در این مقاله، پس از بیان مقدمه ای در مورد قاعده ی «المیسور»، ابتدا تعریف قاعده بیان و سپس ادله ی آن که شامل سه روایت، اصل عملی و استقراء میباشد ذکر می گردد که اشکالاتی به آنها وارد شده و فقط اشکال از روایات پاسخ داده میشود. سپس نمونه هایی از احکام که این قاعده در آنها جاری گشته است بیان شده و در نهایت از مطالب این تحقیق، یک نتیجه گیری به عمل میآید.
مقدمه
زمانی که مولا امر به انجام کاری که دارای اجزاء و شرایط و موانع است می کند، اگر انجام برخی از اجزاء یا شرایط ممکن نبود و یا دشوار بود، آیا آن عمل به صورت کامل از عهده ی مکلف رفع میگردد و یا اینکه همان جزئی که قابل اجرا نیست رفع شده و حکم وجوب بر مابقی اجزاء بار میشود؟
یکی از راههایی که برای حل این مشکل مطرح شده است استفاده از قاعده ی پرکاربرد «المیسور» است. با به کار گیری این قاعده، میتوان به وجوب جزئی از حکم در صورت عدم توانایی بر انجام کامل آن، حکم نمود. بنابراین دیگر این طور نخواهد بود که عدم قدرت بر انجام بخشی از یک واجب باعث رفع کامل آن عمل از عهدهی مکلف شود.
و لکن نکته های که جای تأمل دارد این است که آیا می توان از این قاعده به عنوان یک دلیل شرعی استفاده نمود یا خیر؟
لذا ما بر آن شدیم تا کمی در مورد این مسأله مهم فقهی تحقیق نموده و مطلب حق را در این مورد به دست آوریم و مطالب جمع آوری شده را در سه بخش مطرح نموده ایم که عبارتند از:
الف) تعریف قاعده
ب) دلائل موجود برای قاعده
ج) نمونه هایی از کاربردهای فقهی این قاعده
تعریف
معنای قاعده این است که وجوب نسبت به مقدار میسور و آسان (قابل انجام) از مرکب باقی است و به واسطه ی معذور بودن از انجام بخشی، حکم به رفع کل آن عمل نمیشود.
برای روشن شدن این مسأله باید دانست که قطعاً آنچه که مولا به آن امر میکند، گاهی از امور مرکبه نبوده و به صورت مستقل میباشد (مثل نماز و روزه) و گاهی از امور متعددهای است که تحت عنوان واحدی قرار گرفتهاند (مثل روزهی ایام ماه مبارک رمضان) و گاهی یک امر مرکب از اجزاء است که بر هرکدام از آن اجزاء اسم کل اطلاق میشود (مثل اداء دین) و گاهی یک امر مرکب از اجزاء خارجیه ی تدریجیه است که اسم کل بر هرکدام از آنها اطلاق نمیشود به طوری که اگر یک جزء مختل شود، مابقی اجزاء نیز از بین میروند و امثال این موارد از امور مرکبه.
حال اگر بخشی از امر مولا برای مکلف قابل اجرا نباشد، وظیفه اش است نسبت به اجزاء دیگر آن امر چیست؟ آیا باید بخش دیگر را انجام دهد یا نه.
در قسمت اول که گفته شد امر مولا مستقل میباشد، شکی نیست که در صورت عدم قدرت بر روزه، انجام نماز بر مکلف واجب است و اصلاً ارتباطی با این قاعده ندارد (مگر اینکه گفته شود این امور تحت عنوان کلی «اطاعت» درآمده و با این توضیح محل جریان این قاعده میباشند). اما در مورد سایر قسمتها که گفته شد امر مولا از امور مرکبه است، در صورتی که این قاعده پذیرفته شود، باید اجزاء قابل انجام از اعمال را انجام داد. مثلاً در صورتی که شخصی نمیتواند همه ی روزه های ماه رمضان را بگیرد ولی به صورت یک روز در میان میتواند روزه بگیرد، باید اینگونه عمل نماید و همچنین است در سایر اقسام و مثالهایی که بیان شد.
دلائل
الف) روایات
قال النبي (صلی الله علیه و آله): لا يترك الميسور بالمعسور[1] «یعنی مقدار آسان از عمل به واسطه ی مقدار سخت ترک نشود».
قال علی (علیه السلام): إذا أمرتم بأمر فأتوا منه بما استطعتم[2] «یعنی زمانی که مأمور به انجام فرمانی شدید، پس مقداری که توانایی اش را دارید، انجام دهید».
قال علی (علیه السلام): ما لا يدرك كله لا يترك كله[3] «یعنی آنچه که کلّش درک نمیشود، کلّش ترک نشود».
اگر اشکال شود که این سه روایت از حیث سند ضعیف هستند چنین پاسخ داده میشود که هرچند از حیث سند ضعیف اند و لکن بخاطر شهرتی که نزد فقها بلکه نزد عوام دارند، حجت میباشند و اگر اشکال شود که شهرت فقط نزد فقهای متأخر است چنین پاسخ داده میشود که شهرت این روایات نزد فقهای متقدم نیز وجود داشته است[4].
البته برخی هم اینگونه دلیل آورده اند که ضعف سند این اخبار با عمل اصحاب به این روایات و فتوا دادنشان طبق این روایات، جبران میشود و حجت هستند[5].
ب) اصل عملی
به این صورت که ابتدا حکم به وجوب کل یک امر شده (که به تبع آن، اجزاء نیز واجب میباشند) و سپس وجوب از کل رفع شده و شک پیش میآید که آیا وجوب برخی از اجزاء ممکنه هنوز باقی است یا نه و چون که در اصل واجب بوده اند، طبق قاعده ی استصحاب، عمل به مقدار میسور واجب میباشد.
اشکال:
کسانی که چنین دلیلی آوردهاند به این نکته توجه نداشته اند که برای جریان پیدا کردن استصحاب باید موضوع واحد باشد. لکن در اینجا موضوع واحد نبوده و یکی یقین به وجوب جزء در سایه ی وجوب کل و دیگری شک در وجوب جزء صرف نظر از کل میباشد ونمیتوان در آن استصحاب را جاری نمود.
ج) استقراء
برخی چنین دلیل آورده اند که طبق استقراء انجام شده چنین بدست آمده که مولا امر به انجام اجزاء نموده و همین دلیل بر این میباشد که در صورت عدم توانایی بر انجام کل، باید جزء میسور را انجام داد.
اشکال:
مواردی که از استقراء بدست آمده بسیار کم میباشند و چیزی را اثبات نمیکنند و نهایتاً میتوان گفت که موجب ظن میگردند که آن هم در مواردی که دلیل خارجی داشته باشد معتبر بوده و الا برای ما حجت نمیباشد.
نمونه هایی از کاربردهای فقهی
زمانی که از دوبار شستن شیء متنجس به بول معذور باشیم ـ بنابر اینکه با آب قلیل دوبار شستن لازم است ـ و لکن یکبار شستن ممکن باشد. آیا برای تخفیف نجاست شستن یکبار لازم است یا بخاطر عذر از دوبار شستن، کل شستن منتفی است؟ بنابر جاری نمودن قاعده، یکبار شستن نیز واجب است.
زمانی که ظرفی به ولوغ سگ نجس شده باشد و امکان خاکمال نمودن وجود نداشته باشد، آیا طبق این قاعده شستن با آب ـ بدون خاکمال ـ واجب است یا نه؟ طبق جریان قاعده شستن بدون خاکمال واجب است.
زمانی که از نزح مقدار دلو معیّن شده برای بئر معذور باشیم، آیا کشیدن مقدار میسور واجب است یا نه؟ طبق جریان قاعده، مقدار میسور واجب است.
زمانی که بخاطر افطار روزهی رمضان، شصت روز روزه بر عهدهی مکلف آمده باشد و لکن از انجام همهی آن معذور باشد، آیا گرفتن مقدار ممکنه بر شخص واجب است یا نه؟ اگر این قاعده را جاری نماییم، هر مقداری که گرفتنش برای شخص ممکن است واجب است.
زمانی که از غسل میت با آب مخلوط با کافور و سدر معذور باشیم، آیا غسل میت با آب خالی از کافور و سدر بجای آب مخلوط با آنها واجب است یا خیر؟ طبق قاعده، باید میت سه مرتبه با آب قراح غسل داده شود.
و موارد بسیار دیگر از حکایت آنچه از اذان ممکن است، انجام تعداد ممکنه در استبراء، پوشاندن مقدار ممکنه از عورت، حرکت دو پا برای کسی که نذر رسیدن به مکانی به صورت پیاده کرده است، گرفتن نائب از نزدیکترین شهر به بلدش، مقدار ممکنه از امر به معروف و نهی از منکر و ...
نتیجه: هرچند که از میان ادلهی قاعدهی میسور، دو دلیل استصحاب و استقراء مورد قبول نیست و روایات آن هم از ضعف سندی برخوردار است، لکن به جهت شهرتی که دارد و عمل اصحاب به آن و کثرت فتاوا بر طبق آن، حجت بوده و مورد عمل واقع میشود. همانطور که اکنون دیده میشود که بسیاری از فقهای زمان حال بر طبق آن فتوا میدهند و آن را مانند گذشتگان معتبر میدانند. لذا انصاف این است که آن را معتبر دانسته و به آن عمل نماییم.
منابع
* عوالی اللآلی (ابن ابی جمهور احسائی)
* القواعد الفقهيه (البجنوردي)
* عوائد الأيام في بيان قواعد الأحكام (ملا مهدی نراقی)
* العناوین الفقهیه (الحسيني المراغي، السيد مير عبد الفتاح بن علي)
معلوم می شود کسی که این مقاله را تایپ کرده کلیدspase کیبرد کار نمی کرده که همه کلمات را سز هم زده است
سایت: با تشکر از تذکر شما به عرض می رساند که در همه سایت ها امکان اشتباه تایپی وجود دارد (همانند اشتباه تایپی خود شما)اما سعی خواهد شد این مشکل در این پایگاه اطلاع رسانی به حداقل برسد
ناشناس 2009-12-30 13:08:39
ما شاء الله (اینم از spase)
."
تازه ها
پیشنهادات ویژه
ائمه از نگاه اهل سنت
احمد در کتاب « مناقب» ، و ابن منذر، و ابن ابی حاتم، و طبرانی، و ابن مردویه، و واحدی ، و ثعلبی، و ابو نعیم ، و بغوی در تفسیر خود، و ابن مغازلی در « مناقب» با سند های خود از ابن عباس نقل کرده اند: وقتی این آیه نازل شد از رسول خدا پرسیده شد: ای رسول خدا! خویشان تو که مودت و محبت آنها بر ما واجب است چه کسانی هستند؟ فرمود: « علی و فاطمة و ابناها» [ علی و فاطمه و دو فرزندانش].
مناقب علی [ ص187،ح263]؛ المعجم الکبیر[ح12259]؛الکشف والبیان[ ورقه 46،سوره شوری:آیه23] ؛ مناقب علی بن ابی طالب [ ص307-309،ح352].
معاویه اینچنین است!
روزی رسول خدا صل الله علیه و آلهفرمود: « یطلع من هذا الفج رجل من امتی یحشر علی غیر ملتی» ( از این دره مردی از امتمبالا می آید که در قیامت بر غیر دین من محشور خواهد شد)؛ و ناگهان معاویه ظاهر شد.
تاریخ طبری357:11
کلیه حقوق پورتال برای مدرسه علمیه خاتم الانبیاء قم محفوظ بوده و برداشت مطالب تنها با ذكر ماخذ مجاز مي باشد. / Product : MEPORTAL