|
درتاثیر علم کلام درفرآیند اجتهادی اثر آقای ایمان نیک گفتار همه علوم دینی به گونه ای از علم کلام متاثر بوده واز آن بهره می برند.درحقیقت علم کلام از مبادی ضروری دیگر علوم دینی به شمارمی رود زیرا تاوجودوصفات کمال الهی ،بعثت وعصمت پیامبران ورهبران آسمانی و...اثبات نگردد، موضوع علومی ماننده تفسیر،حدیث،فقه وغیره اثبات نخواهد گردید. بدین جهت محقق طوسی(ره)دراین باره گفته است:اساس همه علوم دینی،علم اصول دین است که مسائلش برمحور یقین می گرددوبدون آن ورود در مباحث علوم دینی دیگر ماننداصول فقه وفروع ممکن نیست؛زیرا شروع درآنها بدون آگاهی برمسائل مربوط به اصول دین مانند سقف بدون پایه است. همانطور که اشاره شد علم فقه واصول نیزازاین قاعده مستثنی نیستند وازنظرموضوع به علم کلام نیازمند،زیرافقیه احکام فرعی مربوط به افعال مکلفان بیان می کند .این که شریعت وجودداردوخداوندبرای افراد بشر احکام وتکالیفی مقررداشته است اصل موضوع درعلم فقه است به عبارت دیگرشناخت صاحب شریعت وحکمتش در قانون گذاری وعدالتش درتشریع و علم واسمش درشناخت مصالح ومفاسد از مباحثی است که باید درعلم کلام به آن اعتقادیافت ولی بحث درباره حسن تکلیف ولزوم آن ازمسائل علم کلام محسوب می شود. ازنظرمنابع نیز وهمچنین مدارک احکام ،علم فقه به علم کلام نیازمند است ،زیراقرآن وسنت ازعمده ترین منابع احکام فقهی استوبحث درباره حقانیت قرآن وحجیت سنت ازمسائل علم کلام است به عبارت دیگرازآن جهت که متکفل اثبات عصمت وحجیت کتاب وسنت که مراجع اصلی استنباط فقهی اند علم کلام و عقائد است فقیه احتیاج دارددرحرکت فقهی خویش به آنها معتقدباشدوالتزام بورزد. این از علم فقه واما درعلم اصول بایدگفت که درابواب مختلف اصول فقه مانند حجیت ظواهر،تعارض و تزاحم احکام ،حجیت اجماع،برائت عقلی علم اجمالی،مستقلات وملازمات عقلیه و...به قواعدی نظیر،حسن وقبح عقلی،قاعده لطف، قبح تکلیف مالایطاق،حکیمانه بودن افعال خداوند استناد می شود که همگی از مسائل علم کلام اند.بنابراین ،این علم از مبانی تفقه است ولی از مبانی مباشره آن نمی باشد که بحث ازآن دقیق ترواختلاف بوده ودراینجابررسی نشده است. بسیاری ازفقها یکی ازمقدمات اجتهاد رااین علم دانسته اند.شهید ثانی رحمةالله می گوید:(المعتبر من الحکام ،یعرف به تعالی ومایلزمه من صفات الجلال الاکرام وعدل وحکمته ونبوة نبینا وعصمته وامامةالائمه علیهم السلام کذلک،لیحصل الوثوق غیرهم ویتحقق الحجة به والتصدیق بما جاءبه النبی ص من احوال الدنیا والآخدةکل ذلک بالدلیل التفصیلی ولایشترط الزیاده علی ذلک بالاطلاع علی ماحققه المتکلمون من احکام الجواهر والاعراضو اشتملت علیه کتبه من الحکمة و المقدمات والاعتراضات واجوته الشبهات وان وجبت معرفته کفایة من جهته اخری ومن ثم صرح جماعه من المحققین بان الحکام لیس شرطاًفی التفقه فان ما یتوقف علیه منه مشترک بین سائر المکلفین) درکلام ایشان قضایای کلامی که اجتهادمتوقف برآن است رامی توان چنین فهرست کرد:1-معرفت خداوند متعال2-عدالت3-حکمت4-نبوت حضرت محمد5-عصمت پیامبرص6-امامت ائمه علیهم السلام7-تصدیق پیامبروائمه. به هرحال،مباحثی چون عدالت درتشریع ،قاعده لطف،حسن وقبح عقلی،اعجازقرآن کریم،ومبنای حجیت اقوال وافعال معصومین علیهم السلام درعقاید وکلام ثابت می شود. همچنین شهید ثانی در کتاب منیته المرید می گوید(واما علم الکلام ویعبرعنه باصول الدین ،فهواساس العلوم الشرعیة وقاعدتها،لان به یعرف الله تعالی ورسوله وخلیفته وغیرهما وبه یعرف صحیح ا لآراءمن فاسدها وحقها من باطلها). سید مرتضی درابواب مختلف کتاب (ابذریعه)بحث هایی را مطرح نموده که همگی مبتنی برقاعده حسن وقبح عقلی می باشند که فهرست برخی ازآن هارایاد آور می شویم: 1-شرایط حسن فرامین الهی2-وجوب تقدم فرمان برزمان انجام فعل3-جایزنبودن تاخیربیان ازوقت نیاز4-اباحةعقلی شیخ الطائفه نیز درکتاب(عدة الاصول)اموری رادر ارتباط با صفات خداوپیامبر(ص)وائمه معصومین که دانستن آنها برای به دست آوردن مقصود جدی آنان از خطایات وکلماتشان لازم است یادآور شده که ازآن جمله امورسه گانه ذیل است. 1-خطابی که از آن هیج معنایی اراده نشود،قبیح ونادرست است2-درخطایات (ونیزپیامبروامامان)کذب راه ندارد3-اراده معنایی برخلاف آنچنه از ظاهرکلام به دست می آید .بدون ذکرقرینه است. این اجمالی از تاثیر این علم در اجتهادبود(وقد جاءفی الحث علی تعلمه وفضله کثیرمن الکتاب و السنة) قال الله تعالی : (فاعلم انه لااله الاالله)وقال تعالی:(اولمیتفکر وافی انفسهم ما خلق الله السموات والارض ومابینهما الابا لحق)ومرجع ذلک الی الامر بالنظروالاستدلال بالصنعة المحکمةوالآثارالمتقنةعلی الصانع الواحد القادرالحکیم. وعن ابن عباس قال:جاءاعرابی الی النبی فقال:یارسولالله،علمنی من غرائب العلم.قال(ما صنعت فی راس العلم حتی تسئا ل عن غرائبه؟)قال الرجل:ماراس العلم یارسول الله؟قال.(معرفةالله حق معرفة)قال الاعرابی:وما معرفة الله حق معرفة؟ قال:(تعرفه بلامثل ولاشبه ولاند،وانه واحد احدظاهرباطن،اول آخر،لاکفوله ولانظیر،فذلک حق معرفة) والاثرفی ذلک عن اهل البیت علیهم السلام کثیر جداً،ومن اراده فلیقف علی کتابی التوحید للکلینی والصدوق{وغیرهما} رحمهما الله تعالی. منابع باستفاده از کتب 1-درآمدی برعلم کلام علی ربانی گلپایگانی 2-رهیافتی به دانش فقه محمد حسین عبدی 3الترسیم فی اصول الفقه محمد حسین عبدی 4-والمراد من منیة المرید شهید ثانی ره باتصرف واضافات
|