سؤال: در آغاز انقلاب اسلامی، این انقلاب ادعاهایی داشت؛ در حال حاضر بعد از گذشت حدود بیست سال، چه قدر به آن ادعاها رسیده ایم؟
جواب: این سؤال مهمی است. این انقلاب بیش از ادعا، آرمان هایی داشت. انقلابنیامده بود که برای مردم ایران پاسخگویی کند، انقلاب، انقلابِ خود مردمبود. مردم برای تحقق آرمان هایی انقلاب کردند؛ این آرمان ها عبارت بود ازساختن یک ایران آباد و آزاد، داشتن مردمِ آگاه و برخوردار از عدالتاجتماعی، نجات از وابستگی و عقب ماندگی علمی و استبداد و قهری که آن روزبر این مملکت حکمفرما بود.
می پرسید ما چهقدر به این اهداف رسیده ایم، من عرض می کنم که تحقق این اهدافف تدریجیاست؛ چیزهایی است که باید برای آن تلاش و مجاهدت کرد و قدم به قدم پیش رفت. نظام اسلامی، یک نظام پیش ساخته مثل خانه های پیش ساخته نیست؛ نظامی استکه باید آجر آجر و سنگ سنگ روی هم چید و آن را بالا برد. در اثنای اینکار، طبیعی است که مشکلاتی پیش بیاید. این مفاهیمی هم که من گفتم عدالتاجتماعی، آزادی، آگاهی، معنویت؛ که جزو مبانی این نظام اند مفاهیم ایستا ومتحجری نیستند؛ این ها چیزهایی هستند که بر حسب پیشرفت و اقتضائات زمان،ممکن است مصادبقشان تغییر پیدا بکند. در اثنای این کار بسیار پرتلاش وپرزحمت، خیلی طبیعی است که مشکلاتی پیش بیاید؛ چون به طور پیوسته و دائمبایستی مهندسی و معماری کرد و مراقب بود که هیچ نقطه ای از این بنا برخلافجهتِ صحیح ساخته نشود.
مردمبرای تحقق آرمان هایی انقلاب کردند؛ این آرمان ها عبارت بود از ساختن یکایران آباد و آزاد، داشتن مردمِ آگاه و برخوردار از عدالت اجتماعی، نجاتاز وابستگی و عقب ماندگی علمی و استبداد و قهری که آن روز بر این مملکتحکمفرما بود
البته ممکن است گاهی اختلاف نظر و کمبودمصالح و کمبود نیروی کار پیش بیاید و دشمن این بنا را به منجنیق ببندد وگوشه ای از آن را ویران کند؛ گاهی ممکن است فلان بنّا یا عمله، در گوشه یاین بنا، کاری را نادرست انجام بدهد، که باید رفت و آن را ترمیم کرد؛ گاهیممکن است در کسانی که خودشان معمار و سازنده ی بنا هستند، ضعف ها و تنبلیهایی وجود داشته باشد؛ همه اش هم این طور نیست که بگوییم ضعف ها و تنبلیهایی وجود داشته باشد؛ همه اش هم این طور نیست که بگوییم ضعف ها تحمیلی واز ناحیه ی دیگران است. بنابراین در این راه،مشکلات فراوانی وجود دارد؛کمبود مصالح، رفیق نیمه راه و آدم های طماع و قدرت طلب، بخشی از اینمشکلات است. ما باید این نظام را بسازیم و ذره ذره و قدم به قدم پیشبرویم. البته اگر از من بپرسید که چه قدر پیش رفته ایم، خواهم گفت ما زیادپیش رفته ایم. همان طور که گفتم، اگر کسی با گذشته ی این کشور آشنا باشد،خواهد دید که ما خیلی پیشرفت کرده ایم. در این کشور مردم به حساب نمیآمدند، اما امروز مردم محور تصمیم گیری ها هستند. معنویت در این کشور بهشدت مورد تهاجم بود؛ سعی می شد معنویت ازاله بشود؛ اما امروز چراغ معنویتدر بین مردم روشن و پرفروغ است. آن روزها عمداً به فساد کشانده می شدند.
شایدشما شنیده اید که رؤسای کشور و خانواده هاشان، مهم ترین شرکای باندهایمواد مخدر در این کشور بودند؛ اول بار آن ها هروئین را به این کشور آوردندو پخش کردند؛ فساد و اعتیاد و بدبختی را به دست خودشان ترویج می کردند. امروز شما می بینید که نظام، با همه ی وجود و با تلاش فراوان، در مقابلاین مشکلات ایستاده که همه ی دنیا هم کار او را تصدیق می کنند اما آن روزبرای مسئولان کشور کارهای نمایشی در درجه ای اول بود. به روستاها، به جادههای روستایی، به برق رسانی روستایی، به بقیه ی چیزهایی که در شهرهای دوربود، مطلقاً اعتنایی نمی شد. اسم می آوردند که ما می خواهیم زبده پرورشبدهیم؛ اما در طول پنجاه سال، آن ها توانسته بودند حدود صدو پنجاه هزاردانشجو در این کشور داشته باشند.
من در استان سیستان و بلوچستانتبعید بودم آن روز دقیقاً آمارش را می دانستم، اما الان درست یادم نیستگمانم در همه ی استان که آن روزها حدود ششصد، هفتصد هزار نفر جمعیت داشت،سه نفر لیسانسیه بودند! تعداد دیپلمه های آن استان بسیار کم بود؛ مثلاًبیست نفر بودند! امروز شما می بینید که تمام شهرهای کشور دانشگاه دارند؛حتی در خیلی از شهرها دانشگاه های متعدد و دانشجویان فراوان و رشته هایمتنوع و پیشرفت های علمی فراوان دارند.
من این مطلب را بارها گفتهام که امریکایی ها هواپیماهای جنگی و بقیه ی ابزارهای خودشان را به ما میفروختند؛ ولی اجازه ی تعمیر آن ها را به ما نمی داند! البته داستان آنفروش ها هم داستان عجیی است. آن روز صندوق مشترکی بین ایران و امریکا وجودداشت که بنده اوایل انقلاب که به وزارت دفاع رفتم و در آن جا مشغول کارشدم، این را کشف کردم؛ بعد به مجلس رفتم و آن را پیگیری کردم، که متأسفانهتا امروز هم امریکایی ها جواب نداده اند1
بزرگترین مصیبت برای یک ملت این است که بگوید چون ما نتوانستیم همه ی هدف هایخود را تأمین کنیم، پس ولش؛ نخیر، بایستی هدف ها را دنبال کرد
صندوقیبا نام اختصاری داشتند که دولت ایران پول را در آن صندوق می ریخت؛ اماقیمت جنس و نوع جنس و برداشت پول را امریکایی ها به عهده داشتند! وقتیانقلاب پیروز شد، میلیاردها دلار در این صندوق پول بود که هنوز همامریکایی ها جوابی نداده اند و آن پول ها را به ملت ایران برنگردانده اند. وقتی همین وسیله ی پرنده به ایران می آمد، بعد از مدتی محتاج تعمی می شد. شما خیال می کنید این جا تعمیرگاه و کارگاه و امثال این ها داشتند؟ ابداً. آن قطعه ای که خراب شده بود و ان را از داخل هواپیما بیرون آورده بودندچون قطعه های بزرگی وجود دارد که گاهی خودش مرکب از ده ها قطعه است اجازهنمی دادند که در این جا باز بشود و روی آن تعمیری صورت گیرد؛ با هواپیمابه امریکا می بردند و آن را با قطعه ای جدید عوض می کردند و مجدداً بهایران باز می گرداندند! با این ملت، این طوری رفتار کرده بودند. امروز ملتایران دارد مثل همان هواپیما را می سازد. هواپیمای «تدر»ی که پرسنل ماساخته بودند، پرواز کرد؛ این وضعیت اصلاً با آن دوره قابل مقایسه نیست.
بنابراینما پیشرفتِ زیادی کرده ایم؛ منتها اگر از من بپرسید که آیا به این حدقانعم، پاسخ من این است: ابداً. ما هنوز راه زیادی داریم؛ هم به عدالتاجتماعی ای که اسلام از ما خواسته است و اسلام در این خصوص خیلی سختگیراست هم به آن سطحی از آزادی که ملت ایران مستحق و شایسته آن است، هنوزنرسیده ایم. ما هنوز کار داریم؛ این راه، راهی طولانی است. این که منبارها به می گویم خودتان را آماده کنید، برای همین است. شما باید این راهرا طی کنید؛ این راه هم راهی است که در هر کیلومترش تابلوی «توقف ممنوع» نصب شده است؛ لذا در این راه نباید توقف کرد.
سربازانِعدالت اجتماعی باید خستگی ناپذیر باشند. آن کسانی که در این راه هایطولانی و آرمان های بزرگ حرکت می کنند، باید خستگی حس نکنند. یک ملت، اینگونه به سیادت و آقایی و آرمان های خودش می رسد. هیچ ملتی با تنبلی بهسیادت و سعادت نمی رسد.
بزرگ ترین مصیبت برای یک ملت این است کهبگوید چون ما نتوانستیم همه ی هدف های خود را تأمین کنیم، پس ولش؛ نخیر،بایستی هدف ها را دنبال کرد.(1)
احمد در کتاب « مناقب» ، و ابن منذر، و ابن ابی حاتم، و طبرانی، و ابن مردویه، و واحدی ، و ثعلبی، و ابو نعیم ، و بغوی در تفسیر خود، و ابن مغازلی در « مناقب» با سند های خود از ابن عباس نقل کرده اند: وقتی این آیه نازل شد از رسول خدا پرسیده شد: ای رسول خدا! خویشان تو که مودت و محبت آنها بر ما واجب است چه کسانی هستند؟ فرمود: « علی و فاطمة و ابناها» [ علی و فاطمه و دو فرزندانش].
مناقب علی [ ص187،ح263]؛ المعجم الکبیر[ح12259]؛الکشف والبیان[ ورقه 46،سوره شوری:آیه23] ؛ مناقب علی بن ابی طالب [ ص307-309،ح352].
معاویه اینچنین است!
روزی رسول خدا صل الله علیه و آلهفرمود: « یطلع من هذا الفج رجل من امتی یحشر علی غیر ملتی» ( از این دره مردی از امتمبالا می آید که در قیامت بر غیر دین من محشور خواهد شد)؛ و ناگهان معاویه ظاهر شد.
تاریخ طبری357:11
کلیه حقوق پورتال برای مدرسه علمیه خاتم الانبیاء قم محفوظ بوده و برداشت مطالب تنها با ذكر ماخذ مجاز مي باشد. / Product : MEPORTAL