مكتب خلفا همه صحابه را عادل دانسته و در اخذ معالم دينى به همه آنان مراجعه مى كند.
ابوحاتم رازى (17) پيشواى اهل جرح و تعديل در مقدمه كتابش گويد:
اما اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله ، آنانكه شاهد وحى و تنزيل كتاب بوده و تفسير و تاويل را شناخته اند، كسانى كه خداى عز و جل آنان را براى صحبت و همراهى پيامبرش برگزيده ، و يارى خود و اقامه دين و آشكارى حقش را به ايشان سپرده ، آنان را صحابه پيامبر پسنديده و آنان را بزرگان و پيشوايان ما قرار داده است . آنان كه هر چه را پيامبر صلى الله عليه و آله از خداى عز و جل به ايشان رسانيد، و هر چه را سنت نهاد و تشريع فرمود، و هر چه را حكم كرد و واجب يا مستحب قرار داد، و هر چه را امر و معروف يا منع و تاديب فرمود، همه را گرفتند و حفظ كردند و استحكام بخشيدند. پس ، در دين فقيه شدند، و امر و نهى خدا و مرداد او را، در حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله با مشاهده تفسير و تاويل كتاب و با گرفتن و استنباط از او، دانستند. خداى عز و جل بدين وسيله آنان را شرافت بخشيد، و با قرار دادنشان در جايگاه پيشوايى ، گرامى شان داشت ، شك و كذب و غلط، و ترديد و فخر و عيب را از آنان زدود، و آنان را دادگران امت ناميد و در كتاب محكم خويش فرمود: و كذلك جعلناكم امه وسطا لتكونوا شهداء على الناس . و بدينوسيله شما را امت ميانه قرار داديم تا گواه بر مردم باشيد. (18)
و رسول خدا صلى الله عليه و آله قول خداى عز و جل : وسطا را عدولا يعنى دادگر تفسير فرمود. پس آنان دادگران امت ، پيشوايان هدايت ، حجت هاى دين و ناقلان كتاب و سنت هستند. خداى عز و جل دست يازيدن بر راهشان و سير در مسيرشان و اقتداى به آنان را محبوب و فراخوان كرده و فرموده :... و يتبع غير سبيل المومنين نوله ما تولى ... و هر كس غير راه مومنان را پيروى كند، او را به همان راهى كه مى رود مى بريم . (19)
ما در اخبار بسيار ديده ايم كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله اصحاب خود را به تبليغ و رساندن سخنانش به ديگران تشويق و ترغيب كرده و به آنان فرموده : نضر الله امرء اسمع مقالتى فحفظها و وعاها حتى يبلغها غيره . خداوند مسرور كند كسى را كه سخن مرا بشنود و آن را حفظ و نگاه دارد تا به ديگرى برساند.
همو صلى الله عليه و آله در خطبه اش فرموده : بايد شاهدان شما سخن مرا به غايبان برسانند. و فرموده :
بلغوا عنى و لو آيه و حدثوا عنى و لا حرج . از سوى من تبليغ كنيد
اگر چه يك آيه ، و احاديث مرا بازگو كنيد كه گناهى بر شما نيست .
پس از آن ، صحابه در نواحى و شهرها و مرزها پراكنده شدند، و به جنگها و كشور گشائيها و فرمانداريها و قضاوت و حكم پرداختند؛ و هر يك از آنان در محل سكناى خويش آنچه را از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در يافته بود انتشار داده و به فتوا و پاسخ سوالات بر اساس يافته هاى خود از رسول خدا صلى الله عليه و آله بر آمد. آنان جان خويش را با حسن نيت و قصد وقف ياد دادن فرائض و احكام و سنن و حلال و حرام خدا به مردم كردند تا آنگاه كه خداى عز و جل آنان را فرا خواند و روحشان را دريافت نمود. رضوان و رحمت و آمرزش خدا بر همگى آنان باد.
ابن عبدالبر در مقدمه كتابش الاستيعاب (20) گويد:
عدالت صحابه همگى ثابت است .
سپس - همانگونه كه از قول رازى آورديم - شروع به آوردن آيات و روايات وارد در حق مومنان آنها مى كند.
ابن اثير در مقدمه اسدالغابه گويد:
... سنتهايى كه تفصيل احكام و شناخت حلال و حرام و غير آن ، از امور دين ، بر مدار آنهاست ، تنها زمانى ثابت است كه رجال اسناد و راويان آنها شناخته شده باشند، و مقدم بر همه اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله هستند كه اگر كسى آنان را نشناسد، نادانى اش نسبت به ديگران سخت تر، و انكارش فزون تر است . پس شايسته آن است كه انساب و احوال ايشان به خوبى شناخته شود.
صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله با ساير راويان در همه اين موارد مشتركند مگر در حرج و تعديل ، زيرا همگى آنان عادلند و ايراد و اشكال بر آنها ممنوع است . (21)
ابن حجر در فصل سوم مقدمه كتابش الاصابه در بيان حال صحابه و عدالت آنان گويد:
اهل سنت بر اينكه همگى صحابه عادلند، اتفاق نظر دارند و كسى در اين باره مخالف نكرده مگر اندكى از بدعت گزاران .
او از ابوزرعه روايت كرده كه وى گفته است :
هر گاه كسى را ديدى كه يكى از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله را نقض و رد مى كند، بدان كه او زنديق است .
زيرا، رسول خدا صلى الله عليه و آله حق است . قرآن كريم حق است . هرچه او آورده حق است . اينها همه را تنها صحابه به ما رسانده اند، و اين گروه با نقض و جرح شاهدان ما در پى ابطال و تباهى كتاب و سنت هستند. پس ، نقض و جرح خودشان سزاوارتر است . آنان زند يقانند. (22)
* * *
اين ، ديدگاه مكتب خلفا درباره عدالت صحابه بود. آنچه در پى مى آيد، ديدگاه مكتب اهل بيت - عليه السلام - در اين باره است :
2 - ديدگاه مكتب اهل بيت - عليه السلام - در عدالت صحابه :
مكتب اهل بيت - عليه السلام - در پيروى از قرآن كريم ، مى گويد:
در بين صحابه مومنانى هستند كه خداى سبحان در قرآن كريم آنان را ستوده و درباره بيعت شجره فرموده :
لقد رضى الله عن المومنين اذ يبا يعونك تحت الشجره فعلم ما فى قلوبهم فانزل السكينه عليهم و اثابهم فتحا قريبا.
خداوند از مومنان - هنگامى كه در زير آن درخت با تو بيعت كردند - راضى شد و مى دانست كه در دلهاشان چه مى گذرد، از اين رو، آرامش را بر آنان نازل كرد و پيروزى نزديك را پاداششان داد. (23)
همانگونه كه مشهود است ، اين ستايش ويژه مومنان حاضر در بيعت شجره است و شامل منافقان حاضر مثل عبدالله بن ابى و ديگران نمى شود. (24)
مكتب اهل بيت عليه السلام ، همچنين با پيروى از قرآن كريم ، در ميان صحابه منافقينى را مى بيند كه خداوند در آيات بسيارى آنان را نكوهش كرده است . مانند اين سخن خداى متعال كه مى فرمايد:
و ممن حولكم من الاعراب منافقون و من اهل المدينه مردوا على النفاق لا تعلمهم نحن نعلمهم سنعذبهم مرتين ثم يردون الى عذاب عظيم .
برخى از كسانى كه پيرامون شمايند، از اعراب باديه نشين ، منافقاند، و از اهل مدينه گروهى سخت پاى بند نفاقند. تو = پيامبر آنها را نمى شناسى ، ولى ما آنها را مى شناسيم . بزودى آنها را دوبار مجازات مى كنيم ، سپس بسوى عذاب عظيم رانده مى شوند.(25)
آرى ، در ميان صحابه افرادى بودند كه خداوند از افك (26) و تهمت آنان بر حريم رسول خدا صلى الله عليه و آله خبر داده است - پناه بر خدا از چنين گفتارى !!
و نيز، در بين صحابه كسانى بوده اند كه خداوند درباره آنان فرموده :
و اذا راوا تجاره او لهوا انفضوا اليها و تركوك قائما.
هنگامى كه تجارت يا لهو و بازيچه اى را ببينند پراكنده مى شوند و به سوى آن مى روند و تو = پيامبر را ايستاده به حال خود رها مى كنند. (27)
اين واقعه هنگامى روى داد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در مسجد خويش در حال قيام خطبه جمعه مى خواندند.
در ميان صحابه كسانى بودند كه مى خواستند رسول خدا صلى الله عليه و آله را در عقبه هرشى - به هنگام بازگشت از تبوك (28) يا حجه الوداع (29) - مخفيانه ترور نمايند.
يقينا شرافت صحبت و همراهى با رسول خدا صلى الله عليه و آله برتر از شرافت ازدواج با آن حضرت نيست . زيرا، مصاحبت زنان رسول خدا خدا صلى الله عليه و آله با او از برترين درجات هم صحبتى و همراهى است ؛ در عين حال ، خداى متعال آنان را مخاطب ساخته و مى فرمايد:
يا نساء النبى من يات منكن بفاحشه مبينه يضاعف لها العذاب ضعفين و كان ذلك على الله يسيرا O و من يقنت منكن لله و رسوله و تعمل صالحا نوتها اجرها مرتين و اعتدنا لها رزقا كريما O يا نساء النبى لستن كاحد من النساء ان اتقيتن ... اى زنان پيامبر! هر كدام از شما گناه آشكار و فاحشى مرتكب شود عذاب او دو چندان خواهد بود، و اين براى خدا آسان است . و هر كس از شما براى خدا آسان است . و هر كس از شما براى خدا و پيامبرش فروتنى كند و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دوبار خواهيم داد و براى رزق كريمى آماده كرده ايم . اى زنان پيامبر! شما همانند ديگر زنان نيستند اگر تقوا پيشه كنيد...(30)
خداوند درباره دو تن از آنان فرموده :
ان تتوبا الى الله فقد صغت قلوبكما و ان تظاهرا عليه فان الله هو مولاه و جبريل و صالح المومنين و الملائكه بعد ذلك ظهيرا - الى قوله تعالى - و ضرب الله مثلا للذين كفروا امراه نوح و امراه لوط كانتا تحت عبدين من عبادنا صالحين فخانتا هما فلن يغنيا عنهما من الله شيئا و قيل ادخل النار مع الداخلين O و ضرب الله مثلا للذين آمنوا امراه فرعون اذ قالت رب ابن لى عندك بيتا فى الجنه ... و مريم ابنت عمران ...
اگر شما دو زن توبه كنيد به نفع شماست ، زيرا دلهايتان از حق منحرف گشته ، و اگر بر ضد او = پيامبر همدست شويد يقينا خداوند و جبريل و صالح مومنان ياورش بوده و فرشتگان بعد از آن پشتيبان .
... خداوند براى كسانى كه كافر شدند، زن نوح و زن لواط را مثل زده است ، آن دو تحت سرپرستى دو تن از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خيانت كردند، و آن دو مصاحبت و همراه به هيچ روى از خدا بى نيازشان نكردند و به آن دو گفته شد: با دوزخيان به آتش در آييد!
و خداوند براى مومنان ، زن فرعون را مثل زده است ، آنگاه كه گفت : پروردگارا! براى من خانه اى در بهشت ، نزد خودت ، بنا كن ... و همچنين مريم دخت عمران را... (31)
رسول خدا صلى الله عليه و آله در بيان حال برخى از صحابه در روز قيامت فرموده :
و انه يجاء من امتى ، فيوخذ بهم ذات الشمال فاقول يا رب اصيحابى ، فيقال : انك لاتدرى ما احدثوا بغدك ، فاقول كما قال العبد الصالح : و كنت عليهم شهيدا ما دمت فيهم فلما چ كنت انت الرقيب عليهم فيقال : ان هولاء لم يزالوا مرتدين على اعقابهم منذ فارقتهم .
در روز قيامت افرادى از امتم را به صحنه آورده و به سوى جهنم مى رانند! من مى گويم : پروردگارا! اصحاب من ! گفته مى شود: تو نمى دانى بعد از رفتنت چه بدعتها گذاردند! پس من نيز همان را مى گويم كه بنده صالح خدا عيسى بن مريم عليه السلام گفت : من تا زمانى كه در ميانشان بودم بر حالشان آگاهى داشتم ، ولى هنگامى كه مرا از ميان آنها برگرفتى تو خود مراقب آنان بودى . (32)
پس گفته مى شود: اين گروه از هنگامى كه از آنان جدا شدى ، پيوسته از دين روى گردان و به گذشته هاى خود بازگشتند. (33)
در روايت ديگرى آمده است :
ليردون على ناس من اصحابى الحوض حتى عرفتهم اختلجوا دونى فاقول : اصحابى ، فيقول : لا تدرى ما احدثوا بعدك .
مردمانى از اصحابم را بر حوض كوثر نزد من آرند كه تا آنان را شناختم ، از من جدايشان كنند! مى گويم : اصحاب من ! مى گويد: تو نمى دانى بعد از رفتنت چه بدعتها گذاردند. (34)
در صحيح مسلم چنين است :
ليردن على الحوض رجال ممن صاحبنى حتى اذا رايتهم رفعوا الى اختلجوا دونى ، فلا قولن : اى رب اصيحابى ، فليقالن لى : انك لاتدرى ما احدثوا بعدك .
مردمانى از اصحابم را بر حوض كوثر نزد من آرند كه تا آمدنشان به سوى خود را مى بينم از من جدايشان به سوى خود را مى بينم از من جدايشان كنند! مى گويم : پروردگارا اصحاب من ! به من گفته مى شود: تو نمى دانى بعد از رفتنت چه بدعتها گذاردند. (35)
3 - ضابطه شناخت مومن و منافق
از آنجا كه در ميان صحابه رسول خدا صلى الله عليه و آله منافقانى بودند كه جز خدا كسى آنان را نمى شناخت ، از اين رو، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرموده است : على را دوست ندارد مگر مومن ، و او دشمن ندارد مگر منافق .
اين حديث را امام - عليه السلام - (36) و ام المومنين ام سلمه (37) و عبدالله بن عباس (38) و ابوذر غفارى (39) و انس بن مالك (40) و عمران بن حصين (41) همگى روايت كرده و در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله شايع و مشهور بوده است .
ابوذر گويد: ما منافقان را نمى شناختيم مگر آنگاه كه خدا و رسول خدا را تكذيب كرده ، از نمازهاى واجب سرپيچى و با على بن ابى طالب دشمن بودند. (42)
ابوسعيد خدرى گويد: ما - گروه انصار - در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله منافقان را با بغض و كينه اى كه نسبت به على بن ابى طالب داشتند، مى شناختيم . (43)
عبدالله بن عباس گويد: ما در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله منافقان را به دشمنى شان با على بن ابى طالب مى شناختيم . (44)
جابر بن عبدالله انصارى گويد: ما منافقان را جز به دشمنى با على بن ابى طالب نمى شناختيم . (45)
به خاطر اين روايات و به خاطر سخن رسول خدا صلى الله عليه و آله در حق امام على - عليه السلام - كه فرموده :
اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه .
خداوندا دوستدار على را دوست بدار و دشمن على را دشمن شمار. (46)
به خاطر همه اينها، پيروان مكتب اهل بيت عليهم السلام در گرفتن معالم و معارف دين خود از صحابه اى كه با على - عليه السلام - دشمنى كرده و او را دوست نداشتند، احتياط مى كنند. زيرا، پرواى آن دارند كه آن صحابى از منافقينى باشد كه جز خداوند كسى آنان را نمى شناسد.
احمد در کتاب « مناقب» ، و ابن منذر، و ابن ابی حاتم، و طبرانی، و ابن مردویه، و واحدی ، و ثعلبی، و ابو نعیم ، و بغوی در تفسیر خود، و ابن مغازلی در « مناقب» با سند های خود از ابن عباس نقل کرده اند: وقتی این آیه نازل شد از رسول خدا پرسیده شد: ای رسول خدا! خویشان تو که مودت و محبت آنها بر ما واجب است چه کسانی هستند؟ فرمود: « علی و فاطمة و ابناها» [ علی و فاطمه و دو فرزندانش].
مناقب علی [ ص187،ح263]؛ المعجم الکبیر[ح12259]؛الکشف والبیان[ ورقه 46،سوره شوری:آیه23] ؛ مناقب علی بن ابی طالب [ ص307-309،ح352].
معاویه اینچنین است!
روزی رسول خدا صل الله علیه و آلهفرمود: « یطلع من هذا الفج رجل من امتی یحشر علی غیر ملتی» ( از این دره مردی از امتمبالا می آید که در قیامت بر غیر دین من محشور خواهد شد)؛ و ناگهان معاویه ظاهر شد.
تاریخ طبری357:11
کلیه حقوق پورتال برای مدرسه علمیه خاتم الانبیاء قم محفوظ بوده و برداشت مطالب تنها با ذكر ماخذ مجاز مي باشد. / Product : MEPORTAL