاط یافتن نیاز به الگو و دیدن ثمره ی عینی مرکز آموزشی است. باحفظ ارتباط فارغ التحصیلان این الگو و نشاط آفرینی تحقق پیدا می کند.
علاوه بر انگیزه و نشاط، محصلین نیازمند مشاورینی هستند که حدودا در یک سن و سال باشند تا آنها را کاملا درک کنند، از آنجا که فارغ التحصیلان آن مقطع را که محصلینی در حال گذراندن آن هستند را به تازگی پشت سر نهاده اند محصلین را خوب درک نموده و می توانند به عنوان مشاوری امین آنها را راهنمایی کنند.
در بعد مدیریتی و آموزشی، مرکز آموزشی با دادن فرصت به فارغ التحصیلان می تواند به آنها تدریس و مدیریت را آموزش دهد و بعدا وقتی فارغ التحصیلان به حد مطلوبی در این امر رسیدند از آنها در مدیریت و آموزش مدرسه استفاده کند و دچار خلا نشود.
آسیب های وارده بر فارغ التحصیلان به خاطر قطع رابطه با مرکز آموزشی:
چنانچه گفته شد جامعه و افراد برای رسیدن به کمال باید دو بعد مدیریتی و محتوایی خود را کامل کنند، حال اگر فارغ التحصیل ارتباط خود را با مرکز آموزشی حفظ نکند در هر دو بعد دچار مشکلاتی می شود.
در بعد محتوایی گفته می شود: هر کس که در حوزه تدریس نداشته باشد به جایی نمی رسد، و اگر فارغ التحصیل با مرکز آموزشی ارتباط نداشته باشد این فرصت را به سختی به دست می آورد.
در بعد مدیریتی: اگر فرد بالفرض به تنهایی از جهت محتوایی و نظری خود را کامل کرد، حال اگر از او بخواهند که مدیریت جایی را به عهده بگیرد چون تجربه ای ندارد از عهده ی این مسئولیت به خوبی بر نمی آید. چون به علت فراق از مرکز آموزشی فرصت آموزش مهارت های مدیریتی را از دست می دهند.
فوائد حفظ ارتباط فارغ التحصیل با مرکز آموزشی برای خود فارغ التحصیلان:
اگر فارغ التحصیل ارتباط خود را با مجموعه ی آموزشی حفظ کند در هر دو بعد می توانند پیشرفت های فراوانی کنند از بعد محتوایی فرصت تدریس داشته و هم از بعد مدیریتی فرصت تجربه ی آن را به دست می آورد.
نتیجه:
در نهایت می توان گفت حفظ اجتماع و ارتباط فارغ التحصیلان با یکدیگر و با مرکز آموزشی باعث پیشرفت مرکز آموزشی و خود فارغ التحصیلان است و لذا نیکوست که هر دو طرف قضیه در این امر کوشا باشند.
احمد در کتاب « مناقب» ، و ابن منذر، و ابن ابی حاتم، و طبرانی، و ابن مردویه، و واحدی ، و ثعلبی، و ابو نعیم ، و بغوی در تفسیر خود، و ابن مغازلی در « مناقب» با سند های خود از ابن عباس نقل کرده اند: وقتی این آیه نازل شد از رسول خدا پرسیده شد: ای رسول خدا! خویشان تو که مودت و محبت آنها بر ما واجب است چه کسانی هستند؟ فرمود: « علی و فاطمة و ابناها» [ علی و فاطمه و دو فرزندانش].
مناقب علی [ ص187،ح263]؛ المعجم الکبیر[ح12259]؛الکشف والبیان[ ورقه 46،سوره شوری:آیه23] ؛ مناقب علی بن ابی طالب [ ص307-309،ح352].
معاویه اینچنین است!
روزی رسول خدا صل الله علیه و آلهفرمود: « یطلع من هذا الفج رجل من امتی یحشر علی غیر ملتی» ( از این دره مردی از امتمبالا می آید که در قیامت بر غیر دین من محشور خواهد شد)؛ و ناگهان معاویه ظاهر شد.