31 ارديبهشت 1391 ساعت 23:30
 
 

چند جمله برای دل تو

شیطان بیست و چهار ساعته مواظب شماست، او تو را می بیند و تو او را نمی بینی؛ و لیکن همین که از ذکر خدا غافل شدی؛ در دام شیطان می افتی. داداش جون! بعضی ها اعمال خوب انجام می دهند، اما اگر کار حرامی هم پیش بیاید؛ روی گردان نیستند. اینگونه اعمال نتیجه ندارد، داداش جون! گناه کردن، عمل های خیر را از بین می برد. وقتی در قیامت پرده ها از برابرت برداشته شد؛ آن وقت می فهمی که سرت کلاه رفته است، آن وقت دیگر نه راه پس داری، نه راه پیش. داداش جون! «آیة الله حق شناس»

فهرست عناوین

امکانات پورتال

اوقات شرعی



ورود به پورتال






دریافت گذرواژه جدید پورتال

آمار بازدید کنندگان

بازدیدکنندگان: 1072949

حاضرین

حاضرین فعال: 20 نفر مهمان

آمار بازدید کنندگان

 

صياد شيرازى شهيد پرآوازه نسخه PDF چاپ ایمیل
24 فروردين 1390 ساعت 11:44

 

آرى، هشت سال پيش در چنين ايامى كه مصادف با ماه ذى الحجه ۱۴۱۹ هجرى قمرى بود، سردار رشيد اسلام سپهبد شهيد على صياد شيرازى در حالى كه به تنهايى از منزل به قصد محل كار خود در ستاد فرماندهى كل قوا خارج شده بود از سوى عناصر آموزش ديده گروه خونخوار منافقين مورد حمله ناگهانى قرار گرفت.
ترور اين فرمانده شجاع دوران پرحماسه دفاع مقدس، حلقه اى از زنجيره تلاش هاى بى ثمر منافقين زبون براى حفظ روحيه درهم شكسته عوامل خود، پس از پايان جنگ تحميلى و شكست رژيم صدام حسين در آن و نيز كسب رضايت امريكا و اسراييل و پرداخت بخشى از هزينه هاى لازم براى ادامه حيات و حضور در كشورهاى غرب و در عراق در سايه رژيم دژخيم بعثى بود.شهيد بزرگوار صياد شيرازى از معدود نظاميانى است كه از بدو ورود خود به ارتش طاغوت در زمان رژيم شاهنشاهى، سعى مى كرد تا بر اساس اعتقاد مذهبى خود، عمل كرده و در ماه هاى اوج گيرى نهضت اسلامى مردم ايران، تلاش مى كرد تا با پيروى از ديدگاه هاى حضرت امام خمينى (ره) در مسير حركت انقلابى مردم ايران قرار گيرد. او در آن هنگام از افسرانى بود كه در مركز توپخانه اصفهان، مشغول به كار بود. در اين مركز تلاش مى كرد تا افكار انقلابى را در بين همكاران خود مطرح نموده و آن ها را به همسو شدن با مردم دعوت نمايد.بلافاصله بعد از پيروزى انقلاب اسلامى، صياد تمام توان خويش را براى ايفاى نقشى موثر در ارتش جمهورى اسلامى ايران به كار بست. در آن زمان كه ساختار كشور از رژيم شاهنشاهى به نظام جمهورى اسلامى، تغيير ماهيت داده بود نياز به آن داشت تا با رويكرد جديدى به مجموعه ارتش بنگرد و از اين رو وجود نظاميانى همچون صياد شيرازى در بدنه ارتش اهميت زيادى مى يافتند تا بتوانند به جهت گيرى ارتش به سمت خواسته هاى مردم و ماموريت هاى متفاوت با دوران رژيم گذشته، كمك نمايند.
انقلاب اسلامى ايران كه با وحدت كلمه مردم و رهبرى الهى و بدون هيچ گونه وابستگى و ارتباط با قدرت هاى بزرگ حاكم بر جهان و با شعار فراگير «نه شرقى نه غربى جمهورى اسلامى»، پا به عرصه وجود نهاده بود موجب تغيير توازن قوا در منطقه حساس خاورميانه گرديد. از اين رو برخى از كشورهاى بزرگ و قدرتمند، مثل امريكا و انگليس كه منافع خود در ايران را از دست داده بودند نمى توانستند يك حكومت مستقل در ژئوپليتيك حساسى مثل ايران را تحمل نمايند.
بنابراين تلاش كردند تا با برخورد با اين نظام نوپا به اشتراك و وحدت منافع دست يابند و تمامى ترفندها و تجارب استعمارى خود را براى در نطفه خفه ساختن انقلاب اسلامى به كار گيرند. در اين زمان كه رژيم بعثى عراق هم نگران گسترش يافتن افكار انقلاب اسلامى در بين مردم آن كشور بود و از سوى ديگر كينه شديدى از ايرانيان در سينه داشت، سعى كرد تا با استفاده از تشكيل گروه هايى همچون احزاب دموكرات و كومله، سرزمين كردستان را آماج حملات و تهاجمات مسلحانه و كشت و كشتار بى رحمانه خود قرار دهد. در چنين شرايطى شهيد صياد از جمله فرماندهان ارتشى بود كه با اعتقاد كامل به مقابله با چنين برنامه اى، در كنار سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، در كردستان حضور يافت.
در آن هنگام، بسيارى از گروه هاى به ظاهر سياسى مثل منافقين سعى داشند تا ارتش را از مقابله با تحركات ضد انقلاب در استان هاى مرزى كشور بر كنار نگه دارند. شهيد صياد شيرازى با درك عميق از ريشه هاى خارجى حوادث كردستان، در كنار شهيدان بزرگى همچون شهيد بروجردى و شهيد ناصر كاظمى و ساير فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در كردستان، حضورى فعال يافت و موفق شد تا با فرهنگ بسيجى و با كمك سپاه به مقابله با گروه هاى بى ريشه ضد انقلاب بپردازد. شهيد عزيز صياد شيرازى، عميقا معتقد بود كه با فرهنگ و روحيه بسيجى كه هديه بزرگ امام (ره) به ملت سلحشور ايران بود، مى توان با دشمنان خارجى و ايادى زبون داخلى آنان جنگيد و به همين دليل بود كه او در رفتار و گفتار خود چنين روحيه اى را بروز مى داد و از اين رو در نزد اطرافيان خود محبوبيت خوبى كسب كرده بود. او كه ابتدا از سوى رييس جمهور وقت، آقاى بنى صدر مورد تشويق قرار گرفته بود وقتى كه ديدگاه هاى متفاوتى درباره چگونگى برچيدن فتنه گروه هاى مسلح در كردستان از خود بروز داد از سوى بنى صدر، غيرقابل تحمل شد و همين مساله باعث گرديد تا صياد از ارتش بركنار شود و براى مدت چهار ماه، بنا به دعوت سپاه، در ستاد مركزى سپاه مستقر شده و به همكارى آموزشى با سپاه پاسداران انقلاب اسلامى بپردازد. در تابستان سال ،۱۳۶۰ پس از بركنارى و عزل بنى صدر از فرماندهى كل قوا، بر تحرك نيروهاى نظامى در جبهه هاى جنگ به طور چشمگيرى افزوده شد و راه براى فعاليت و ايفاى نقش افرادى همچون صياد شيرازى گشوده شد.
در اين زمان صياد از سوى شهيد محمد على رجايى به ارتش فراخوانده شد و با اعطاى دو درجه به وى، به فرماندهى همزمان دو لشكر ۶۴ اروميه و ۲۸ سنندج منصوب شد و عملا فرماندهى يگان هاى ارتش در شمال غرب كشور را بر عهده گرفت.در طول مدت حدودا يك ماه و نيمى كه او در شهر اروميه مستقر شد، سعى داشت تا با سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ارتباط نزديكى برقرار نموده و از اين طريق ارتش را در كمك به سپاه براى برچيدن بساط گروه هاى مسلحى كه از طرف صدام حمايت مى شدند، به كار گيرد. در اين زمان سردار شهيد مهندس مهدى باكرى فرماندهى عمليات سپاه استان آذربايجان غربى را بر عهده داشت و سپاه اروميه طرحى را براى بيرون راندن گروه هاى مسلح غيرقانونى تهيه كرده بود و برنامه ريزى هاى لازم را نيز براى انجام عمليات گسترده اى عليه احزاب مسلح مورد حمايت رژيم بعثى صدام انجام داده بود، بنابراين در تابستان سال ،۱۳۶۰ سپاه آذربايجان غربى موفق شد تا با همكارى نيروهاى محلى كرد و همدلى و حضور برادران لشكر ۶۴ و ناحيه ژاندارمرى آذربايجان غربى، شهر اشنويه را از دست حزب دموكرات خارج نموده و آن را آزاد سازد. در اين هنگام شهيد صياد شيرازى كه علاقه زيادى به حضور در صحنه هاى عملياتى داشت، به همراه شهيد آبشناسان و شهيد مهدى باكرى در معيت فرمانده سپاه اروميه از آن شهر آزاد شده بازديد به عمل آوردند و مطمئن شدند كه همدلى نيروهاى مسلح مى تواند موفقيت هاى عظيمى را به وجود آورد.در سى شهريور سال ۱۳۶۰ و درست يك سال پس از آغاز جنگ تحميلى، صياد شيرازى از سوى فرمانده معظم كل قوا حضرت امام خمينى (ره)، به فرماندهى نيروى زمينى ارتش منصوب گرديد. او بلافاصله از اروميه عازم تهران و سپس جبهه هاى جنوب گرديد.در دوران پنج سالى كه او اين سمت را بر عهده داشت تلاش مى كرد كه سازمان موجود ارتش را به يك سازمان فعال كه با فرهنگ اسلامى انقلاب، تطابق داشته باشد سوق دهد. به همين جهت از فكر ايجاد قرارگاه هاى مشترك عملياتى با سپاه پاسداران انقلاب اسلامى استقبال نمود.
نام قرارگاه كربلا براى همكارى مشترك ارتش و سپاه، انتخاب شد و صياد شيرازى هميشه از آن به عنوان يك تركيب مقدس ياد مى كرد. در اين قرارگاه فكر و ابتكارات و روحيات برادران سپاهى با فكر و دانش نظامى برادران ارتشى با هم مطرح شده و در نهايت يك سلسله عمليات موفق تحت عنوان كربلاى ۱ تا كربلاى ۱۲ طراحى گرديد كه با اجراى آن ها دشمن از سرزمين هاى اشغالى، عقب رانده شد.
شهيد صياد شيرازى براى تقويت ستاد طراحى قرارگاه كربلا، دانشكده فرماندهى و ستاد ارتش را تعطيل و اساتيد آن را براى طرح ريزى عمليات ها به جبهه جنوب فراخواند.
بنابراين براى برنامه ريزى براى هر عملياتى ابتدا از سوى طراحان ارتش و سپاه، طرح هاى جداگانه اى تهيه مى شد و آنگاه در قرارگاه مشترك كربلا، اين طرح ها مورد بحث و بررسى قرار مى گرفت و طرح نهايى كه طرح قرارگاه كربلا بود، يعنى ارتش و سپاه بر محتواى آن توافق داشتند به مرحله اجرا در مى آمد.
براى نمونه، در طراحى عمليات بزرگ بيت المقدس، طرح برادران ارتش عبور از جاده اهواز- خرمشهر به عنوان تلاش اصلى و طرح برادران سپاه عبور از رودخانه كارون به عنوان محور اصلى عمليات بود كه پس از تضارب افكار و نظرات در قرارگاه مشترك كربلا، نهايتا طرح عبور از رودخانه كارون، تصويب شد و به عنوان تلاش اصلى و محورى، به مرحله اجرا در آمد. با چنين تدبيرى تمام توان طرح ريزى و توان آتش و پشتيبانى هاى دو ساز مان ارتش و سپاه با كمك يكديگر در يك عمليات، عليه دشمن به كار گرفته مى شد. از جمله كارهاى ديگرى كه شهيد صياد شيرازى در سمت فرماندهى نيروى زمينى ارتش پى گيرى مى كرد آن بود كه علاوه بر تشكيل قرارگاه هاى مشترك، يگان هاى سپاه و ارتش نيز در هنگام هر عمليات با هم ادغام گرديده و از توان مشترك آن ها استفاده شود. چرا كه او عميقا معتقد بود و به تجربه هم دريافته بود كه همه واحدها بايستى با فرهنگ رايج بين بسيجيان در نبردها شركت كنند و تنها با اين شيوه است كه مى توان اميد به رويت جمال پيروزى داشت.
او مى دانست در شرايط نابرابر و در هنگامى كه دشمن، مستغرق در پشتيبانى فنى، اطلاعاتى، تجهيزاتى و عملياتى تمام قدرت هاى بزرگ جهانى است نمى توان فقط با اتكا به روش هاى متداول و بعضا ناكارآمد در آن وضعيت و شرايط، از كشور و تماميت ارضى آن دفاع نمود. او به طور راسخ اعتقاد داشت كه در وضعيت آن روز جنگ، تنها كليد راه گشا، تكيه بر راه هميشه پيروز حضرت ابا عبدالله سيد الشهدا(ع) و بسيج و به كارگيرى ا نسان هاى مومن، خداترس و شهادت طلب است، زيرا كه بر فراز تابلوى بزرگ عاشورا به درازاى تاريخ و به پهناى هر سرزمين به خط خون نگاشته شده است كه خون بر شمشير پيروز است.
با اين باور بود كه شهيد صياد شيرازى با الگوگيرى از سپاه، در ارتش هم، گردان هاى شهادت را به وجود آورد تا هر كس كه داوطلب نثار جان شيرين در دفاع از اين انقلاب، تاريخ و شرف مرز و بوم و نواميس خويش است در آن گردان ها سازمان يافته و دليرانه بر صف دشمن بكوبد. البته گاهى اوقات هم بين ديدگاه هاى وى و نظاميان همكارش و يا فرماندهان سپاه نيز اختلافاتى به وجود مى آمد كه ناشى از تفاوت ديدگاه ها در روش جنگيدن با دشمن بود. به همين خاطر بعضا او مى خواست كه عمليات هايى را با نظر و طرح خويش و با وحدت فرماندهى خودش انجام دهد كه در نهايت موفقيتى حاصل نمى شد. مثل آنچه بعد از عمليات بدر، با تشكيل قرارگاه كميل اتفاق افتاد. شهيد صياد در اواخر جنگ و در زمانى كه منافقين با همكارى صدام مى خواستند از فرصت پذيرش قطعنامه ۵۹۸ از سوى ايران، استفاده كرده و خود را به تهران برسانند تا حكومت را در اختيار بگيرند، با اينكه مسووليتى در نيروى زمينى ارتش نداشت، با اين حال در جنگ عليه منافقينى كه با خودروهاى زرهى خود تا نزديكى هاى كرمانشاه جلو آمده بودند وارد عمل شد و سپاه و ارتش با همكارى با يكديگر توانستند اين برنامه دشمن را نيز ناكام بگذارند.
شهيد صياد شيرازى با الهام از احكام تعالى بخش اسلام و هدايت حضرت امام (ره) آنچنان خود را ساخته بود كه ويژگى هاى يك مومن راستين در او آشكار بود. هرجا كه امام جماعتى نبود، او نماز جماعت را برپا مى داشت و به امامت آن قيام مى نمود. همه جلسات و سخنرانى ها و مصاحبه هاى خود را با آياتى از كلام الله مجيد آغاز مى نمود.
تلاوت آياتى نظير «الا تقاتلون قوما نكثوا ايمانهم(توبه۱۳)» يا رب ادخلنى مدخل صدق و اخرجنى مخرج صدق و اجعلنى من لدنك سلطانا نصيرا، قرائت دعاى فرج در تمام جلسات، از نكات فراموش ناشدنى شهيد صياد شيرازى است. پس از پايان جنگ تحميلى وقتى كه به معاونت بازرسى ستاد كل نيروهاى مسلح منصوب شد، همچنان ارتباط نزديك خود را با علماى بزرگ حفظ مى كرد و سعى داشت تا با انجام عباداتى فراتر از تكاليف شرعى به خودسازى خويش ادامه دهد. سردار حاج عبدالله رودكى مى گفت كه او شاهد نماز شب هاى صياد در برنامه هاى بازرسى هاى ستادى از نيروى دريايى سپاه بوده است و هميشه از آن ياد مى كرد. شهيد صياد شيرازى خود را ملتزم مى دانست كه همانند آحاد مردم در نمازهاى جمعه شركت كند. نمازگزاران جمعه، بسيارى از اوقات، شاهد حضور او در ميان خود بودند. او در گفتار و رفتار خود نشان داده بود كه شهادت در راه خدا را عين سعادت براى خود مى داندو همواره سر و جان خويش را براى نثار در راه اسلام و كشور آماده ساخته و با وقف زندگى خود در مسير آرمان هاى الهى در آرزوى نيل به فيض شهادت است. به راستى او يكى از مصاديق آيه و من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوالله عليه... شناخته مى شد. او روحيه اى بسيجى داشت و از مرگ نمى ترسيد و در خطوط مقدم جبهه حضور مى يافت و از حوادث مختلف انقلاب سربلند بيرون آمد.
هميشه اين سوال مطرح بوده است كه چرا سازمان منافقين در دوره جديد ترورهاى خود، شهيد عزيز صياد شيرازى را هدف تيراندازى خويش قرار داد.
منافقين تاكنون جنايت هاى زيادى را در ايران مرتكب شده اند و اساسا زندگى و ادامه حيات و هويت آنان مبتنى بر ترور و آدم كشى است و هم اكنون نيز در پناه ارتش اشغالگر آمريكا در عراق كه داعيه ضد تروريسم نيز دارند اسكان يافته و به جاسوسى مشغول اند.
منافقين در كارنامه خباثت آميز خود نشان داده اند كه كسانى كه به طور جدى مدافع جمهورى اسلامى ايران و اهداف انقلاب اسلامى بوده و در راه آن تلاش و جانفشانى مى نمايند در فهرست ترور آن ها قرار مى گيرند، به ويژه اگر اين افراد از مسوولان نظام بوده و در دفاع از آن و تبليغ گسترش حاكميت خط و آرمان هاى حضرت امام خمينى(ره) لحظه اى ترديد به خود راه ندهند، هرچند كه در اين ميان ساير شهروندان و افراد حزب اللهى نيز از جنايات آنان بركنار نبوده اند، ولى هميشه سعى كرده اند به گونه اى برنامه ريزى نمايند كه در عمليات هاى ترور، خود خسارت كمتر متحمل شده و عملا امكان انجام جنايت و كشتن سوژه، براى آن ها فراهم باشد.
از آن جا كه اين عناصر خود فروخته به اجنبى، سال ها در زير سايه رژيم جنايتكار بعثى به رهبرى خونخوارترين ديكتاتور جهان، صدام حسين، زندگى كرده اند و وامدار او بوده اند، بنابراين وظايف و ماموريت هايى كه از سوى صدام به آن ها واگذار مى شده است را برعهده مى گرفتند تا در ازاى آن بتوانند در زير سايه صدام و حزب بعث در كشور عراق به زندگى و توسعه سازمان خود ادامه دهند. از سوى ديگر براى كسب اعتماد و پشتيبانى مالى و تبليغاتى قدرت هاى استعمارگر غربى و در راس آن ها دولت ضد مردمى امريكا و امكان تداوم حضور فعال در كشورهاى غربى نيازمند مطرح كردن خود به عنوان يك نيروى مخالف جدى- اپوزيسيون- جمهورى اسلامى و كسب مزيت هاى نسبى در ميان ساير مخالفين هستند.
در آن زمان، شهيد بزرگوار صياد شيرازى با خلق و خوى مردمى خود با وجود دارا بودن يكى از بالاترين مقام هاى نظامى در كشور يعنى جانشين رييس ستاد كل نيروهاى مسلح، به طور معمولى و در ميان مردم زندگى كرده و براى خود حصارهاى آهنين و غير قابل نفوذ ايجاد نكرده بود. از طرف ديگر شهيد صياد داراى پيشينه و كارنامه درخشانى در دفاع مقدس و زدن ضربات مهلك اثربخش و سرنوشت ساز بر ماشين جنگى بعثى ها بوده و كينه آنان عليه خود را برانگيخته بود و ترور او به عنوان يكى از فرماندهان موثر در شكست صدام مى توانست يكى از اهداف و آمال ديكتاتور بغداد قلمداد گردد.
بديهى است كه هم رژيم بعثى عفلقى صدام كه اساسا بر مبناى ترور شكل گرفته قدرت يافته و رسميت پيدا كرده بود و تروريسم به عنوان جزو اصلى و لاينفك مديريت حزب بعث به شمار مى رفت و هم منافقين كه با عمليات ناجوانمردانه كشتار مردم كوچه و بازار، خود را به دنيا معرفى كرده اند، همواره در صدد يافتن فرصت هاى طلايى براى حذف فيزيكى رهبران و ياوران و دوستداران انقلاب اسلامى در سراسر جهان و فرماندهان نظامى اى كه آن ها را در نيل به اهداف شوم خود ناكام ساخته بوده اند، اما آن ها چه زمان و موقعيتى را براى اجراى طرح خباثت آميز خود مناسب مى دانستند؟ به تجربه ثابت شده است كه مناسب ترين زمان براى دشمن، زمانى است كه فضاى كشور ملتهب بوده و تمام توجه مردم و مسوولان به فضا و جو متشنج مشغول است و در واقع دچار نوعى غافلگيرى بوده و ميدان را براى تحركات و فعاليت هاى اطلاعاتى، عملياتى مذبوحانه دشمن خالى نموده باشند. در چنين شرايطى دشمن با وارد كردن ضربات كارى و جبران ناپذيرى نظير ترور شهيد بزرگوار صياد شيرازى و انفجار بمب و پرتاب خمپاره، سعى در ايجاد اختلاف بيشتر و ضعف اركان اساسى نظام مى نمايد.
بهترين و موثرترين شيوه براى بستن راه نفوذ دشمن و پيشگيرى از تحركات ضد انسانى آنان، تامين امنيت است. امنيتى فراگير براى آحاد مردم به گونه اى كه همه مردم، از طرفى احساس درهم آميختگى و پيوستگى پايدارى با تمام مسوولان كشور نموده و از سوى ديگر احساس گسيختگى و تقابل روحى با عناصر آشكار و پنهان دشمن بنمايند و راه هرگونه عمليات روانى و تبليغى را بر آنان سد كنند. بنابراين بايستى ايجاد فضاى امن براى عموم مردم و نه براى دشمنان و ايادى آنان در دستور كار قرار گيرد.
سرانجام شهيد بزرگوار، رزمنده بسيجى و شجاع، سپهبد على صياد شيرازى در سن ۵۵ سالگى و پس از يك عمر مجاهدت در راه خدا و جنگ با دشمن و كسب توفيقات و افتخارات بزرگ و به يادماندنى و جاويد، به ديدار معبود و محبوب خود شتافت و پاداش فداكارى ها و خدمات صادقانه و شبانه روزى و خستگى ناپذير خود را با مدال شهادت دريافت كرد و نام و خاطره خود را در تاريخ گلگون ميهن اسلامى جاويد ساخت. اگرچه شهادت، زيبنده دليرمردى همچون او بود، اما رهبرى، مردم و نيروى مسلح را در غم خود داغدار نمود. خون گرم او همچون راه درخشان وى، رسواگر منافقين مجرم و حاميان ضدبشرى آنان خواهد بود.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

منبع : روزنامه ایران

نویسنده : دكتر حسين علايى

نظر
افزودن جدید جستجو
نظرات
نام:
ایمیل:
 
عنوان:

."

 
 

تازه ها

  :: وقتی وهابی نمی تواند وضوی خود را کنترل کند + فیلم   :: گزارش فرهنگی اردوی راهیان نور - اردیبهشت 91 + عکس   :: پیاده روی طلاب بمناسبت روز جمهوری اسلامی   :: حروف جر و زائده کاری از آقای کریمی   :: التلخیص التشجیری فی المنطق التعلیمی - اثر آقای سیدمحمدحسین جعفری   :: اذ،اذا،ما،ال- کاری از آقای سیدعلی حسینی   :: ولایت فقیه - تحقیق آقایان سازندگی،آیت،تفتی،مسلمی   :: تنبیهات المعاطاة   :: منابع روایت « لولا علی لهلک عمر»   :: چهل حدیث از امام عصر(عج)   :: آیا وهابیت به پایان عمر خود نزدیک می شود؟   :: بدعت عمر در نماز تراويح   :: نهى از شعر خواندن در مسجد   :: انتقاد آیة الله مکارم شیرازی از تعطیلات زیاد حوزه   :: یه کم هم از اختلاس   :: احادیثی در مورد نوروز   :: روضۀ آیت الله حسن‌زادۀ آملی در شام غریبان امام حسین علیه السلام   :: جسد فرعون   :: شعر جالب يک بچه آفريقايي   :: شاخ شیطان تحقیق آقایان نجفی، کرمی، حسین زاده   :: گزارش مرکز خبر حوزه از برنامه های تابستانی کانون خاتم   :: گزارش مرکز خبر حوزه از اردوی تابستانی سال 90   :: سخنرانی آقای سیدهادی مرتضوی   :: سخنرانی آقای سیدمحمدحسین رضایی موسوی در زمینه خطبه 11 نهج البلاغه   :: كارآمدي ولايت فقيه در بحران هاي اجتماعي   :: سوالات مسابقه تفسیر سوره حجرات - ویژه طلاب و خانواده اساتید   :: سوالات مسابقه تفسیر سوره حجرات - ویژه اساتید   :: مهدویت، کاری از آقایان محمودی،نیک پور،پناهیان،مسلمی زاده   :: خطبه امام سجاد «علیه السلام»، قیام بر علیه نیرنگ ها   :: تفسیر سوره مبارکه حجرات   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه پنجم/ششم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه چهارم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه سوم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه دوم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه اول   :: قواعد اعلال   :: استصحاب در نحو به قلم آقای احسان پیرهادی   :: تجــــزیه و ترکیب اختـــــلاس   :: دل نوشته ای از نوع مسئول سایت   :: شخصیت محمدبن حنفیه، سخنرانی آقای رضایی موسوی   :: بصیرت شیشه ای!!!   :: کتاب باید در خانه اش نوشته شود   :: درآمد دستفروش   :: شوخی در دستشویی!   :: نمی دونم چرا آقای صبور یه جوری من رو نگاه کرد ؟   :: سخنرانی آقای دهقان پیرامون خطبه33 نهج البلاغه   :: سخنرانی آقای بنی حسینی، خطبه 32 نهج البلاغه   :: خلاصه ای از برنامه های تابستان 1390 کانون فرهنگی هنری خاتم   :: دنیای وارونه   :: چرا بازی شطرنج حرام است؟

پیشنهادات ویژه

 
 

 

 


ائمه از نگاه اهل سنت

احمد در کتاب « مناقب» ، و ابن منذر، و ابن ابی حاتم، و طبرانی، و ابن مردویه، و واحدی ، و ثعلبی، و ابو نعیم ، و بغوی در تفسیر خود، و ابن مغازلی در « مناقب» با سند های خود از ابن عباس نقل کرده اند: وقتی این آیه نازل شد از رسول خدا پرسیده شد: ای رسول خدا! خویشان تو که مودت و محبت آنها بر ما واجب است چه کسانی هستند؟ فرمود: « علی و فاطمة و ابناها» [ علی و فاطمه و دو فرزندانش].

مناقب علی [ ص187،ح263]؛ المعجم الکبیر[ح12259]؛الکشف والبیان[ ورقه 46،سوره شوری:آیه23] ؛ مناقب علی بن ابی طالب [ ص307-309،ح352].

معاویه اینچنین است!

روزی رسول خدا صل الله علیه و آله  فرمود: « یطلع من هذا الفج رجل من امتی یحشر علی غیر ملتی» ( از این دره مردی از امتم  بالا می آید که در قیامت بر غیر دین من محشور خواهد شد)؛ و ناگهان معاویه ظاهر شد.

تاریخ طبری357:11