31 ارديبهشت 1391 ساعت 21:29
 
 

چند جمله برای دل تو

شیطان بیست و چهار ساعته مواظب شماست، او تو را می بیند و تو او را نمی بینی؛ و لیکن همین که از ذکر خدا غافل شدی؛ در دام شیطان می افتی. داداش جون! بعضی ها اعمال خوب انجام می دهند، اما اگر کار حرامی هم پیش بیاید؛ روی گردان نیستند. اینگونه اعمال نتیجه ندارد، داداش جون! گناه کردن، عمل های خیر را از بین می برد. وقتی در قیامت پرده ها از برابرت برداشته شد؛ آن وقت می فهمی که سرت کلاه رفته است، آن وقت دیگر نه راه پس داری، نه راه پیش. داداش جون! «آیة الله حق شناس»

فهرست عناوین

امکانات پورتال

اوقات شرعی



ورود به پورتال






دریافت گذرواژه جدید پورتال

آمار بازدید کنندگان

بازدیدکنندگان: 1072765

حاضرین

حاضرین فعال: 18 نفر مهمان

آمار بازدید کنندگان

 
:: درس اخلاق » آخرین عناوین



مفاسد غیبت - امام خمینی (ره) نسخه PDF چاپ ایمیل
امتیاز: / 0
درس اخلاق
11 اسفند 1388 ساعت 19:59

امام خمینى قدس‌سره
مفاسد غیبت
بدان که حرمت غیبت فى‌الجمله اجماعى، بلکه از ضروریات فقه است. و از کبائر و موبقات است. و بحث در اطراف آن و مستثنیات آن از وظیفه این اوراق خارج است.

 

آن‌چه لازم است در این مقام ذکر آن، تنبه دادن بر فساد این سیّئه موبقه و تبعات آن است که بلکه انشاء‌اللّه با تفکر در آن بدان مبتلا نشویم، یا اگر خداى نخواسته شدیم، به‌زودى رجوع کنیم، توبه کنیم و قلع ماده فساد آن را کرده، نگذاریم با این آلودگى و ابتلاى به این کبیره ایمان‌کش از این عالم منتقل شویم، که از براى این موبقه کبیره در عالم غیب و پس پرده ملکوت، صورت مشوّه زشتى است که علاوه بر بدى آن، موجب رسوایى در ملاء اعلى و محضر انبیاى مرسلین و ملائکه مقربین مى‌شود.

صورت ملکوتى آن همان است که خداوند تبارک و تعالى در کتاب کریمش اشاره به آن مى‌فرماید و احادیث شریفه نیز صراحتاً و اشارتاً بیان آن را کرده‌اند. قال اللّه عزّوجلّ: وَ لایَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ. فرمود: «غیبت نکند بعض شما بعضى را. آیا دوست دارد یکى از شما که گوشت برادر خود را بخورد، در صورتى که مردار است؟ پس کراهت دارید او را البته.» ما غافلیم از آن‌که اعمال ما عیناً با صورت‌هاى مناسب با آن‌ها در عالم دیگر به ما رجوع مى‌کند. نمى‌دانیم که این عمل صورت مردار خوردن است. صاحب این عمل همان‌طورکه چون سگ‌هاى درنده اعراض مردم را دریده و گوشت آن‌ها را خورده، در جهنم نیز صورت ملکوتى این عمل به او رجوع مى‌کند.

و فى روایة أنّ رسول‌اللّه لمّا رجم الرّجل فى الزّنا، قال رجل لصاحبه: هذا اقعص کما یقعص الکلب. فمرّ النّبىّ معهما بجیفة، فقال: انهشا منها. فقالا: یا رسول اللّه، ننهش جیفة! فقال: ما أصبتما من أخیکما أنتن من هذه. رسول خدا صلى‌‌اللّه‌علیه‌و‌آله‌ به واسطه زنا، مردى را سنگسار فرمود. یکى از حضار به رفیقش گفت: «این شخص در جایگاه خود کشته شد مثل سگ.» پس از آن پیغمبر صلى‌اللّه‌علیه‌و‌آله‌ با آن دو نفر به مردارى عبور کردند. به آن‌ها فرمود: «با دندان‌هاى خود از گوشت این مردار بکنید.» عرض کردند: یا رسول‌اللّه، از گوشت مردار بخوریم! فرمود: «آن‌چه از برادرتان به شما رسید، گندش بیش از این است!» آرى، رسول اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌و‌آله‌، به قوّت نور بصیرت و مشاهده مى‌دید عمل آن‌ها را که گندش از مردار بیشتر است و صورت آن فضیح‌تر و فظیع‌تر است. و در روایت دیگر است که غیبت‌کننده در روز قیامت گوشت خود را مى‌خورد. و در (وسایل‌الشیعه) از مجالس صدوق طائفه، رضوان‌اللّه‌علیه، سند به حضرت امیر علیه‌السلام رساند در ضمن مواعظش به نوف البکالى: قال قلت:زدنى. قال: اجتنب الغیبة، فا؛نّها إدام کلاب النّار. ثمّ قال:یا نوف، کذب من زعم أنّه ولد من حلال و هو یأکل لحوم النّاس بالغیبة. الحدیث. نوف گوید: «گفتم به مولى علیه‌السلام: «زیاده از این موعظه فرما مرا.» فرمود: «دورى کن از غیبت، زیرا که آن نانخورش سگ‌هاى آتش است.» پس از آن فرمود: «اى نوف، دروغگوست کسى که گمان کند زاییده حلال است و حال آن‌که گوشت‌هاى مردم را مى‌خورد به غیبت.» و منافات میانه این روایات شریفه نیست، همه این‌ها ممکن است واقع شود: هم گوشت مردار بخورد، و هم از گوشت خود بخورد، و هم به صورت سگ باشد و خوراکش مردار باشد، و هم به صورت مردار باشد و خوراک سگ‌هاى جهنم باشد. آن جا صور تابع جهات فاعلیه است و یک موجود صور عدیده ممکن است داشته باشد. چنان‌چه در محل خود مقرّر است.

و عن عقاب الأعمال بإسناده عن رسول اللّه، صلى‌اللّه‌علیه‌و‌آله‌، فى حدیث:... و من مشى فى غیبة أخیه و کشف عورته، کانت أوّل خطوة خطأها وضعها فى جهنّم و کشف اللّه عورته على رءوس الخلائق ...؛ فرمود: «کسى که راه رفت در غیبت برادرش و کشف سرّ او، اوّل قدمى که بردارد در جهنم گذارد، و کشف کند خداوند سرّ او را در بین خلایق.» این‌ها حال روز قیامت و جهنم او که این طور خداوند تعالى او را مفتضح در بین خلایق و در محضر ملکوتیین فرماید.

و در «وسایل‌الشیعه» سند به حضرت صادق، علیه‌السلام، رساند که از حضرت رسول، صلى‌‌اللّه‌علیه‌و‌آله، روایت فرموده، تا مى‌فرماید: و قال: من اغتاب امرء مسلماً، بطل صومه و نقض وضوءه و جاء یوم القیامة یفوح من فیه رائحة أنتن من الجیفة، یتأذّى به أهل الموقف. و إن مات قبل أن یتوب، مات مستحلاّ لما حرّم اللّه عزّوجلّ. فرمود رسول اکرم، صلى‌‌اللّه‌علیه‌و‌آله‌: «کسى که غیبت کند مرد مسلمى را، باطل شود روزه او و شکسته شود وضوى او، و بیاید روز قیامت در حالى که از دهن او بویى مى‌آید که از بوى مردار گندش بیشتر است، در آزار مى‌آیند از آن اهل موقف. و اگر بمیرد قبل از توبه، مرده است در صورتى که حلال شمرده چیزى را که خداوند حرام شمرده است.» این هم حال قبل از ورودش به جهنم که در نزد اهل «موقف» مفتضح و رسواست و در شمار کفار است، زیرا که مستحلّ محرّم الهى کافر است. و مغتاب در اثر او مثل اوست، بنابر این حدیث شریف.

و حال برزخ او نیز روایت از رسول خدا صلى‌‌اللّه‌علیه‌و‌آله ـ گردیده: عن أنس قال قال رسول اللّه، صلى‌‌اللّه‌علیه‌و‌آله: مررت لیلة اسرى بى على قوم یخمشون وجوههم بأظافیرهم. فقلت: یا جبرئیل، من هؤلاء؟ قال: هؤلاء الّذین یغتابون النّاس و یقعون فى أعراضهم. انس بن مالک (گوید:) رسول خدا، صلى‌اللّه‌علیه‌و‌آله‌، فرمود: گذشتم در شب معراج به قومى که روى‌هاى خود را با چنگال خویش خراش مى‌دادند. از جبرئیل پرسیدم این‌ها کیان‌اند؟ گفت: «این‌ها کسانى هستند که غیبت مردم را مى‌کردند و واقع مى‌شدند در اعراض آن‌ها.» پس، معلوم شد که شخص مغتاب در برزخش رسوا و مفتضح است، و در موقفش پیش اهل آن خجل و شرمسار است، و در جهنم نیز با رسوایى و بى‌آبرویى خواهد به سر برد، بلکه بعض مراتب آن نیز اسباب رسوایى در این عالم شود. چنان‌چه در حدیث شریف کافى وارد است: عن إسحاق بن عمّار قال: سمعت أبا‌عبداللّه، علیه‌السّلام، یقول قال رسول اللّه، صلى‌‌اللّه‌علیه‌و‌آله‌: یا معشر من أسلم بلسانه و لم‌یخلص الایمان إلى قلبه لاتذمّوا المسلمین و لاتتّبعوا عوراتهم فا؛نّ من تتّبع عوراتهم، تتّبع اللّه عورته، و من‌ تتّبع اللّه عورته، یفضحه و لو فى بیته. حضرت صادق علیه‌السلام، از حضرت رسول صلى‌اللّه‌علیه‌و‌آله‌، حدیث مى‌کند که فرمود: «اى گروهى که به‌زبان اسلام آوردید و ایمان به قلب شما وارد نشده، مذمّت نکنید مسلمانان را و جست‌وجو نکنید قبایح مستوره آن‌ها را، زیرا که کسى که عورات آن‌ها را جستجو کند، خداوند جست‌وجو کند عورات او را، و کسى را که خدا جست‌وجوى عورت او کند، مفتضح کند او را و اگر چه در خانه‌اش باشد.»

خداوند تبارک و تعالى غیور است و هتک مستور مؤمنین و کشف عورات آن‌ها، هتک ناموس الهى است. اگر انسان بى‌حیایى را از حد گذراند و هتک حرمات الهیه نمود، خداوند غیور مستورات او را، که به لطف و ستّاریت خود ستر فرموده بود، مکشوف مى‌فرماید و هتک مستور آن را مى‌فرماید، و در بین مردم در این عالم و ملائکه و انبیا و اولیا علیهم‌السلام، در آن عالم مفتضح مى‌شود ... .

منبع: چهل‌حدیث

 

 
بازگشت بسوی خدا - امام خمینی(ره) نسخه PDF چاپ ایمیل
امتیاز: / 0
درس اخلاق
04 اسفند 1388 ساعت 11:10

بر سالک طریق نجات و هدایت؛ لازم است تنبّه به یک نکته مهمه. و آن این است که توفیق به توبه صحیحه کامله با حفظ شرایط آن، چنانچه ذکر مى‌شود، از امور مشکله است، و انسان کمتر مى‌تواند نایل به این مقصد شود، بلکه دخول در گناهان، خصوصاً کبائر و موبقات، باعث مى‌شود که انسان را از یاد توبه به کلى غافل مى‌کند.

و اگر درخت معاصى در مزرعه دل انسانى بارمند و برومند گردید و ریشه‌اش محکم شد، نتایجى بس ناهنجار دهد، که یکى از آن‌ها؛ آن است که انسان را از توبه به کلى منصرف مى‌کند، و اگر گاه‌گاهى نیز متذکر آن شود، به تسویف و امروز و فردا و این ماه و آن ماه کار را مى‌گذراند، و با خود مى‌گوید که در آخر عمر و زمان پیرى توبه صحیحى مى‌کنم! غافل از آن‌که این، مکر با خدا است، و اللّه خیر الماکرین. ‌ ‌

گمان نکن که پس از محکم شدن ریشه گناهان انسان بتواند توبه نماید، یا آن‌که بتواند به شرایط آن قیام نماید. پس بهار توبه ایام جوانى است که بار گناهان کمتر و کدورت قلبى و ظلمت باطنى ناقص‌تر و شرایط توبه سهل‌تر و آسان‌تر است.

انسان در پیرى حرص و طمع و حب جاه و مال و طول املش بیشتر است. و این مجرّب است، و حدیث شریف نبوى شاهد بر آن است. گیرم که انسان بتواند در ایام پیرى قیام به این امر کند، از کجا به پیرى برسد و اجل موعود او را در سن جوانى و در حال اشتغال به نافرمانى نرباید و به او مهلت دهد؟ کمیاب بودن پیران دلیل است که مرگ به جوانان نزدیک‌تر است. در یک شهر پنجاه هزار نفرى، پنجاه نفر پیر هشتاد ساله انسان نمى‌بیند. ‌ ‌

پس اى عزیز!

از مکاید شیطان بترس و در حذر باش، و با خداى خود مکر و حیله مکن که پنجاه سال یا بیشتر شهوت‌رانى مى‌کنم، و دم مرگ با کلمه استغفار جبران گذشته مى‌کنم! این‌ها خیال خام است.

اگر در حدیث دیدى یا شنیدى که حق تعالى بر این امت تفضل فرموده و توبه آن‌ها را تا قبل از وقت معاینه آثار مرگ یا خود آن قبول مى‌فرماید، صحیح است، ولى هیهات که در آن وقت توبه از انسان متمشّى شود. مگر توبه لفظ است!؟

قیام به امر توبه زحمت دارد، برگشت و عزم بر برگشت نکردن ریاضات علمیه و عملیه لازم دارد، و الا خود بخود، انسان، نادر اتفاق مى‌افتد که در فکر توبه بیفتد یا موفق به آن شود، یا اگر شد بتواند به شرایط صحت و قبول آن، یا به شرایط کمال آن، قیام کند. چه بسا باشد که قبل از فکر توبه یا عملى کردن آن، اجل مهلت ندهد، و انسان را با بار معاصى سنگین و ظلمت بى‌پایان گناهان از این نشئه منتقل نماید. آن وقت خدا مى‌داند که به چه گرفتارى‌ها و بدبختى‌ها دچار مى‌شود. جبران معاصى در آن عالم،  باشد، کار سهلى نیست. فشارها و زحمت‌ها و سوختن‌هایى در دنبال است تا انسان لایق شفاعت شود و مورد رحمت ارحم الراحمین گردد. ‌ ‌

پس اى عزیز!

هر چه زودتر دامن [همت‌] به کمر بزن و عزم را محکم و اراده را قوى کن، و از گناهان، تا در سن جوانى هستى یا در حیات دنیایى مى‌باشى، توبه کن، و مگذار فرصت خداداد از دستت برود، و به تسویلات شیطانى و مکاید نفس اماره اعتنا مکن.

و نیز به یک نکته مهمه باید توجه داشت. و آن این است که شخص تائب، پس از توبه نیز، آن صفاى باطنى روحانى و نور خالص فطرى برایش باقى نمى‌ماند. چنانچه صفحه کاغذى را اگر سیاه کنند و باز بخواهند جلا دهند، البته به حالت جلاى اوّلى بر نمى‌گردد، یا ظرف شکسته را اگر اصلاح کنند، باز به حالت اولى مشکل است عود کند. خیلى فرق است میان دوستى که در تمام مدت عمر با صفا و خلوص با انسان رفتار کند، یا دوستى که خیانت کند و پس از آن عذر تقصیر طلب نماید. علاوه بر آن که کم کسى است که بتواند درست قیام به وظایف توبه بنماید. پس، انسان باید حتى‌الامکان داخل در معاصى و نافرمانى نشود که اصلاح نفس پس از افساد از امور مشکله است. و اگر خداى نخواسته گرفتارى پیدا کرد، هر چه زودتر در صدد علاج برآید که هم فساد کم را زود مى‌شود اصلاح کرد، و هم کیفیت اصلاح بهتر مى‌شود. ‌ ‌

اى عزیز!

با بى‌اعتنایى و سرسرى از این مقام مگذر. تدبر و تفکر در حال خود و عاقبت امر خویشتن کن، و به کتاب خدا و احادیث خاتم انبیا و ائمه هدى سلام‌اللّه‌علیهم‌اجمعین، و کلمات علماى امت و حکم عقل وجدانى رجوع نما، و این باب را، که مفتاح ابواب است، به روى خود بگشا، و در این منزل، که عمده منازل انسانیت است نسبت به حال ماها، وارد شو و اهمیت به آن بده و مواظبت از آن کن. و از خداوند تبارک و تعالى توفیق حصول مطلوب بخواه، و از روحانیت رسول اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌و‌آله و ائمه هدى ‌سلام‌اللّه‌علیهم استعانت کن، و به ولىّ امر و ناموس دهر، حضرت امام عصر عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف پناه ببر، البته آن بزرگوار دستگیرى ضعفا و بازماندگان را مى‌فرماید و بیچارگان را دادرسى مى‌نماید.

اى عزیز!

مبادا شیطان و نفس امّاره وارد شوند بر تو و وسوسه نمایند و مطلب را بزرگ نمایش دهند و تو را از توبه منصرف کنند و کار تو را یکسره نمایند. بدان که در این امور هر قدر، و لو به مقدار کمى نیز باشد، اقدام بهتر است. اگر نمازهاى فوت شده و روزه‌ها و کفّارات و حقوق خدایى بسیار است و حقوق مردم بى‌شمار است، گناهان متراکم است و خطایا متزاحم، از لطف خداوند مأیوس مشو و از رحمت حق ناامید مباش که حق تعالى اگر تو به مقدور اقدام کنى، راه را بر تو سهل مى‌کند و راه نجات را به تو نشان مى‌دهد.

بدان که یأس از رحمت حق، بزرگ‌ترین گناهى است که در نفس گمان نمى‌کنم هیچ گناهى بدتر و بیشتر از آن تأثیر نماید. انسان مأیوس از رحمت چنان ظلمتى قلبش را فرا بگیرد و چنان افسارش گسیخته شود که با هیچ چیز اصلاحش نمى‌توان نمود. مبادا از رحمت حق غافل شوى و گناهان و تبعات آن در نظرت بزرگ آید.

رحمت حق از همه چیز بزرگتر و به هر چیز شامل است: «داد حق را قابلیت شرط نیست» تو از اوّل چه بودى؟ در ظلمت عدم قابلیت و استعدادى نیست، حقّ ـ جلّ و علا ـ بى‌استحقاق و استعداد و بدون سؤال و سابقه دعا تو را نعم وجود و کمالات وجود بخشید، بسط بساط نعم غیر محصوره و رحمت‌هاى غیر متناهیه فرمود، و تمام موجودات مسخر تو کرد، اکنون هم از عدم صرف و از نابودى محض حالت بدتر نشده.

خداوند وعده رحمت داده، وعده مغفرت فرمود، تو یک قدم پیش بیا و به سوى درگاه قدس او قدم گذار، او خود از تو با هر وسیله‌اى هست دستگیرى مى‌فرماید. و اگر نتوانستى تأدیه حقوق او کنى، از حقوق خود مى‌گذرد، و حقوق دیگران را اگر نتوانستى تأدیه نمایى، جبران مى‌فرماید.

منبع: شرح چهل حدیث

 

 
الگو پذیری از بزرگان دین - آیة الله میانجی نسخه PDF چاپ ایمیل
امتیاز: / 0
درس اخلاق
04 اسفند 1388 ساعت 11:09

به شما عزیزان توصیه مى‌کنم که با بزرگان تماس داشته باشید، هرچند آن‌ها فرصت ندارند اما شما به مجلس‌شان بروید و آن‌ها را ببینید که چطور زندگى مى‌کنند.

انسان باید با خوب‌ها بنشیند تا عیوب و ضعف‌هاى خودش را درک کند و یکى از معانى المؤمن مرأةالمؤمن، مستدرک9/48؛ همین است.

لازم نیست که برادر ایمانى، ما را تذکر لسانى بدهد، بلکه مهم این است که ما خود را در آیینه مؤمنین کامل مشاهده کنیم.

در معراج‌السعادة آمده که یکى از راه‌هاى اصلاح نفس، مطالعه کردن شرح حال علماست.

خواندن شرح زندگى علما، دو خصلت را در ما ایجاد و تشدید مى‌کند؛ یکى حالت زهد و بى‌اعتنایى به دنیا را در ما ایجاد مى‌کند.

به خصوص شما طلاب که مى‌خواهید براى مسلمان‌ها الگو باشید و مردم را به تقوا و بى‌اعتنایى به زخارف دنیا دعوت کنید، چقدر خوب است که خودمان هم این صفت را داشته باشیم.

در روایتى آمده که عالمى که دنیا دوست باشد، و در دلش محبت دنیا باشد، کمترین معامله‌اى که خدا با آن‌ها مى‌کند این است که شیرینى و محبت و مناجات را از دل آن‌ها مى‌گیرد. ...ان ادنى ما انا صانع بهم ان انزع حلاوة محبتى و مناجاتى من قلوبهم، تحف‌العقول/397؛ کمى به کمبودهاى معنوى خودمان فکر کنیم و یکى از راه‌هاى رسیدن به معنویت، مطالعه سرگذشت ائمه علیهم‌‌السلام و اصحاب ایشان و نیز علماى شامخ اسلام است، ببینیم آن‌ها چطور بودند.

در زندگى، به دنیا چقدر دلبسته بودند؟ واقع مطلب این است که آن‌ها چون دنیا را خوب شناختند، به آن دل نبستند.

در دعا آمده که واقطع من‌الدنیا حاجتى؛ صحیفه سجادیه /360، یعنى اى خدا، حاجتم را از دنیا تمام کن.

این به این معنا نیست که به من آنقدر بده تا دیگر به دنیا نیازمند نباشم، چون خواسته یک آدم دنیاطلب که قطع نمى‌شود.

این دعا این مطلب را بیان مى‌کند که ما دنیا را حاجت خود ندانیم و آن را چیزى به حساب نیاوریم.

علماى بزرگ این‌طور نبودند که تمام احتیاجاتشان در دنیا برآورده شده و مرفه باشند، بلکه آن‌ها به این کمبودها توجه نداشتند و این معناى "واقطع من‌الدنیا حاجتى" است.

این حوایجى که در ذهن ما هست، در ذهن آن بزرگان، حاجت نبود.

فایده دومى که از مطالعه زندگى علما و دانشمندان نصیب انسان مى‌شود، این است که روحیه زحمت‌کشیدن در مطالعه و تحصیل را در فرد زنده مى‌کند.

نوشته‌اند که جناب علامه حلى، وقتى که درگذشت، 500 جلد کتاب با خط خودش باقى گذاشت با این‌که کثیرالسفر هم بوده است.

مرحوم علامه مجلسى، مرحوم شیخ طوسى و دیگران که این‌ها هم بشر بودند و مى‌خوابیدند، غذا مى‌خوردند و چقدر عبادات به‌جا مى‌آوردند ولى عمرشان این‌قدر بابرکت بوده که این همه آثار از خود به‌جا نهادند.

هیچ فکر کرده‌اید که چرا ما از عبادت لذت نمى‌بریم؟ آیا این مرض نیست؟ لازم است به احتیاجات معنوى خودمان فکر کنیم که چقدر احتیاج داریم.

به جناب بهلول )حجةالاسلام‌والمسلمین شیخ محمدتقى بهلول قدس‌سره‌( گفتیم: امام زمان عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف وقتى مى‌آید که دنیا پر از فساد باشد؛ گفت: چه فسادى بالاتر از این‌که من و تو، مال امام زمان عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف مى‌خوریم، ولى نماز شب نمى‌‌خوانیم! شرح حال علماى حقیقى را مطالعه کنیم و ببینیم آن‌ها چطور زندگى مى‌کردند.

در دعاى کمیل دارد: ان تجعل اوقاتى من‌اللیل والنهار بذکرک معمورة، باید همه کارها براى خدا باشد حتى کارهاى منزلمان را براى خدا انجام بدهیم که عبادت محسوب مى‌شود.

الحمدللّه شما که مطالعه مى‌کنید و مى‌نویسید، همه‌اش عبادت است، ولى شرطش این است که به یاد خدا باشید و براى خدا باشد.

یک آقایى از جناب علامه طباطبایى قدس‌سره‌ نقل مى‌کردند که: "ذکر واقعى، این است که خودت را در حضور خدا ببینى."

 و حضرت امام نیز مى‌فرمودند: "عالم محضر خداست."

مثلاً شما که در حضور یک آقاى محترمى مى‌نشینید، خیلى حواستان را جمع مى‌کنید تا کار ناروایى از شما سرنزند.

حتى اگر احتمال بدهید که شما را مى‌بینند آن کار را انجام نمى‌دهید در برابر خدا نیز ما باید این‌گونه باشیم.

بلکه بالاتر، زیرا چیزى بر خدا مخفى نیست از خدا به‌خصوص بعد از نماز واجب بخواهید که لطف کند و دست عنایتش ما را بگیرد و از پرتگاه‌ها نجات بدهد.                     

والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته

 

 
درس اخلاق آیة الله خرازی-نفس اماره و نفس لوامه نسخه PDF چاپ ایمیل
امتیاز: / 0
درس اخلاق
17 آذر 1388 ساعت 09:53

نفس انسان داراى حالات مختلفى است، گاهى تمایل به چیزهاى بدى دارد و هیچ ابائى هم ندارد که از این نفس تعبیر به امّاره مى‌شود.

این نفس در همه انسان‌ها وجود دارد و کثیرى از مردم تسلیم اوامر این نفس‌اند.

امر نفس اماره، به بدى و خیانت و شهوت‌هاى نامشروع است.

[ادامه مطلب...]
 
استاد خرازی - اخلاص نسخه PDF چاپ ایمیل
امتیاز: / 0
درس اخلاق
10 آذر 1388 ساعت 09:14

انسان که به دنبال کسب معارف راه مى‌افتد، آن معارف به انسان هشدار مى‌دهد که تا چه زمانى مى‌خواهى به دنبال غیر خدا باشى؟ و هشدار مى‌دهد آدمى که اخلاص نداشته باشد در آخرت بهره‌اى ندارد! بنابراین درصدد اخلاص بر مى‌آید و سعى مى‌کند عباداتش خالص براى خدا باشد، غیر خدا را در عباداتش شریک نکند...

[ادامه مطلب...]
 
5/8/1388- درس اخلاق استاد نجفی نسخه PDF چاپ ایمیل
امتیاز: / 0
جلسات هفتگی (استاد نجفی)
09 آذر 1388 ساعت 09:25

بسم الله الرحمن الرحیم

رب اشرح لی صدری ویسّر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی

قال _رسول الله صلی الله علیه وآله _: حُبُ علی عبادة ولا یقبل الله ایمان عبدٍ الّا بولایته والبرائته اعدائه

عبودیت راه بندگی خداست، که حب علی _علیه السلام _عبادت خداوند را زیاد می کند

محبت مراتب دارد و بندگی هم مراتب دارد، ما به وسیله هر چیزی می توانیم محبت خود را به ائمه_ علیهم السلام _ و بندگی خود را در پیشگاه خداوند بیشتر کنیم.

[ادامه مطلب...]
 
<< شروع < قبل 1 2 3 بعد > پایان >>

صفحه 33 - 45 از 45
 

تازه ها

  :: وقتی وهابی نمی تواند وضوی خود را کنترل کند + فیلم   :: گزارش فرهنگی اردوی راهیان نور - اردیبهشت 91 + عکس   :: پیاده روی طلاب بمناسبت روز جمهوری اسلامی   :: حروف جر و زائده کاری از آقای کریمی   :: التلخیص التشجیری فی المنطق التعلیمی - اثر آقای سیدمحمدحسین جعفری   :: اذ،اذا،ما،ال- کاری از آقای سیدعلی حسینی   :: ولایت فقیه - تحقیق آقایان سازندگی،آیت،تفتی،مسلمی   :: تنبیهات المعاطاة   :: منابع روایت « لولا علی لهلک عمر»   :: چهل حدیث از امام عصر(عج)   :: آیا وهابیت به پایان عمر خود نزدیک می شود؟   :: بدعت عمر در نماز تراويح   :: نهى از شعر خواندن در مسجد   :: انتقاد آیة الله مکارم شیرازی از تعطیلات زیاد حوزه   :: یه کم هم از اختلاس   :: احادیثی در مورد نوروز   :: روضۀ آیت الله حسن‌زادۀ آملی در شام غریبان امام حسین علیه السلام   :: جسد فرعون   :: شعر جالب يک بچه آفريقايي   :: شاخ شیطان تحقیق آقایان نجفی، کرمی، حسین زاده   :: گزارش مرکز خبر حوزه از برنامه های تابستانی کانون خاتم   :: گزارش مرکز خبر حوزه از اردوی تابستانی سال 90   :: سخنرانی آقای سیدهادی مرتضوی   :: سخنرانی آقای سیدمحمدحسین رضایی موسوی در زمینه خطبه 11 نهج البلاغه   :: كارآمدي ولايت فقيه در بحران هاي اجتماعي   :: سوالات مسابقه تفسیر سوره حجرات - ویژه طلاب و خانواده اساتید   :: سوالات مسابقه تفسیر سوره حجرات - ویژه اساتید   :: مهدویت، کاری از آقایان محمودی،نیک پور،پناهیان،مسلمی زاده   :: خطبه امام سجاد «علیه السلام»، قیام بر علیه نیرنگ ها   :: تفسیر سوره مبارکه حجرات   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه پنجم/ششم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه چهارم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه سوم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه دوم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه اول   :: قواعد اعلال   :: استصحاب در نحو به قلم آقای احسان پیرهادی   :: تجــــزیه و ترکیب اختـــــلاس   :: دل نوشته ای از نوع مسئول سایت   :: شخصیت محمدبن حنفیه، سخنرانی آقای رضایی موسوی   :: بصیرت شیشه ای!!!   :: کتاب باید در خانه اش نوشته شود   :: درآمد دستفروش   :: شوخی در دستشویی!   :: نمی دونم چرا آقای صبور یه جوری من رو نگاه کرد ؟   :: سخنرانی آقای دهقان پیرامون خطبه33 نهج البلاغه   :: سخنرانی آقای بنی حسینی، خطبه 32 نهج البلاغه   :: خلاصه ای از برنامه های تابستان 1390 کانون فرهنگی هنری خاتم   :: دنیای وارونه   :: چرا بازی شطرنج حرام است؟

پیشنهادات ویژه

 
 

 

 


ائمه از نگاه اهل سنت

احمد در کتاب « مناقب» ، و ابن منذر، و ابن ابی حاتم، و طبرانی، و ابن مردویه، و واحدی ، و ثعلبی، و ابو نعیم ، و بغوی در تفسیر خود، و ابن مغازلی در « مناقب» با سند های خود از ابن عباس نقل کرده اند: وقتی این آیه نازل شد از رسول خدا پرسیده شد: ای رسول خدا! خویشان تو که مودت و محبت آنها بر ما واجب است چه کسانی هستند؟ فرمود: « علی و فاطمة و ابناها» [ علی و فاطمه و دو فرزندانش].

مناقب علی [ ص187،ح263]؛ المعجم الکبیر[ح12259]؛الکشف والبیان[ ورقه 46،سوره شوری:آیه23] ؛ مناقب علی بن ابی طالب [ ص307-309،ح352].

معاویه اینچنین است!

روزی رسول خدا صل الله علیه و آله  فرمود: « یطلع من هذا الفج رجل من امتی یحشر علی غیر ملتی» ( از این دره مردی از امتم  بالا می آید که در قیامت بر غیر دین من محشور خواهد شد)؛ و ناگهان معاویه ظاهر شد.

تاریخ طبری357:11