30 ارديبهشت 1392 ساعت 18:24
 
 

چند جمله برای دل تو

شیطان بیست و چهار ساعته مواظب شماست، او تو را می بیند و تو او را نمی بینی؛ و لیکن همین که از ذکر خدا غافل شدی؛ در دام شیطان می افتی. داداش جون! بعضی ها اعمال خوب انجام می دهند، اما اگر کار حرامی هم پیش بیاید؛ روی گردان نیستند. اینگونه اعمال نتیجه ندارد، داداش جون! گناه کردن، عمل های خیر را از بین می برد. وقتی در قیامت پرده ها از برابرت برداشته شد؛ آن وقت می فهمی که سرت کلاه رفته است، آن وقت دیگر نه راه پس داری، نه راه پیش. داداش جون! «آیة الله حق شناس»

فهرست عناوین

امکانات پورتال

اوقات شرعی



ورود به پورتال






دریافت گذرواژه جدید پورتال

آمار بازدید کنندگان

بازدیدکنندگان: 2137056

حاضرین

آمار بازدید کنندگان

 

پاسخ ها نسخه PDF چاپ ایمیل
28 بهمن 1389 ساعت 09:16

بسمه تعالی

پاسخ ها بعد از دو هفته حذف خواهند شد

استخاره: مجید زمانی

پاسخ سایت:

سلام

بسیار بداست هر چند در ظاهر امر خوبی نشان می دهد اما عاقبت بدی دارد، حتما ترکش نمایید.

 

 

سوال: م . هـ . ا

با سلام
مگر امام زمان زنده نیست!؟
مگر غیبتش بنا به مصالحی نبود

یکی از راهای ثبوت ولی فقیه این روایت است:

کسی که از ولی فقیه اطاعت کند از امامش اطاعت کرده وکسی که از امامش اطاعت کند از پیامبر وکسی که از پیامبر اطاعت کند از خدا اطاعت کرده  پیامبر را خدا تعیین می کند امام را پیامبرتعیین می کند پس قاعدتا ولی فقیه را امام باید تعیین کند در حالی که مصداق مشخص نکردند.

از کجا بفهمیم که آیت الله خامنه ای ولی فقیه است؟
اگر واقعا نائب امام زمان بود آیا اینقدر مهم نبود که ما به صورت واضح برایمان مشخص شود؟

پاسخ سایت:

به نام سرپرستی که بندگانش را بدون سرپرست رها نمی کند

دوست عزیز نوشته شما حاوی دو مطلب بود که هردو به نظر حقیر بسیار گنگ و مبهم بود . امیدوارم دفعات بعد مطالب ذهنی خود را شیواتر به قلم بکشید.

مطلب اول شما (مگرغیبتش بنا بر مصالحی نبوده)، برایم واضح نیست. مطلب دوم شما نیزروشن و رسا نبود. گویا روایت ذکر شده  معروف به مقبوله عمربن حنظله است که درکنار دیگر ادله روایی وعقلی اصل ولایت فقیه را اثبات می کنند. خدمت عزیزدلم تذکر می دهم که اصطلاحا این روایت راه اثبات ولایت فقیه است نه ثبوت ولایت فقیه.  شما ازاین روایت چنین نتیجه گرفته اید که امام باید ولی فقیه را تعیین کند وگویا مرادتان ازتعیین هم اعلام اسم ومشخصات است. برای جواب چند نکته را متذکرمی شوم:

هیچ دلیلی نداریم که ولی فقیه باید با اسم ومشخصات کامل توسط امام یا درقرآن مطرح گردد. همان طور که نام ائمه (ع) نیز درقرآن نیامده است. نمی توانید ادعا کنید که امامت امام هادی (ع) برای مخالفین بسیارروشن تراز ولایت مقام معظم رهبری است. توجه بفرمایید که ما تابع دلیل و برهانیم هرچه که باشد.

ولایت فقیه مثل امام نیست که شرط عصمت وعلم الهی داشته باشد. بنابراین تشخیص آن متوقف برتعیین جزئی وخاص نیست بلکه کافی است شرایط کلی ولی فقیه گفته شود تا خود مردم درهردوره و هرمکانی او را توسط خبرگانش بشناسند. مثل شناختن قاضی یا مرجع تقلید. خود می دانید که هیچ کدام ازمراجع فعلی در قرآن یا روایات ذکر نشده با اینکه مرجعیت ازاهمیت بالایی برخورداراست.

 ولی فقیه هم ازجهت مکانی وهم زمانی محدود به افراد خاصی نیست. تا سالیان دراز می توان درمناطق مختلف افراد متعدد صالحی این عنوان را به عهده بگیرند. پس نمی توان توقع داشت نامشان مثل ائمه در روایات ذکرگردد یا سوره ای به نام هرکدام نازل شود علاوه بر این ممکن است در اثناء عمر، شخص فقیه شرایط ولایت را از دست بدهد پس درتعیین ولایت فقیه باید محوربود نه شخص محور به خلاف امام که عصمتش تضمین شده است.

با توجه به اینکه امروزه قدرت جبهه باطل ازهرجهت بالا رفته، تعیین جزئی اولیاء فقیه در طول تاریخ جان آنان را به خطر می انداخت وحتی از سالها قبل از به دنیا آمدن آنها، طرح جلوگیری ازتولدشان پایه ریزی می شد. به همین دلیل است که شما می بینید شخصیتهای آخرالزمان هم ( مثل سید خراسانی وسید یمانی )، همه به صورت مبهم بیان شده اند.

ولایت مقام معظم رهبری با توجه به ادله عقلی وروایی و شرایط مطرح شده درآن ها بسیار روشن است. اولاً حاکم حکومت اسلامی باید به ضرورت عقل ـ اسلام شناس یعنی فقیه باشد تا بتواند احکام اسلام را اجراء وسیاستهای کلی نظام را برطبق آن ابلاغ نماید. پس غیرفقهاء خارج می گردند. از طرف دیگرفقیه باید عادل باید عادل باشد یعنی اگر یک گناه مثل ظلم که جنبه عمومی دارد، ازاو سربزند، خود به خود ازولایت ساقط می گردد. ازطرف دیگرباید آگاه به مسائل سیاسی ـ جهانی بوده وشجاع باشد ومردم بدون واسطه یا با واسطه ولایت او را پذیرفته باشند.

ازهمه مهمتر باید خود را در معرض انتخاب قرار دهد. نه اینکه به کناری نشیند. حال شما که چنین سوالی را مطرح کرده اید وبه دنبال آن با این کار به اصل ولایت فقیه اعتراف نموده اید، چه توقعی دارید؟ توقع دارید امام زمان درتلویزیون ظاهر شود یا نامه ای بنگارد یا تلگراف، یا ایمیل یا پیامک بدهد ودرآن اعلام کند که آیت الله خامنه ای رهبر ایران است؟

شما که روایت مقبوله را پذیرفته اید و به دنبال آن با این کار به اصل ولایت فقیه اقرار کرده اید، آیا می دانید ازنظر فنی اشکال به روایت وارد کرده اید ؟َََ! اشکال کرده اید که چرا امام صادق (ع) چیزی را بیان کرده واهمیت آنرا اینقدر بالا برده اما مصادیق آن را مشخص ننموده اند؟!

اگر حضرتعالی با این وجود حتی اعتراف دشمنان را کنار بگذارید وادعا کنید که مقام معظم رهبری شرایط ولایت فقیه را ندارد، اگر سخن شما این باشد به خوبی می دانید که خارج اشکال نوشته خود ومحل نزاع سخن گفته اید وادعایی کردید که باید برای حقیر نیز ثابت نمایید وبعد از آن بفرمایید که به نظر شما کدام ازعلمای دیگر را ولایت فقیه می دانید درحالیکه خود را درمعرض انتخاب نگذاشته اند؟!

امیدوارم خداوند شما را بدون ولی رها نکند وتوفیق دهد که ولی زمان خود را بشناسید تا بتوانید وظیفه خود را در تمام امور جزئی وحادث دانسته وبه آن عمل نمایید.

دعاگوی شما هستیم.

التماس دعا

----------------------------------------------------------------------------

 

پاسخ: م . هـ . ا

به نام خدایی که حق مظلوم را از ظالم می گیرد

اولا چرا مغالطه می کنید

ثانیا کی حرف از مرجعیت وقران زد مراجع نواب عام امام زمان هستند نه خاص،          

اگر دلیلی نداری که  در قران اسمش گفته شود دلیلی هم نداریم که ایت الله خامنه ای جانشین هستند در حالی که برای ائمه دلیل داریم پس لطفا قیاس نکنید.

ببخشیدا ولی شما گنگ جواب می دهید که امامت
 
امام هادی (ع) برای مخالفین بسیارروشن تراز  ولایت مقام معظم رهبری است. مگر بنابر ولایت مطلقه ی ولی فقیه "ایشان تمام اختیارات مختص امام نسبت به جامعه را ندارد" پس نباید انتخابش را به مردم واگذاشت وباید مورد  تایید امام معصوم باشد؟

اگر قرار باشد خواصی از مردم (مجلس خبرگان) جانشین امام معصوم را انتخاب کنند باز ثقیفه تکرار می شود!

منظور مطلب اول ایمیل قبلم این بود که حضور ایشان بنا به مصالحی است  ایا از این مصلحت بیشتر که بزرگترین جامعه ی اسلامی جهان در ابهام  فرو ماندند.

 

پاسخ سایت:

 

به نام روشنی دلها

سلام بر  شهیدی که که مسمار در خانه، شاهد بود که چگونه اجر پدرش را دادند و بأی ذنب قتلت

عزیز دلم، سلام. امیدوارم شفاعت امید گنهکاران شامل حالمان شود. صحبتهای شما هنوز هم گنگ و ـ اگر خاطر آزرده نگردید ـ غیر فنی است و البته دارای اشکالاتی در تایپ

به نظر می رسد سوال حضرتعالی مبتنی بر دو مقدمه اساسی است اول اینکه تعیین ولایت فقیه در مصداقی خاص نیاز به نص و تصریح امام معصوم است و مقدمه اول اینکه این اتفاق عملاً نیفتاده است مختصراً در جواب عرض می کنم شما ناخودآگاه یا خودآگاه دچار مغالطه پیش فرض شده اید و آن پیش فرض غلط این است که ولی فقیه نیاز به نص امام دارد. یعنی همان گونه که ائمه بر امامت امام بعدی خود تصریح می کردند و اصلاً در اصول کافی باب نص ائمه بر امامت امامان وجود دارد باید نص صریح و صحیح هم بر ولایت فقیه حضرت آیت الله خامنه ای وجود داشته باشد.

آیا هیچ فکر کرده اید که اصلاًً چرا باید امامت ائمه منصوص باشد. به دیگر سخن اگر امامت مردم انتخابی باشد چه اشکالی پیش می آید؟ چه سری در امامت نهفته است که امام رضا (ع) آن را فراتر از عقول انسانی می خوانند؟

علت وجوب منصوص بودن امام از دیدگاه شیعه برمی گردد به شرایطی که از دیدگاه متکلمین شیعه یک امام باید آن را دارا باشد. از دیدگاه علمای شیعه خلیفه رسول الله  باید واجد صفاتی از جمله علم لدنی و عصمت باشد. راز منصوص بودن ائمه این است که مردم حتی اگر تمامشان هم جمع شوند نمی توانند شخص معصوم و عالم لدنی را انتخاب کنند چرا که عصمت  ملکه ای است تعالی است و علم لدنی اعطائی درونی است که غیر از خدا را یارای شناختن آن نیست.

حال که بنا به مصالحی غیبت امام معصوم رخ داده است و نائبان عامه زمام امور را بر عهده دارد بخاطر عملیاتی نشدن شرط عصمت و علم لدنی اصلاً نیازی به منصوص بودن نیست تا شما بخواهید به عدم وقوعش اشکال کنید. البته واضح است مراد ما از منصوص بودن تعیین واضح مصداق است و گرنه اگر منظور شرایط کلی و ضوابط عمومی باشد که احادیث زیادی چون مقبوله عمر بن حنظله وجود دارد و شکی در آن نیست.

خلاصه جواب اینکه اصل سوال اشکال دارد و اصلاً نیاز به نص نیست که حال ما بخواهیم بحث کنیم در مورد یک شخص خاص رسیده یا نه؟

از طرف دیگر می توان گفت:

در نوشته پیشین شما با استدلال به روایت، اشکال نمودید که چرا ولایت مقام معظم رهبری واضح نیست. بنده درپاسخ شما بسیار واضح عرض کردم که

  امام با ولی فقیه بسیار متفاوت است : اولاً امامان محدودند و تضمین شده به خلاف ولی فقیه که در طول زمان می تواند تعدادش نامحدود باشد و هیچ تضمینی وجود ندارد که تا آخر عمر واجد شرایط امامت باقی بماند. دوماً ولی فقیه شرایط عصمت و علم الهی را دارا نیست به خلاف امام. بنابراین تشخیص شخصی امام برای مردم نا ممکن است به خلاف ولی فقیه. نمی دانم چرا مسلم پنداشتید که اگر عنوانی شرایطی داشت، باید عنوان دیگر هم چنین باشد. مقایسه شما علاوه بر اینکه مع الفارق است، قیاس اصولی نام دارد که تنها نزد پیروان شیعه معتبر است. نمی دانم به چه رویی با مفروض گرفتن فاقد شرایط بودن حضرت آقا، مرا به قیاس متهم نموده اید؟!

2ـ اگر اولیاء فقیه آنچنان که شما می پسندید، توسط امام مشخص می شدند، جانشان قبل از قدرت گرفتن در خطر بود.

3ـ شما ادعا نموده اید که تعیین مقام معظم رهبری ابهام دارد. این اول کلام است. تعیین ایشان قطعی است منتهی تعیینی که شرایط محور است نه شخص محور. شرایط ولی فقیه به طور کامل شرعی،  عقلائی ومحدد است. اگر صحبتی در واجد شرایط بودن حضرت آقا دارید بفرمایید که به خوبی می دانید فعلا به طور کامل از دو نوشته شما بیگانه است. این شرایط را مردم می توانند تشخیص بدهند وهیچ منافاتی ندارد که وقتی شرایط از طرف امام است، مورد تایید امام نباشد. چرا فرموده اید: [ پس نباید انتخاب را به مردم واگذاشت وباید مورد تأیید امام باشد]؟! خیلی جالب است که منافات بین این دو را قطعی فرض کرده اید و قضیه را منفصله مانعه الجمع دیده اید.

4ـ ازنظر علمی با استدلال به روایت، آن را و به دنبالش ولایت مطلقه را پذیرفته اید. پس اشکال شما در حقیقت به روایت است پس صد البته باید پاسخ بدهید که اگر مقام معظم رهبری ولی فقیه نیستند، پس چه کسی تعیین شده است؟ متأسفانه شما به لوازم منطقی صحبت خود آگاه نیستید.

5ـ من در مقابل قیاس ولی فقیه به امام معصوم دو نقض آوردم که گویا متوجه آن نشدید وآن را قیاس پنداشته اید. اولاَ اشکال شما به تعیین امام معصوم هم وارد است. چگونه است که نام پیامبر (ص) و خصوصیات او به طور کامل بارها در قرآن آمده ولی امامان چنین نیستند و حتی تعدادشان نیز در این کتاب ذکر نشده است.

دوماَ چگونه است که مرجعیت با شرایط مشخص می گردد اما شخص ولی فقیه باید به طور جزئی هر روز در اخبار توسط امام زمان اعلام گردد.

برادر عزیز! هیچ کس ادعا نکرده که مقام معظم رهبری نائب خاص امام است پس چرا فرموده اید: [ مراجع نواب عام امام زمان هستند نه خاص]  این سخن ـ  با عرض پوزش ـ  به روشنی فریاد می زند که شما از مفردات این مسئله نیز بیگانه اید. عام بودن نائب به این معناست که تعیین او با شرایط محوری وتطبیق کلی بر جزئی صورت گرفته به خلاف نائب خاص؛ نه اینکه حیطه اختیارات این دو متفاوت باشد.

در آخر تنها یک مطلب باقی می ماند آن هم اشکال زیبای شما در نوشته دوم است که حقیقتاَ از آن لذت بردم. اشکال شما ـ اگر دانسته باشید ـ اشکال جدید برادران اهل سنت است به شیعیان که سقیفه ما ( انتخاب خلیفه توسط اهل حل و عقد ) همان خبرگان شما برای تعیین رهبری است. این اشکال چه ازطرف شما مطرح گردد وچه از طرف برادران اهل سنی، جواب های متعددی دارد که امیدوارم وعاجزانه درخواست دارم که این چند خط حقیر را با عنایت مضاعف مطالعه فرمائید و من الله التوفیق

1ـ کار اهل تسنن از زمین تا آسمان با کار ما متفاوت است. آن ها اجتهاد در مقابل نص می کنند. اشکال ما این است که چرا وقتی پیامبر(ص) امیر مومنان (ع) را منصوب کردند، او را وانهاده و دل به خواسته خویش سپردید؟ اما در ولایت فقیه شما ـ مستشکل عزیزـ هم قبول دارید و بارها این سخن را بر سر حقیر کوفته اید که نصی بر تعیین شخص خاص نداریم. خبرگان ما با شرایطی که ائمه دارند ولی فقیه را انتخاب می کنند. اهل تسنن تشخیص خود را بر خواسته دین مقدم داشتند اما ما با تشخیص خود چنانچه دین خواسته و مشخص نموده، خواست دین را کشف می نمائیم. علاوه بر این سقیفه برادران اشکال صغروی هم دارد. حتی طبق مبنای خودشان اجماع حل وعقد یعنی ریش سفیدان مورد اطمینان صورت نپذیرفت. خلافت جناب ابوبکر مخالفان بزرگ زیادی داشت. علاوه بر این این رویه در انتخاب جناب عمر و عثمان رعایت نشد. تازه باید توجه داشت که اهل سقیفه هیچ گاه نمایندگان واقعی مردم آن زمان نبودند.

2ـ قیاس خبرگان به سقیفه مع الفارق است. منتهی روشن کردن این مطلب نیاز به مقدمات منطقی دارد باید بدانید که فرق اثبات و ثبوت چیست ؟ اما چنانچه در نوشته اول نشان دادید، از این مقدمات فرسنگها فاصله دارید. خبرگان در نظر ما هیچ گاه رهبر را عزل ونصب نمی کند. حاشا و کلا، خبرگان تنها شرایط ولایت را رصد، کشف و گزارش می دهد.

اما سقیفه از نظر برادرانمان نصب کننده جناب ابوبکر بود. به عبارت فنی، آنها سقیفه را حد وسط ثبوت می دیدند نه حد وسط  اثبات به هر حال نوشته دوم شما داد می زند که جوابم عزیز دل را خشمگین نموده تا جایی که مغالطه کردن را من بدون دلیل، دلیل به حساب آورده اید! امیدوارم این بار به جای ابروهای در هم کشیده ، با نگاه به نوشته من، لبخندی ملیح لب های شما را چراغانی کند.

خدایا! نه ما را از ظالمین قرار بده و نه از مظلومینی که زیر بار ظلم می روند.

دعاگوی شما هستیم.

التماس دعا

----------------------------------------------------------------------------

 

پرسش :

آيا آيت الله خامنه اي نايب امام زمان (عج) هستند؟ لطفاً توضيح دهيد.

پاسخ :

در تفكر اسلامي هر كسي حق حاكميت بر مردم را ندارد و پرسش از اينكه چه كسي حق حاكميت دارد، پرسش بسيار مهمّي است. اگر در ادلّه نقلي كه براي اثبات ولايت فقيه ذكر شده است، تأمّل گردد، پاسخ اين سؤال روشن خواهد شد:

1. توقيع اسحاق بن يعقوب:

«و اَمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الي رواة احاديثنا.»[1] «در اتفاقات جديدي كه در طول زمان پيش مي آيد به راويان ديدگاه ما رجوع كنيد.»

2. حديث امام رضا ـ عليه السّلام ـ :

«نامي العلم، كامل الحلم، مضطلع بالامامة، عالم بالسياسة» (بايد علم او همواره در حال رشد و ترقي و حلمش كامل، در امامت قوي و آگاه به امور سياست باشد.)[2]

3. فامّا من كان من الفقهاء صائناً لنفسه، حافظاً لدينه، مخالفاً لهواه مطيعاً‌ لامر مولاه فللعوام ان يقلدوه. (از ميان فقها كسي كه داراي صيانت نفس، حافظ دين، مخالف هواي نفس و مطيع اوامر شرع باشد، اطاعت و تقليد كنيد.)[3]

4. ينظر الي من كان منكم قد روي حديثنا و نظر في حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فليرضوا به حكماً فاني قد جعلته عليكم حاكماً. (به كسي رجوع كند كه احاديث ما را نقل مي كند، نظر به حلال و حرام دارد (مي شناسد حلال و حرام ما را) و از احكام شرع آگاه است پس او حاكم شماست و من او را حاكم شما قرار دادم.[4]

از مجموعة چهار حديث فوق، مي توان چهار شرط اساسي براي حاكم اسلامي در زمان غيبت، استخراج نمود كه اينك به شرح آن مي پردازيم:

1. فقاهت

اولين شرط ولايت، فقاهت مي باشد، زيرا اگر دليل اول را در نظر بگيريم، فهم عرف از عبارت «رُواة حديث» به مقام فقاهت متوجّه مي شود. اصولاً وقتي امام به «مراجعة به راويان حديث» امر مي كند، جنبة فهم روايت و استنباط احكام را در نظر دارد، نه آنكه فقط رواياتي حفظ شده و الفاظش نقل گردد.

2. عدالت

فقيه جامع الشرايط، كسي است كه علاوه بر اينكه لازم است علم دين را درست بفهمد. بايد آن علم را در خودش و محدودة حياتش و در جامعة اسلامي به درستي اجرا نمايد، لازم است همه وظايف ديني خود را انجام دهد و آنچه از دين بايد به مردم ابلاغ كند، ابلاغ نمايد و چيزي را كتمان نكند. فقيه عادل، بايد به ميل و هوس كاري نكند، مطيع هواهاي نفساني نگردد و گناهي از او سر نزند، نه واجبي را ترك كند و نه حرامي را مرتكب شود.[5] حديث سوم به روشني شرط عدالت را بيان مي دارد.

3. كفايت و كارداني

گرچه روايت مذكور از امام رضا ـ عليه السلام ـ به ويژگي كفايت، كارداني، مديريت و تدبير اشاره دارد ولي در عين حال هر انساني، با ذهن عرفي خود از اطلاقات ادلّة ولايت در مي يابد كه هدف از ولايت، آن است كه شخص «ولي» كمبودها و نيازهاي حوزة تحت ولايت خود را در چهارچوب حفظ مصالح آنها برطرف كند. اين وظيفه تنها در صورتي انجام مي پذيرد كه «ولي» در دايرة فعاليّت ولايت خود از كارداني و شايستگي برخوردار باشد.

اگر فقيهي از كارداني لازم براي اجراي اين رسالت سنگين و گسترده بي بهره است، عقلاً و شرعاً نمي تواند عهده دار چنين مسئوليتي شود. بنابراين ضرورت دارد كه در ثبوت ولايت براي فقيه به كارداني او توجه كنيم و عناصر مؤثر در اين زمينه از قبيل آگاهي، نكته سنجي، تيزهوشي، زيركي، قاطعيّت در تصميم گيري و امثال آن را در وي باز شناسيم.[6]

4. شجاعت و مديريت

بدون شك ولي فقيه و حاكم جامعة اسلامي بايد داراي شجاعت و مديريت باشد تا بتواند در موقعيت مناسب با قاطعيت تصميم گيري كند. مديريت و مدبّريت او به معني درك و تحليل پيگير مسايل سياسي است. حاكم اسلامي بايد به كيفيت و فنون رهبري جامعه اسلامي و نيازهاي ملت آگاه باشد. آگاهي و درك مسايل سياسي و شرايط زمانه نيز از ديگر مواردي است كه ولي فقيه بايد از آن مطلع باشد. فقيهي كه از قوانين رفتاري بين المللي، جريانهاي سياسي داخلي، روابط خارجي، مديريت بحرانها و بسياري از مسايل پيچيدة سياسي مطلع نباشد، چگونه مي تواند جامعة اسلامي را رهبري كرده و آن را از هجمه هاي سياسي و فرهنگي بيگانگان مصون دارد.

بنابر اين حاكم اسلامي بايد واجد ويژگيهايي باشد كه از طرف امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ بيان شده است. در واقع از اعلام اين ويژگيها از طرف امام معصوم براي ولي فقيه به نصب عام تعبير مي شود يعني امام معصوم بصورت عام، فقهاي واجد شرايط عصر غيبت را براي رهبري و هدايت جامعة اسلامي برگزيده است.[7] ولي از آنجا كه واجدين شرايط رهبري متعدد بوده و اقدام همة آنها يا بعضي از آنان براي اعمال امر ولايت عملاً‌ ناممكن است، لذا راهكارهاي اساسي براي تعيين يا كشف يكي از آنان لازم است.

طبعاً در چنين مواردي نظر به ويژگي هاي برجسته و منحصر به فرد افراد شرط ضروري تعيين فرد اصلح است.

در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، يك راهكار عقلايي براي تشخيص رهبري و كسي كه واجد شرايط رهبري است، پيش بيني شده است. بر اساس اين مكانيزم، نمايندگاني با رأي مستقيم مردم انتخاب مي شوند. اين نمايندگان كه از اقصي نقاط كشور در مجلس خبرگان حضور دارند، با تحقيق و بررسي و مشاهدة شرايط و ويژگيهاي لازم در يكي از فقها، آن شخص را شناسايي يا كشف كرده و به مردم معرفي مي نمايند. اين راهكار در شرايط موجود بهترين مكانيزم براي كشف و شناسايي فقيه جامع شرايط و نائب امام زمان (عج) است.

در انتخاب حضرت آيت الله خامنه اي به مقام ولايت، فرايند قانوني فوق، به نحو كامل صورت گرفته و ايشان به اين مقام نائل شدند. طبيعي است كه تشخيص هرگونه فقد شرايط يا عدم صلاحيت به عهدة خود مجلس خبرگان خواهد بود و جز اين مجلس، شخص يا نهاد ديگري چنين صلاحيتي نخواهد داشت. بنابراين ايشان از نظر خبرگان كسي است كه واجد تمام ويژگيهاي رهبري و زعامت امت اسلامي بوده و در اين ويژگيها در شرايط موجود از ديگر فقها داراي برتري و برجستگي است لذا ايشان قطعاً نائب بر حق امام زمان و منصوب عام از طرف آن حضرت(عج) هستند.

البته خود مقام معظم رهبري هرگز تمايل به پذيرش چنين مقامي را نداشتند و مجتهدين و خبرگان و شخصيت هاي ديگر چنين مقامي را به عنوان احساس وظيفه به ايشان سپردند و ايشان در يكي از گفتارهاي خود مي فرمايد:

«اگر به خامنه اي بگويند كه امروز وجود تو براي كفش جفت كردن توي فلان حسينيه مفيدتر است... بنده خواهم رفت آنجا و كفش جفت خواهم كرد. اين را قطعاً بدانيد اگر يك كاري باشد كه من در آن كار در گمنامي زندگي كنم و وجودم براي اسلام مفيدتر از مسئوليتي باشد كه الان دارم، و الله يك لحظه درنگ نمي كنم.»[8]

حضرت امام خميني(ره) نيز در خصوص تقيّد آيت الله خامنه اي به خدمتگزاري براي اسلام و مردم جملة زيبايي دارند كه فرمودند: «به شما عرض مي كنم اگر گمان مي كنيد كه در تمام دنيا، رئيس جمهورها و سلاطين و امثال اينها، يك نفر را مثل آقاي خامنه اي پيدا كنيد كه متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار.... پيدا نمي كنيد.»[9]

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . بحارالانوار، ج 53، ص 181، حديث 10.

[2] . اصول كافي، ج 1، ص 202.

[3] . صحاح طبرسي، ج 2، ص 262، حديث از امام حسن عسگري(ع).

[4] . سنن ابوماجه، ج 1، ص 605، مورد 1879. اين حديث به مقبولة عمر بن حنظلة معروف ‌است و اكثر علما از اين حديث براي اثبات ولايت فقيه بهره گرفته اند.

[5] . جوادي آملي، عبدالله، ولايت فقيه ولايت فقاهت و عدالت، ص 138.

[6] . كتاب نقد، شماره (8)، 115.

[7] . جوادي آملي، عبدالله، همان، ص390.

[8] . روزنامة جمهوري اسلامي، 3/3/62، و نيز خاطرات و حكايت‌ها، ج 1، ص 37.

[9] . صحيفه نور، ج 17، ص 170.

دعاگوی شما هستیم.

التماس دعا

----------------------------------------------------------------------------

 

----------------------------------------------------------------------------

روابط عمومی پایگاه اطلاع رسانی مدرسه علمیه حضرت خاتم الانبیاء(ص)


 

 

نظر
افزودن جدید جستجو
مداحی
حسین 2011-10-07 14:54:51

آیا آدم به عذاداری نیاز دارد؟
ناشناس 2012-02-14 14:20:42

حسین جان عزاداری
نه عذاداری
سوال در مورد خلیفه دوم
محمد 2013-01-28 13:50:13

با سلام شیعیان می گویند که خلیفه دوم ، زهرا
دختر پیامبر را زجر داده است ما چگونه می
توانیم جواب آن ها را بدهیم با این که آنها
بسیار روایت دارند چه از کتاب های ما و چه از
کتابهای خودشان
لطفا پاسخ مرا بدهید!!

پاسخ
سایت:
باسلام
لطفا سوال خود را واضح تر بیان
فرمایید.
نظرات
نام:
ایمیل:
 
عنوان:

."

 
 

تازه ها

  :: انتخاب واحد موفقیت امیز   :: شماره یک   :: سوره کوثر   :: حضرت زهرا(س)   :: الجار ثم الدار   :: نحن حجة الله   :: تلخیص کتاب رسائل شیخ انصاری - استصحاب توسط آقای بیک نژاد   :: نقش معمول نواسخ - تحقیق آقای اکبری   :: درس اخلاق استاد کفیل جلسه دو   :: درس اخلاق استاد کفیل جلسه یک   :: فایل صوتی سخنرانی آقای قضات در کلاس   :: راز کم توفیقی در شب زنده داری   :: کلامی زیبا از امام خمینی(ره) متناسب با آغاز سال جدید   :: زنده باد بهار! - کدام بهار؟   :: فرزندان رهبر انقلاب این روزها چه می‌کنند؟   :: پذیرش طلاب جدید الورود و انتقالی   :: ثبت اطلاعات انتقالی   :: صفحه نهایی پذیرش طلاب جدید الورود   :: منتظر دیدار مجدد شما هستیم!   :: فایل صوتی سخنرانی طلاب خودمون در سایت قرار گرفت   :: آخرین جلسه درس اخلاق مدرسه در سال 91   :: سوالات و جداول رفیق شفیق 1392   :: رفیق شفیق در سال 1392   :: جدول پایه اول   :: رفیق شفیق سال 92 به همراه جداول و مسابقات   :: فایل صوتی سخنرانی آقای حسین مسلمی در کلاس   :: فایل صوتی سخنرانی آقای ابوالفضلی در کلاس   :: شیعه کُشون در پاکستان محصول اعلام هفته برئت است   :: خدمت ائتلاف محترم 2+1؛   :: فایل صوتی سخنرانی آقای نجفی در کلاس   :: فایل صوتی سخنرانی آقای مسلمی زاده در کلاس   :: پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال آیت‌الله خوشوقت   :: اعلام نتایج نیم سال اول تحصیلی 92 - 1391   :: نهم ربیع و خرافات آن!!!   :: این روایت را از دست ندهید (حضور قلب در نماز)   :: 'گریه   :: حاج حبیب! تطهیر صحابه فتنه با چه؟   :: خواندن سوره سجده دار در نماز، کاری از طلاب پایه اول   :: حکم تراشیدن ریش، کاری از طلاب پایه اول   :: آیا مردها می توانند ریش خود را بتراشند یا نمی توانند؟   :: دستان علی یا چشمانش؟!   :: مصباح، خوشوقت، .... سید علی(تنها ماند)   :: فراخوان جشنواره بين المللي فرهنگي – بصيرتي "حامي رسالت ، بانوي فضيلت، حضرت خديجه(س)"   :: صفحه قرآنی   :: شبی با شهدا + عکس   :: جشن میلاد امام رضا(ع) برگزار شد + عکس   :: نتایج امتحانات پایان سال سال تحصیلی 91 -1390 و برنامه امتحانات شهریور   :: عکس هایی از مراسم میلاد حضرت زهرا(س)   :: کتاب الوقف   :: کتاب الشهادات - فصل دوم، سوم و چهارم

پیشنهادات جدید

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ائمه از نگاه اهل سنت

احمد در کتاب « مناقب» ، و ابن منذر، و ابن ابی حاتم، و طبرانی، و ابن مردویه، و واحدی ، و ثعلبی، و ابو نعیم ، و بغوی در تفسیر خود، و ابن مغازلی در « مناقب» با سند های خود از ابن عباس نقل کرده اند: وقتی این آیه نازل شد از رسول خدا پرسیده شد: ای رسول خدا! خویشان تو که مودت و محبت آنها بر ما واجب است چه کسانی هستند؟ فرمود: « علی و فاطمة و ابناها» [ علی و فاطمه و دو فرزندانش].

مناقب علی [ ص187،ح263]؛ المعجم الکبیر[ح12259]؛الکشف والبیان[ ورقه 46،سوره شوری:آیه23] ؛ مناقب علی بن ابی طالب [ ص307-309،ح352].

معاویه اینچنین است!

روزی رسول خدا صل الله علیه و آله  فرمود: « یطلع من هذا الفج رجل من امتی یحشر علی غیر ملتی» ( از این دره مردی از امتم  بالا می آید که در قیامت بر غیر دین من محشور خواهد شد)؛ و ناگهان معاویه ظاهر شد.

تاریخ طبری357:11