03 خرداد 1391 ساعت 02:18
 
 

چند جمله برای دل تو

شیطان بیست و چهار ساعته مواظب شماست، او تو را می بیند و تو او را نمی بینی؛ و لیکن همین که از ذکر خدا غافل شدی؛ در دام شیطان می افتی. داداش جون! بعضی ها اعمال خوب انجام می دهند، اما اگر کار حرامی هم پیش بیاید؛ روی گردان نیستند. اینگونه اعمال نتیجه ندارد، داداش جون! گناه کردن، عمل های خیر را از بین می برد. وقتی در قیامت پرده ها از برابرت برداشته شد؛ آن وقت می فهمی که سرت کلاه رفته است، آن وقت دیگر نه راه پس داری، نه راه پیش. داداش جون! «آیة الله حق شناس»

فهرست عناوین

امکانات پورتال

اوقات شرعی



ورود به پورتال






دریافت گذرواژه جدید پورتال

آمار بازدید کنندگان

بازدیدکنندگان: 1076741

حاضرین

حاضرین فعال: 18 نفر مهمان

آمار بازدید کنندگان

 

انقلاب اسلامی چه قدر به اهدافش نزدیک شده است؟! نسخه PDF چاپ ایمیل
21 بهمن 1388 ساعت 10:47

سؤال: در آغاز انقلاب اسلامی، این انقلاب ادعاهایی داشت؛ در حال حاضر بعد از گذشت حدود بیست سال، چه قدر به آن ادعاها رسیده ایم؟

جواب: این سؤال مهمی است. این انقلاب بیش از ادعا، آرمان هایی داشت. انقلاب نیامده بود که برای مردم ایران پاسخگویی کند، انقلاب، انقلابِ خود مردم بود. مردم برای تحقق آرمان هایی انقلاب کردند؛ این آرمان ها عبارت بود از ساختن یک ایران آباد و آزاد، داشتن مردمِ آگاه و برخوردار از عدالت اجتماعی، نجات از وابستگی و عقب ماندگی علمی و استبداد و قهری که آن روز بر این مملکت حکمفرما بود.

می پرسید ما چه قدر به این اهداف رسیده ایم، من عرض می کنم که تحقق این اهدافف تدریجی است؛ چیزهایی است که باید برای آن تلاش و مجاهدت کرد و قدم به قدم پیش رفت. نظام اسلامی، یک نظام پیش ساخته مثل خانه های پیش ساخته نیست؛ نظامی است که باید آجر آجر و سنگ سنگ روی هم چید و آن را بالا برد. در اثنای این کار، طبیعی است که مشکلاتی پیش بیاید. این مفاهیمی هم که من گفتم عدالت اجتماعی، آزادی، آگاهی، معنویت؛ که جزو مبانی این نظام اند مفاهیم ایستا و متحجری نیستند؛ این ها چیزهایی هستند که بر حسب پیشرفت و اقتضائات زمان، ممکن است مصادبقشان تغییر پیدا بکند. در اثنای این کار بسیار پرتلاش و پرزحمت، خیلی طبیعی است که مشکلاتی پیش بیاید؛ چون به طور پیوسته و دائم بایستی مهندسی و معماری کرد و مراقب بود که هیچ نقطه ای از این بنا برخلاف جهتِ صحیح ساخته نشود.

مردم برای تحقق آرمان هایی انقلاب کردند؛ این آرمان ها عبارت بود از ساختن یک ایران آباد و آزاد، داشتن مردمِ آگاه و برخوردار از عدالت اجتماعی، نجات از وابستگی و عقب ماندگی علمی و استبداد و قهری که آن روز بر این مملکت حکمفرما بود

البته ممکن است گاهی اختلاف نظر و کمبود مصالح و کمبود نیروی کار پیش بیاید و دشمن این بنا را به منجنیق ببندد و گوشه ای از آن را ویران کند؛ گاهی ممکن است فلان بنّا یا عمله، در گوشه ی این بنا، کاری را نادرست انجام بدهد، که باید رفت و آن را ترمیم کرد؛ گاهی ممکن است در کسانی که خودشان معمار و سازنده ی بنا هستند، ضعف ها و تنبلی هایی وجود داشته باشد؛ همه اش هم این طور نیست که بگوییم ضعف ها و تنبلی هایی وجود داشته باشد؛ همه اش هم این طور نیست که بگوییم ضعف ها تحمیلی و از ناحیه ی دیگران است. بنابراین در این راه،مشکلات فراوانی وجود دارد؛ کمبود مصالح، رفیق نیمه راه و آدم های طماع و قدرت طلب، بخشی از این مشکلات است. ما باید این نظام را بسازیم و ذره ذره و قدم به قدم پیش برویم. البته اگر از من بپرسید که چه قدر پیش رفته ایم، خواهم گفت ما زیاد پیش رفته ایم. همان طور که گفتم، اگر کسی با گذشته ی این کشور آشنا باشد، خواهد دید که ما خیلی پیشرفت کرده ایم. در این کشور مردم به حساب نمی آمدند، اما امروز مردم محور تصمیم گیری ها هستند. معنویت در این کشور به شدت مورد تهاجم بود؛ سعی می شد معنویت ازاله بشود؛ اما امروز چراغ معنویت در بین مردم روشن و پرفروغ است. آن روزها عمداً به فساد کشانده می شدند.

شاید شما شنیده اید که رؤسای کشور و خانواده هاشان، مهم ترین شرکای باندهای مواد مخدر در این کشور بودند؛ اول بار آن ها هروئین را به این کشور آوردند و پخش کردند؛ فساد و اعتیاد و بدبختی را به دست خودشان ترویج می کردند. امروز شما می بینید که نظام، با همه ی وجود و با تلاش فراوان، در مقابل این مشکلات ایستاده که همه ی دنیا هم کار او را تصدیق می کنند اما آن روز برای مسئولان کشور کارهای نمایشی در درجه ای اول بود. به روستاها، به جاده های روستایی، به برق رسانی روستایی، به بقیه ی چیزهایی که در شهرهای دور بود، مطلقاً اعتنایی نمی شد. اسم می آوردند که ما می خواهیم زبده پرورش بدهیم؛ اما در طول پنجاه سال، آن ها توانسته بودند حدود صدو پنجاه هزار دانشجو در این کشور داشته باشند.

من در استان سیستان و بلوچستان تبعید بودم آن روز دقیقاً آمارش را می دانستم، اما الان درست یادم نیست گمانم در همه ی استان که آن روزها حدود ششصد، هفتصد هزار نفر جمعیت داشت، سه نفر لیسانسیه بودند! تعداد دیپلمه های آن استان بسیار کم بود؛ مثلاً بیست نفر بودند! امروز شما می بینید که تمام شهرهای کشور دانشگاه دارند؛ حتی در خیلی از شهرها دانشگاه های متعدد و دانشجویان فراوان و رشته های متنوع و پیشرفت های علمی فراوان دارند.

من این مطلب را بارها گفته ام که امریکایی ها هواپیماهای جنگی و بقیه ی ابزارهای خودشان را به ما می فروختند؛ ولی اجازه ی تعمیر آن ها را به ما نمی داند! البته داستان آن فروش ها هم داستان عجیی است. آن روز صندوق مشترکی بین ایران و امریکا وجود داشت که بنده اوایل انقلاب که به وزارت دفاع رفتم و در آن جا مشغول کار شدم، این را کشف کردم؛ بعد به مجلس رفتم و آن را پیگیری کردم، که متأسفانه تا امروز هم امریکایی ها جواب نداده اند1

بزرگ ترین مصیبت برای یک ملت این است که بگوید چون ما نتوانستیم همه ی هدف های خود را تأمین کنیم، پس ولش؛ نخیر، بایستی هدف ها را دنبال کرد

صندوقی با نام اختصاری داشتند که دولت ایران پول را در آن صندوق می ریخت؛ اما قیمت جنس و نوع جنس و برداشت پول را امریکایی ها به عهده داشتند! وقتی انقلاب پیروز شد، میلیاردها دلار در این صندوق پول بود که هنوز هم امریکایی ها جوابی نداده اند و آن پول ها را به ملت ایران برنگردانده اند. وقتی همین وسیله ی پرنده به ایران می آمد، بعد از مدتی محتاج تعمی می شد. شما خیال می کنید این جا تعمیرگاه و کارگاه و امثال این ها داشتند؟ ابداً. آن قطعه ای که خراب شده بود و ان را از داخل هواپیما بیرون آورده بودند چون قطعه های بزرگی وجود دارد که گاهی خودش مرکب از ده ها قطعه است اجازه نمی دادند که در این جا باز بشود و روی آن تعمیری صورت گیرد؛ با هواپیما به امریکا می بردند و آن را با قطعه ای جدید عوض می کردند و مجدداً به ایران باز می گرداندند! با این ملت، این طوری رفتار کرده بودند. امروز ملت ایران دارد مثل همان هواپیما را می سازد. هواپیمای «تدر»ی که پرسنل ما ساخته بودند، پرواز کرد؛ این وضعیت اصلاً با آن دوره قابل مقایسه نیست.

بنابراین ما پیشرفتِ زیادی کرده ایم؛ منتها اگر از من بپرسید که آیا به این حد قانعم، پاسخ من این است: ابداً. ما هنوز راه زیادی داریم؛ هم به عدالت اجتماعی ای که اسلام از ما خواسته است و اسلام در این خصوص خیلی سختگیر است هم به آن سطحی از آزادی که ملت ایران مستحق و شایسته آن است، هنوز نرسیده ایم. ما هنوز کار داریم؛ این راه، راهی طولانی است. این که من بارها به می گویم خودتان را آماده کنید، برای همین است. شما باید این راه را طی کنید؛ این راه هم راهی است که در هر کیلومترش تابلوی «توقف ممنوع» نصب شده است؛ لذا در این راه نباید توقف کرد.

سربازانِ عدالت اجتماعی باید خستگی ناپذیر باشند. آن کسانی که در این راه های طولانی و آرمان های بزرگ حرکت می کنند، باید خستگی حس نکنند. یک ملت، این گونه به سیادت و آقایی و آرمان های خودش می رسد. هیچ ملتی با تنبلی به سیادت و سعادت نمی رسد.

بزرگ ترین مصیبت برای یک ملت این است که بگوید چون ما نتوانستیم همه ی هدف های خود را تأمین کنیم، پس ولش؛ نخیر، بایستی هدف ها را دنبال کرد.(1)

منبع: کتاب نکته های ناب(جلد سوم)

نظر
افزودن جدید جستجو
نظرات
نام:
ایمیل:
 
عنوان:

."

 
 

تازه ها

  :: وقتی وهابی نمی تواند وضوی خود را کنترل کند + فیلم   :: گزارش فرهنگی اردوی راهیان نور - اردیبهشت 91 + عکس   :: پیاده روی طلاب بمناسبت روز جمهوری اسلامی   :: حروف جر و زائده کاری از آقای کریمی   :: التلخیص التشجیری فی المنطق التعلیمی - اثر آقای سیدمحمدحسین جعفری   :: اذ،اذا،ما،ال- کاری از آقای سیدعلی حسینی   :: ولایت فقیه - تحقیق آقایان سازندگی،آیت،تفتی،مسلمی   :: تنبیهات المعاطاة   :: منابع روایت « لولا علی لهلک عمر»   :: چهل حدیث از امام عصر(عج)   :: آیا وهابیت به پایان عمر خود نزدیک می شود؟   :: بدعت عمر در نماز تراويح   :: نهى از شعر خواندن در مسجد   :: انتقاد آیة الله مکارم شیرازی از تعطیلات زیاد حوزه   :: یه کم هم از اختلاس   :: احادیثی در مورد نوروز   :: روضۀ آیت الله حسن‌زادۀ آملی در شام غریبان امام حسین علیه السلام   :: جسد فرعون   :: شعر جالب يک بچه آفريقايي   :: شاخ شیطان تحقیق آقایان نجفی، کرمی، حسین زاده   :: گزارش مرکز خبر حوزه از برنامه های تابستانی کانون خاتم   :: گزارش مرکز خبر حوزه از اردوی تابستانی سال 90   :: سخنرانی آقای سیدهادی مرتضوی   :: سخنرانی آقای سیدمحمدحسین رضایی موسوی در زمینه خطبه 11 نهج البلاغه   :: كارآمدي ولايت فقيه در بحران هاي اجتماعي   :: سوالات مسابقه تفسیر سوره حجرات - ویژه طلاب و خانواده اساتید   :: سوالات مسابقه تفسیر سوره حجرات - ویژه اساتید   :: مهدویت، کاری از آقایان محمودی،نیک پور،پناهیان،مسلمی زاده   :: خطبه امام سجاد «علیه السلام»، قیام بر علیه نیرنگ ها   :: تفسیر سوره مبارکه حجرات   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه پنجم/ششم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه چهارم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه سوم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه دوم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه اول   :: قواعد اعلال   :: استصحاب در نحو به قلم آقای احسان پیرهادی   :: تجــــزیه و ترکیب اختـــــلاس   :: دل نوشته ای از نوع مسئول سایت   :: شخصیت محمدبن حنفیه، سخنرانی آقای رضایی موسوی   :: بصیرت شیشه ای!!!   :: کتاب باید در خانه اش نوشته شود   :: درآمد دستفروش   :: شوخی در دستشویی!   :: نمی دونم چرا آقای صبور یه جوری من رو نگاه کرد ؟   :: سخنرانی آقای دهقان پیرامون خطبه33 نهج البلاغه   :: سخنرانی آقای بنی حسینی، خطبه 32 نهج البلاغه   :: خلاصه ای از برنامه های تابستان 1390 کانون فرهنگی هنری خاتم   :: دنیای وارونه   :: چرا بازی شطرنج حرام است؟

پیشنهادات ویژه

 
 

 

 


ائمه از نگاه اهل سنت

احمد در کتاب « مناقب» ، و ابن منذر، و ابن ابی حاتم، و طبرانی، و ابن مردویه، و واحدی ، و ثعلبی، و ابو نعیم ، و بغوی در تفسیر خود، و ابن مغازلی در « مناقب» با سند های خود از ابن عباس نقل کرده اند: وقتی این آیه نازل شد از رسول خدا پرسیده شد: ای رسول خدا! خویشان تو که مودت و محبت آنها بر ما واجب است چه کسانی هستند؟ فرمود: « علی و فاطمة و ابناها» [ علی و فاطمه و دو فرزندانش].

مناقب علی [ ص187،ح263]؛ المعجم الکبیر[ح12259]؛الکشف والبیان[ ورقه 46،سوره شوری:آیه23] ؛ مناقب علی بن ابی طالب [ ص307-309،ح352].

معاویه اینچنین است!

روزی رسول خدا صل الله علیه و آله  فرمود: « یطلع من هذا الفج رجل من امتی یحشر علی غیر ملتی» ( از این دره مردی از امتم  بالا می آید که در قیامت بر غیر دین من محشور خواهد شد)؛ و ناگهان معاویه ظاهر شد.

تاریخ طبری357:11