|
به شما عزیزان توصیه مىکنم که با بزرگان تماس داشته باشید، هرچند آنها فرصت ندارند اما شما به مجلسشان بروید و آنها را ببینید که چطور زندگى مىکنند.
انسان باید با خوبها بنشیند تا عیوب و ضعفهاى خودش را درک کند و یکى از معانى المؤمن مرأةالمؤمن، مستدرک9/48؛ همین است.
لازم نیست که برادر ایمانى، ما را تذکر لسانى بدهد، بلکه مهم این است که ما خود را در آیینه مؤمنین کامل مشاهده کنیم.
در معراجالسعادة آمده که یکى از راههاى اصلاح نفس، مطالعه کردن شرح حال علماست.
خواندن شرح زندگى علما، دو خصلت را در ما ایجاد و تشدید مىکند؛ یکى حالت زهد و بىاعتنایى به دنیا را در ما ایجاد مىکند.
به خصوص شما طلاب که مىخواهید براى مسلمانها الگو باشید و مردم را به تقوا و بىاعتنایى به زخارف دنیا دعوت کنید، چقدر خوب است که خودمان هم این صفت را داشته باشیم.
در روایتى آمده که عالمى که دنیا دوست باشد، و در دلش محبت دنیا باشد، کمترین معاملهاى که خدا با آنها مىکند این است که شیرینى و محبت و مناجات را از دل آنها مىگیرد. ...ان ادنى ما انا صانع بهم ان انزع حلاوة محبتى و مناجاتى من قلوبهم، تحفالعقول/397؛ کمى به کمبودهاى معنوى خودمان فکر کنیم و یکى از راههاى رسیدن به معنویت، مطالعه سرگذشت ائمه علیهمالسلام و اصحاب ایشان و نیز علماى شامخ اسلام است، ببینیم آنها چطور بودند.
در زندگى، به دنیا چقدر دلبسته بودند؟ واقع مطلب این است که آنها چون دنیا را خوب شناختند، به آن دل نبستند.
در دعا آمده که واقطع منالدنیا حاجتى؛ صحیفه سجادیه /360، یعنى اى خدا، حاجتم را از دنیا تمام کن.
این به این معنا نیست که به من آنقدر بده تا دیگر به دنیا نیازمند نباشم، چون خواسته یک آدم دنیاطلب که قطع نمىشود.
این دعا این مطلب را بیان مىکند که ما دنیا را حاجت خود ندانیم و آن را چیزى به حساب نیاوریم.
علماى بزرگ اینطور نبودند که تمام احتیاجاتشان در دنیا برآورده شده و مرفه باشند، بلکه آنها به این کمبودها توجه نداشتند و این معناى "واقطع منالدنیا حاجتى" است.
این حوایجى که در ذهن ما هست، در ذهن آن بزرگان، حاجت نبود.
فایده دومى که از مطالعه زندگى علما و دانشمندان نصیب انسان مىشود، این است که روحیه زحمتکشیدن در مطالعه و تحصیل را در فرد زنده مىکند.
نوشتهاند که جناب علامه حلى، وقتى که درگذشت، 500 جلد کتاب با خط خودش باقى گذاشت با اینکه کثیرالسفر هم بوده است.
مرحوم علامه مجلسى، مرحوم شیخ طوسى و دیگران که اینها هم بشر بودند و مىخوابیدند، غذا مىخوردند و چقدر عبادات بهجا مىآوردند ولى عمرشان اینقدر بابرکت بوده که این همه آثار از خود بهجا نهادند.
هیچ فکر کردهاید که چرا ما از عبادت لذت نمىبریم؟ آیا این مرض نیست؟ لازم است به احتیاجات معنوى خودمان فکر کنیم که چقدر احتیاج داریم.
به جناب بهلول )حجةالاسلاموالمسلمین شیخ محمدتقى بهلول قدسسره( گفتیم: امام زمان عجلاللّهتعالىفرجهالشریف وقتى مىآید که دنیا پر از فساد باشد؛ گفت: چه فسادى بالاتر از اینکه من و تو، مال امام زمان عجلاللّهتعالىفرجهالشریف مىخوریم، ولى نماز شب نمىخوانیم! شرح حال علماى حقیقى را مطالعه کنیم و ببینیم آنها چطور زندگى مىکردند.
در دعاى کمیل دارد: ان تجعل اوقاتى مناللیل والنهار بذکرک معمورة، باید همه کارها براى خدا باشد حتى کارهاى منزلمان را براى خدا انجام بدهیم که عبادت محسوب مىشود.
الحمدللّه شما که مطالعه مىکنید و مىنویسید، همهاش عبادت است، ولى شرطش این است که به یاد خدا باشید و براى خدا باشد.
یک آقایى از جناب علامه طباطبایى قدسسره نقل مىکردند که: "ذکر واقعى، این است که خودت را در حضور خدا ببینى."
و حضرت امام نیز مىفرمودند: "عالم محضر خداست."
مثلاً شما که در حضور یک آقاى محترمى مىنشینید، خیلى حواستان را جمع مىکنید تا کار ناروایى از شما سرنزند.
حتى اگر احتمال بدهید که شما را مىبینند آن کار را انجام نمىدهید در برابر خدا نیز ما باید اینگونه باشیم.
بلکه بالاتر، زیرا چیزى بر خدا مخفى نیست از خدا بهخصوص بعد از نماز واجب بخواهید که لطف کند و دست عنایتش ما را بگیرد و از پرتگاهها نجات بدهد.
والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته
|