|
سؤال : جمله زیر را با دقت و بدون هیچ گونه حساسیتی ترکیب کنید : 30000000000000 ریال اختلاس در دولت خدمت گزار احمــــــــدی نژاد اتفاق افتاد ... الف) 30000000000000 = صفرهای این شماره این قدر زیاد است که بدست آوردن عدد را مشکل می کند . باید اعداد را سه تا سه تا از سمت راست جدا کنی که درنتیجه چهار دسته صفر و عدد مقدس سی باقی می ماند این یعنی سی هزار میلیارد نا قابل . معمولا تعداد چیزهای خیلی زیاد مثل تعداد ستاره ها و کهکشان ها یا ارزش دارایی و بودجه کشور را با میلیارد حساب می کنند. البته ناگفته نماند که در دولت سازندگی نیز به همین مقدار ارزش پولی اختلاس شد ولی در آن دوره به دلیل نبود روزنامه و تلویزیون توانستند آن را برای ملت پوشش دهند . به عبارت علمی تر ، سروته آن را ره هم آوردند . مصلحت ایجاب می کرد . سازندگی نیاز داشت . ب) ریال = واحد ارزشی پولی . که هر وقت بخواهی سه هزار میلیارد را بهتر و قشتنگ تر نشان بدهی - طوری که تمام عرض روزنامه را صفر هایش پرکند - ازآن استفاده می کنی . به هر حال خیلی کمتر از سه هزار میلیارد تومانی است که مجلس آن را وقف در راه خیر نمود و نمی دانم چرا بعد از چند ساعت از این کار منصرف شد ؟! ج) اختلاس = مصدر باب افتعال به معنای بالا کشیدن ، تلاش برای کسب روزی حلال با تفکر و تعمّل ذهنی . اگر از خلص باشد به معنای خلاص کردن وبه آرامش رساندن مقداری پول و جمع آوری صحیح آن ها از حلق گرسنگان به جیب نرم و امن شخص دوم. مختلس هم همان جناب شخص دوم است که در این واقعه یک نفر نبوده بلکه یک گروه و مجموعه منظم را تشکیل می داده است که از یک در صد جامعه هم کمتر بوده اند . مختلس وقتی محتمل باشد می شود متهم که یکی شان خارج رفته یا شاید درسِ خارج رفته و شاید هم مثل داداش مهدی برای درسِ خارج رفته ؛ به هر حال آقای اژه ای بچه های انترپل – حفظهم الله – را دنبال این متهم فرستاده تا ایشان را بر بال ملائک سوارکنند و راه برگشت را نشانشان دهند . دوستان انترپل هم هیچ وقت حاضر نمی شوند همین کار را برای داداش مهدی بکنند آخه اسم ایشان به خاطر سوابق جنگی در لسیت تحریم می باشد . علی أی حال باید مراقب بود که اختلاس - از هر ریشه ای که باید – با سرقت متفاوت است باور کنید حتی در فقه پویای ما هم هیچگاه حد سرقت بر فرد مخلس جاری نمی گردد ! د) دولت = به مجموعه ای می گویند که اداره جامعه ، حفظ منابع و منافع ملی و در آخر اجرای قوانین را به عهده دارد . البته دولت درجمله بالا فقط ظرف است و منصوب . هنوز فاعلیّتش محرز نشده . حتی در گزارش مجلس که قبل از اعلام نظر قوه قضائیه مطرح شد نیز اثری از این احراز دیده نمی شود خلافاً لِآقام توکلی که اصراردارند بر اینکه وزیر اقتصاد دروغگو ، بیخود ومحرز می باشند نوارش را هم دارند. ﻫ) خدمتکار = صفت دولت است . این صفت را قبلا در قبیله صداوسیما خیلی به کار می بردند ولی الآن خیلی ها قائلند که دیگر باید به آن اعراب قطع داد ! خوب آن وقت ها دوران فتنه بود و الآن ... این صفت گاهی به باب می رود و دو معنای دیگر می دهد: 1- مدعی خدمت 2- متظاهر به خدمت . و) احمدی نژاد : موجودی است کمی قد کوتاه تر از رئیس جمهور های قبلی که قبلا خون بعضی ها را در شیشه کرد ولی از باب «گندم زِ گندم بروید » ، الآن آن ها هستند که خونش را در شیشه کرده اند . شاید هم خودش ، خون خودش را در شیشه کرده است ! خلاصه بارأی 25 میلیون نفر سر کار آمد . بعضی بر این نظرند که طرفدارن او در گذشته از سیب زمینی تغذیه می کرده اند ! ز) اتفاق = مصدر باب افتعال یعنی به وقوع پیوستن . گاهی هم به خصوص پدیده های تصادفی اطلاق می گردد. اگر نصب بگیرد و بشود ((اتفاقاً)) ، دلالت بر ندرت وقوع می کند . گاهی هم مفعول مطلق تأکیدی است که عاملش حذف شده است . ح) افتادن = یعنی نزول شیء از فوق به تحت مثل ازمجمع تشخیص به کف خیابان . گاهی هم به معنای فهمیدن مطلبی است که توقع فهم آن از آدم خنگ هم می رود . گاهی هم با دلالت التزامی بر درآمدن گندِ یک چیز اطلاق می گردد . ط) . . . = سه نقطه ، یکی از علامات نوشتاری است. در زبان گفتاری مترادف ((وغیره)) می باشد . گاهی هم به عنوان الفاظ کنایه ونوعی فحش محترمانه به کار می رود ؛ تقول : « سه نقطه ی مفلون ! » . بعضی سه نقطه را اشاره به این شعر حکیمانه می دانند که « هر چه می خواهد دل تنگت , حالا دیگه وقتشه ، بگو تا داغه !» . شاید هم ظهور در اتصال و اتحاد سه قوه داشته باشد . الحاصل اینکه بر جمله مذکور ، کلام صدق نمی کند چون مرکب ناقص است زیرا یا جواب شرطِ محذوف است یا شرطِ جواب محذوف . أقول : به نظر نویسنده ی احقر ، تا آقا هست ، کل جمله فی الجمله بی محل از اعراب است فتأمل جیدا .
|