31 ارديبهشت 1391 ساعت 21:29
 
 

چند جمله برای دل تو

شیطان بیست و چهار ساعته مواظب شماست، او تو را می بیند و تو او را نمی بینی؛ و لیکن همین که از ذکر خدا غافل شدی؛ در دام شیطان می افتی. داداش جون! بعضی ها اعمال خوب انجام می دهند، اما اگر کار حرامی هم پیش بیاید؛ روی گردان نیستند. اینگونه اعمال نتیجه ندارد، داداش جون! گناه کردن، عمل های خیر را از بین می برد. وقتی در قیامت پرده ها از برابرت برداشته شد؛ آن وقت می فهمی که سرت کلاه رفته است، آن وقت دیگر نه راه پس داری، نه راه پیش. داداش جون! «آیة الله حق شناس»

فهرست عناوین

امکانات پورتال

اوقات شرعی



ورود به پورتال






دریافت گذرواژه جدید پورتال

آمار بازدید کنندگان

بازدیدکنندگان: 1072764

حاضرین

حاضرین فعال: 17 نفر مهمان

آمار بازدید کنندگان

 
:: درس اخلاق » آخرین عناوین



توصیه های علما به طلاب جوان نسخه PDF چاپ ایمیل
امتیاز: / 0
درس اخلاق
21 مهر 1390 ساعت 09:21

 در زمان ما با توجه به گستره حوزه ها و افزایش ورودی های حوزه، ارتباط علما با طلاب جوان کمرنگ شده است. اگر چه این ضعف ارتباط آفت بسیار بزرگی به شمار می رود ولی به هر حال حوزه ما به این درد مبتلاست.

از طرفی گسترش ابزار ارتباطی می تواند تا حدی این ضعف را جبران کند. اگر چه هیچگاه جای حضور فیزیکی بزرگان در جمع طلاب جوان را پر نخواهد کرد.

[ادامه مطلب...]
 
دستورالعملی برای خودسازی نسخه PDF چاپ ایمیل
امتیاز: / 0
درس اخلاق
21 مهر 1390 ساعت 09:15

 خودسازی و تهذیب نفس،‌ برای همه مخصوصاً طلبه‌ها، مساله بسیار مهمی است. این گروه هر قدر علم‌شان بیشتر شود، باید تقوای‌شان هم بیشتر شود، به نکات اخلاقی بیشتر توجه داشته باشند، در برخوردهای اجتماعی ادب و آداب را بیشتر رعایت کنند، و گرنه افراد موفقی نخواهند بود.

[ادامه مطلب...]
 
پدر و مادر نسخه PDF چاپ ایمیل
امتیاز: / 0
جلسات هفتگی (استاد نجفی)
18 ارديبهشت 1390 ساعت 10:14

بسم الله الرحمن الرحیم

اول جلسه ضبط نشده است

خدای تبارک وتعالی درقرآن فرموده است که خدای تبارک وتعالی هیچ چیزی رونیست که نبخشه ،همه چیزرو می بخشه غیرازشرک«ان الله لایغفران یشرک به ویغفرمارون ذلک ممن یشاء»غیراز شرک همه چیز رو می بخشه وشرک هست که مورد مغفرت قرار نمیگیره همین شرک رو خدای تبارک وتعالی می فرماید :«وإن جاهداک أن تشرک بالله فلا تطعهما وصاحبهما فیالدنیا معروفا ً» تودنیا شون باهاشون خوب باش اگر کسی نسبت به پدرومادرتوجه نداره ،خشوع نداره ،خضوع نداره حویای حال آنها نیست وارتباط مستمر با آنها ندلره این شلنگ ارتباطی خودش به عالم حقیقت رو هم ازجهت ظاهری کاهش میده هم ازجهت باطنی .ازجهت ظاهری روایتی هست ازپیغمبر (صلوات الله علیه)که ظاهرأ برپیغمبر هستش که شخصی مهدور الدم بود و واجب بود قتلش ،پسراین فرد به پیامبرعرض کرد که اجازه بدید من اورا بکشم پیغمبر (صلوات الله علیه) فرمودن که –این طوری که تو خاطرم هست ازپیامبر- پیامبر (صلوات الله علیه)فرمودن که تو این کاررونکن اگراین کار رو بکنی عمرخودت کم میشه،خودت هم زود ازدنیا میری .

توصیه پیامبراین بود که خودت این کارونکن واین کارروکردوخودش هم زود از دنیا رفت وکشته شد.اگر مجرتی حیاةانسان قطع بشه وخود انسان اون مجرای حیاة رو قطع بکند،بهره مندی خودش رو ازحیاةقطع کرده وخودش رومحروم کرده ازاین کهبهره ببره ،یک حیاةباطنی هم هست اوهم بازم ازطریق آنها میادچون این هیکل اگرنباشه واین جسم اگرنباشه باز این ظرف است که اوبیاید .این ظرف اون ها خالق ماهستن .واسطه خلقتما پدرومادرهستن وحتی اگر خودشون مشرک باشن ظرف رسوندن ما به توحید هستن ولوخودشون مشرک باشن.عرضم اینه که اگر خود انسان نباشه واین ظرف نباشه رسیدن توحیدومعارف معنا نداره ،اینظرفرو اون ها واسطه هستن«وبراًبوالتی»به پیامبرشخصی عرض کردکه«امنی» حضرت فرمودکه«علیک بامک»عرض کرد«امنی»فرمود«علیک بامک»عرض کرد«امنی»فرمود«علیک بامک»عرض کرد «امنی»بعد ازبارسوم یا بارچهارم پیامبرفرمود که «علیک بابیک»پدرومادرواسطه حیاةماهستن هر مقدارکه انسان احتیاج به حیاةبیشتر داشته باشه ارتباطش باید بااین هابیشتر باشه ،تواضعش نسبت به این ها بایدبیشترباشه می فرمایند«واحفض لهما جناح الزل من الرحمة» من به دوستان بعضی اوقات به شکل مثال عرض می کنم عرض می کنم که مثل یک دستمال باید باشیم بعضی اوقات انسان دستمال عرقش رو پاک می کند ،بعضی اوقات بینیش رو تمیز می کند ،بعضی اوقات تو جیتش میذاره

بعضی اوقات کفشش روتمیزمی کنه یه جورباشید که موم باشید دست اون ها واین واسطه گری به طبعش واسطه گری اهل بیت عصمت وطهارت که «اناوعلی ابواهذه الامة»والان امام زمان (سلام الله علیه)که واسطه فیض هستن ایشون به منزله پدرهستن واگراین واسطه های اولیه رابی اعتناباشیم ازواسطه برترمحروم هستیم این یک نکته خیلی ظریف و حساسیه که هممون باید توجه داشته باشیم که اگرواسطه های اولیه روشاکرنباشیم از واسطه های حقیقی محروم می شیم وکسی که رابطه اش باپدر ومادرش

صمیمی نیست،تواضع نسبت به آنها نداره،خضوع وخشوع نسبت به آنهانداره از پدرحقیقی هم مشکل میتونه استفاده بکند لذااز مرحوم آقای بهجت (رضوان الله تعالی علیه)سوال شده بوددررابطه بااین که اگرپدرومادرراضی نباشن براین که شخصی طلبه بشه این وظیفه اش چیه؟که ایشون این طوری خاطرم هست نقل شده که فرمودن :اگراسباب ایذاءآنهابشه لزومی به طلبه شدن فردنیست اگراسباب ایذاءاون ها،اذیت اون هاواسباب دل شکستگی اون هابشه مگرکسی که واقعاًبراش محرزباشه که بودنش تو حوزه یک منفعت عمومی وبه خصوصی داره که این ترجیح داشته باشه دیگه-اینش از بنده است-حتی برای طلبه شون اگراسباب ایذاء.مثلاًدل شکستگی اون ها میشه فرودن 1ساعت درروزروتوهرکاری که هستن اگر دانشگاه میرن دانشگاهشان روبرن 1ساعت درروز رو بذارن براطلبگی اگرعشق دارن ولزوم نداره که حتماًطلبه بشن این قدرامرپدرومادراهم هست وقتی یکی ازدوستان به ایشون عرض کرده بودکه من دوسه هفته یک بار خدمت والدین میرم چهاروپنج ساعت با قم فاصله هست ولی اون ها بیش ازاین انتظار دارن،انتظار دارن که ماهی2بارمن به خدمتشون برسم واگربرم تاحدودی ازدرس می افتم.ایشون فرموده بودن باید جمع بکنید اگرانتظار اون ها این هست که درهفته ی بار بریدباید بریدوبه درس هم به نحودیگری جبران بکنید عرضم روتمام می کنم خلاصه عرضم اینه که پدرومادرواسطه فیض هستن هماز جهت ظاهری هم از جهت باطنی واگرکسی می خواهدکه مجرای فیض براش مستمر باشه ولواون هادر قید حیاة نباشن اگرمی خواد مجرای فیض براش مستمرباشه درمسیر تحصیل رضایت اون ها همون طور که قرآن می فرماید«واخفض لهما جناح الذلة من الرحمة»با ل های ذلتت روبرای این ها پهن کن«ولاتقل لهما اف»امام صادق(سلام الله علیه)فرمود کمتر از«اف»نیست

قریب به این عبارات ،اگرکمتر از«اف»بود خدای متعال کمتر از «اف»رو می فرمود که این هم مراتبی «آق»هست که انسان به پدرومادربگه«اف»(لاتقل لهما اف ولاتنهرهما)این واسطه فیض ها رو این دو بزرگوارروودرمرتبه اعلی اساتید ودرمرحله بالاتراون هائی که متکفل تربیت هستن تابرسه به امامزمان(سلام الله علیه)که واسطه اصلی فیض هستن که«این السبب المتصل بین الارض والسماء»عرضم اینه که اگر بخواهیم ازاین واسطه اصلی که «این السبب المتصل بین الارض والسماء»هست ازاین واسطه اصلی بهره ببریم واسطه های اولیه رانباید فراموش بکنیم که واسطه خلقت ما هستن واگراین وسائط را نتونیم حریمشون رو حفظ بکنیم وتواضع نسبت به اون ها نداشته باشیم وخدائی نکرده زبانم لال اگردل شکستگی براشون ایجاد بشه ،اشکی ازچشمشون جاری بشه واسطه فیض خودمون راازبین بردیم

والسلام علیکم

 
شرح دعای فرج نسخه PDF چاپ ایمیل
امتیاز: / 0
جلسات هفتگی (استاد نجفی)
18 ارديبهشت 1390 ساعت 10:12

بسم الله الرحمن الرحیم

(الهی عظم البلاءوبرح الخفاءوانکشف الغطاءوانقطع الرجاءوضاقت والارض ومنعت السماءوانت المستعان والیک المشتکی )وقتی که انسان از هر جهتی عرصه برش تنگ بشه واز هرجهتی فشار برش وارد بشه دستآویزآنحقیقتی میشه که مقتدرتر از همه هست ووقتی که زمین با همه وسعتش(وضاقت الارض بما رجعت)قریب به این عبارات در آیه شریفه هست زمین به همه وسعتش برانسان تنگ میشه اون موقع است که از خدای تبارک وتعالی که مبداقدرت هست استعانت می خواد که (وانت المستعان والیک المشتکی )منتهی در ک این ادعیه ودرک این دعا نسبت به افراد متفاوته .امام معصوم می خوانه یک چیزدر نظر داده ،مامی خوانیم یک چیزدرنظرداریم به مقدار وسعت دید یمان معنا می کنیم

وعرض کردیم که (انت المستعان والیک المشتکی )که گفته میشه بعدش خطاب میشه به پیامبر(صلوات الله علیه)که (یامحمد ویاعلی،یا علی ویامحمد اکفیانی)بالا عرض می کنیم که (انت المستعان)فقط از تو باید استعانت وکمک خواست وفقط باید به شکوه وشکایت کرد (والیک المشتکی والیک المعول فی الشدةوالرخاء)تکیه هام درهمه حال باید به تو باشد ولی این جا الغوث (3)روبه ولی عصر (سلام الله علیه) خطاب میکنیم که (یامولانایاصاحب الزمان الغوث(3)ادرکنی(3))عرض کردیم که حقیقت اهل بیت عصمت وطهارت وآن مقام ومنزلت ملکوتی اهل بیت عصمت وطهارت با حق تبارک وتعالی منیت داره خدای تبارک وتعالی (مع کل شییء) هست واهل بیت عصمت وطهارت هم(مع کل شیی)هستند به اذن الله ،به اذن الله عرض می کنیم مع کل شیی هستن ودر دعای رجبیه هم عرض کردیم که وارد هستش که (لافرق بینک وبینها الاانهم عبادک وخلقک )فرقی بین توی خدای تبارک وتعالی واهل بیت نیست الا این که فقطمخلوق تو هستن.همان که خدای تبارک وتعالی (لاتطعیل لهافی کل مکان)برای اهل بیت عصمت وطهارت هم درهمه زمینه ها ودر همه زمان ها ومکان ها تعبیر کلام اما زمان (سلام الله علیه)چوی این دعا دعای رجبیه است از ناحیه مقدسه ولی عصر (سلام الله علیه)وارد شده ،عرض می کنیم که (لافرق بینک وبینها الاانهم عبادک وخلقک)وعرض می کنیم که (وبمواقعالعز من رحمتک  )حالا این مواقع عز از رحمت توضیح دارد که جایگاه عزت بعد از طی کمال انقطاع ونورانی شدن ابصار قلوب(انرابصار قلوبنا بضیاءنظرهاالیک )تارسیدن به معدن عظمت وبعد از رسیدن به معدن عظمت رسیدن به (حتی تفرق ابصار القلوب حجباًالنور فتصل الی معدن العظمةوتعییرارواحنا معلقةبعز قدسک )تابه آن مقام عر قدس انسان راه پیدابکند مراحلی رابایدطی بکند(بمواقع العز من رحمتک وبمقاماتک وعلاماتک )این تعبیر (لاتعطیل لها فی کل مکان)قلبش بود من خیال کردم بهوش هست

 (بشرملکی وجسدسماوی)لذامعراج هم این معراج به حسب ظاهری که ما فکر می کنیم این جسم باشه نیست جسم مااگراز فضا خارج بشه احتیاج به تنفس داره احتیاج به این که جاذبه زمین نمی ذاره اوج بگیره جسم آن ها هم با جسم ما فرق می کنه . اگرمعراج داره پیغمبر(صلوات الله علیه)ومعراجشان هم معراج جسمانی هست که ولی عصر(سلام الله علیه)طبق نقل توی اون فراز از دعای ندبه که (وعرجت بروحه)فرموده بودن که ظاهراً (عرجت بر)بخوانید که خودشون عروج کردن چون جسمشان با جسم مافرق می کند فرمودن(جسد سماوی وامرالهی ،روح قدسی ،مقام علی ،نورٌجلی،سرخفی)عبارت هارودقت بفریید می فرماید(فهو ملکالذات عالم بالمقیبات وهذا کله لآل محمد-صلوات -)این که اهل بیت عصمت وطهارت وامام ملک الذات هست والهی الصنعات است اون مرتبه اعلی (لایشار کهم فیه مشارک)هیچ شریکشون نیست لذافرمودن(لایقاس بنااحد)احدی راباما مقایسه نکنید .(لانهم معدن التنزیل)حقیقت قرآن دروجود این هاست .این قرآنی که مامی بینم منزل هست کوچک شده کوچک شده کوچک شده صورت کتبی ولی عصر(سلام الله علیه)هست .امام(رضوان الله علیه)می فرمودن که خود جبرئیل این حقیقت رواز پیامبر می گیره وتشریعاًبه پیامبرمیده یعنی – حالااین تعبیره معناش رونبرن عرض می کنم ازروایات استفاده کردم به امام نسبت نمی دم –یعنی اون مقام ملکوتی که پیامبر(صلوات الله علیه)داره که این جا تعبیر هست(لانهم معدن التنزیل) اون حقیقت قرآن رو جبرئیل میگیه.وبراین جسم خاکی میاره ولذا حتی وفات پیامبرهم که عزرائیل(سلام الله علیه میادا ذن می گیره که وارد بشه عزرائیل خیلی کوچک ترازآن است که روح پیامبررابتونه بگیره –اوخیلی وسیع تر از اینه .این منزلت خاکی رامیاد میبره (لانهم معدن التنزیل ومنی التاویل وخاصةالرب الجلیل)دقت بفرمائید روایت رو

ازامام صادق(سلام الله علیه)(ومهبط المین جبرئیل)محل هبوط جبرئیل اهل بیت عصمت وطهارت هستن.اوست که باید بیایدازاین ها کسب فیض بکند .لذاآقای بهجت(رضوان الله تعالی علیه)ازعظمت حدیث کساءمی فرمودن که عباراتش اعجاز هست قریب به این عبارت ازایشون تو خاطرم هست عباراتش اعجازه.حضرت زهرا(سلام الله علیه)عباراتی که درحدیث کساءهست خودش مستقیم می فرمایدکه امام حسن آمد،امام حسین آمد ،امیرالمومنین آمد نبوش می فرمایدکه(سمعت الله جل جلاله)ازخودخدای تبارک وتعالی فقال الله عزوجل (یا ملائکی ویاسکان سماواتی این ما خلقت سماءمبنیةولامحبةارضاًمرحیةولاقمراًمنیراًولاشمساً مضیئةولافلکا یدور ولابحراًیجری ولا فلکاًیسری الافی هولاء)فقالالامین جبرائیل .مشهودش بوده این هالذا مقام ومنزلتحضرت زهرا(سلام الله علیه)وامیرالمومنین واولادشان والآن ولی عصر(حقیقتشان سرهست واین هیکل ظاهری حافظ آن سرهست واین ها امین برآن سرهستن .حالااون سررا توی روایات عرض می کنم اگرفرصت باشه می فرمایدکه (من عرفهم واخذ عنهم فهومنهم)کسی که این معرفت نسبت به امام به قدروسعت وجودیش را پیدابکند (فهومنهم)خودش امام میشه خودش منزلت امام روپیدامی کنم . خودش جلوه امام میشه (فهو منهم والیه الاشارة بقوله فمن تبعنی فهومنی)که آیه قرآن هست (خلقهم الله من النور عظمته)اهل بیت خلقشان از نور عظمت حق تبارک وتعالی است (وولیهم امرمملکته )که همین ولاة امرهست که امور اداره کل مخلوقات به اعتبار این که ان ها ظرف مشیةخدای تبارک وتعالی هستن بلکه خودمشیته حق تبارک وتعالی هستن (نحن وکرٌلارادة الله ولاهم امر مملکته فهم سر الله المخزون )خودشان سرهستن یعنی آن مقام ملکوتیشون .این مقام ملکیشون که ظاهر هست که ما می بینیم مقام خاکیشون خودشون (سرالله المخزون واولیاء المقربون)

 (فاجعلت ها معادن لکلماتک وارکاناًلتوحیدک وآیاتک ومقاماتک التی لاتعطیل لها فی کل مکان ) همون که خدای تبارک وتعالی علی الدوام در حال فیض رسانی هست اهل البیت هم باذن الله علی الدوام درحال فیض رسانی هستند که «یا دائم الفضل علی اکبریة»ازامام سجاد(سلام الله علیه )نقل شده .«یسری لم یزل بالجود موصوفاً»خدای تبارک وتعالی جودوجوادبودنش ازلی هست «لم یزل بالجود موصوفاً »خب اگراین«لم یزل بالجودموصوفاً»این ازلی بودن جود حق تبارک و تعالی کانالی می خواهد کانالش اهل بیت عصمت وطهارت هستن که جوادهستن ولی صحبت ما این بود که اگر بخواهیم که بااین انوارمقدسه اهل بیت عصمت و طهارت که درهمه زمان ها «لاتعطیل لها فی کل مکان»درهمه مکان با هامون هستن کنارمون هستن به خواهیم از این حقیقت استفاده بکنیم چه کارباید بکنیم ؟راهی که خود اهل بیت جلومون گذاشتنداینه که در مرحله اول توجه به فقرمان داشته باشیم درمرحله اول بفهمیم که «یا ایها الناس انتم الفقراءالی الله »درمرحله اول توجه ضعفمان داشته باشیم که انسان ضعیف وفقیر هر لحظه در معرض لغزش هست هر لحظه در مرحله اشتباه افتادن هست لذا خود اهل بیت این خوف رودارن اگر ما نداشته باشیم کان اهل بیت رودرک نکردیم .خود اهل بیت عصمت وطهارت در ابتدای مناجات شعبانیه هست که «واسمع دعائی ازادعوتک »خدایا این قابلیت را بهم بده که صدام رو بشنوی خدای متعال که سمع هست این«وا سمع دعائی »صدام رو بشنو ی یعنی من قابل نیستم که صدام روبشنوی .درک عدم قابلیت ،درک فقر،درک عجز،درک این که من درهر لحظه در معرض لغزش واشتباه هستم لذا خدا رحمت کند استاد رو یک نکته ای رو می فرمودن که عرض می کنم خدمت شما نکته لطیفی هست ،می فرمودن اون کسانی که به

که به شما التماس می گن اون ها به خدا از جهاتی نزدیک ترهستن،چون در خودشون هیچ نمی بینند ،درشماید چیزی می بینن به شمامی گن التماس دعا ،اونی که درخودش هیچ نمی بیند به حقیقت نزدیک تره چون واقعاً انسان هیچی نداره ،اون کسی که درخودش چیزی می بیند زمینه لغزش او فراهم هست .لذاخود ایشون وقتی که این شعررو می خواندن گریه می کردن ،بعضی اوقات که می فرمودن که درمسجد سلیمان اون طرف ها ظاهراًبودش که در زمان های قدیم قحطی شده بودوبارون نمی آمد وبه عالم آن شهر که مرحوم شوشتری بوده نه شوشتری معروف یکی از علمای اون شهر به نام شوشتری بوده به آن بزرگوار گفته بودن شما بیا نمازبارون بخوان تابارون بیاد ظاهراً ایشون هم رفته بود خونده بود نماز بارو ن خونده بود وبارون هم نیومده بود.بااین که جلالتش به قدری بوده که تمام افراد شهر مرید ایشون بودن وهمه را جذب کرده بود این مرحوم شوشتری حتی یه عده ای بودن که اهل ساز وآواز و تاروتنبک بودن به اون ها هم گفته بود شما هم نماز بیادید بااون هاهم دوست شده بوداون ها گفته بوده ما قابل نیستیم نمی تونیم .مااهل معصیت هستیم اهل گناه هستیم اهل ساز وآوازهستیم .ایشون گفته بود بیائید مشکل نداره.این وسائل ساز وآوازتونو گوشه ای ازمسجد بذارید روشو بپوشونید نماز رو بیائید ارتباطتونو با خداقطع نکنید ووقتی که این افراد به نمازمی آمدن –نمازمرحوم شوشتری- رئیسشون جلوتر ایست می کرد وبقیه هم پشت او ایست می کردن وروی اون وسادل ساز وآوازشان رو هم می پوشند بعضی اوقات که به نماز می آمدن .تااین که قحط بارون شد رئیس همین ساز وآواز ی ها آمد به مرحوم شوشتری گفت اگراجازه میدی ما بریم نمازبخونیم ایشو گفت بفرمائید خب برید بخونید خدارحمت نه استادرو وقتی این شعررومی خوندن خیلی متاثر می شون وگریه می کردن ،ایشون می فرمودن استاد می فرمودن که این ساز وآوازخوان ها وقتی که ازشهر بیرون می رفتن با همون آلات لهو ولعبی که داشتن،سازوآواز ی که 

داشتن می زدن واین شعر و می خوندن که :نم نم بارون به بدکاران خوش است /لطف حق برما گنه کاران خوش است .همین رو می خوندن گریه می کردن ،عرض می کنم خود استاد هم می خوندن گریه می کردن –نم نم باران به بد کاران خوش است /لطف حق برما گنه کاران خوش است .می فرمودن هنوز از شهر خارج نشده بودن که بارون آمد بعد استاد می فرمودن،اینا چون رابطشون رو باخدا قطع نکرده بودن واین توجه به فقرونیستی ومعصیت خودشون داشتن ،اهل بیت عصمت وطهارت امام حسین (سلام الله علیه)دردعای عرفه (من کانت محاسنه مساویه فکیف لایکون مساویه مساویه )کسی که خوبی هاش بده نه نماز نماز هست ،نه عبادتمون عبادته ،نه حرم رفتنمون توجهات هست ، خوبی هامون رنگ وبو نداره کم رنگه این کلام امام حسین (سلام الله علیه)طبق نقل هست (من کانت محاسنه مساویه فکیف لایکون مساویه مساویه )خوبی هاش بده ،بدی هاش چه جوربد نباشه .(من کانت حقائقه وعادیه فکیفلایکون دعاویه دعاویه )حقیقت هاش ادعائی بیش نیست ادعاهاش دیگه چیه .لذاتمام توجهشون به اینه که خدا یا «توغنی علی الا طلاقی»(یامن یقبل من لایقبله عباد )ای کسی که بندگان همه ردش بکنن توردش نمی کنی (یامن یقبل من لا تقبل البلاء)ای کسی که قبول می کنی کسی رو که هیچ شهر ی قبولش نمی کند یعنی خودشون رو تو اوج ذلت می دیدن که ما کسی نیستیم که حتی شهر هاما راقبول بکنن این دعای حزین رو درآخرمفاتیح –حالااین مفاتیح که حاشیه داره نمی دونم کجاست اون مفاتیح های کوچک اتفاقاًبازکردم الان همین دعای حزین آمد-دعای حزین رو بعضی اوقات بعد از نماز شب اگر توفیق باشه بخونید عبارتهاش خیلی عبارت هائی است که از اهل بیت وعصمت وطهارت واردشده همین الآن هم باز کردم اتفاقاًهمین جا آمد .عبارت هائی که از معصوم هست رو دقت بفرمائید(اناجیک یا موجوداًفی کل مکان لعلک تسمع ندائی )خدایا درهرجائی تو رو صدا می کنم شاید «لعلک تسمع ندائی »شاید صدامو بشنوی مگرخداسمیع نیست (فقد عظم جرمی وکل حیاتی )

 (مولای یامولای ای احوال اتذکروایها انسی)تااین که می فرماید که«حتی متی والی متی اقول لک القبی مرةبعده افری» تاکی بگم خدایا عقاب براتو ست سرزنش براتوست من اشتباه کردم منو ببخش امروزمیگم منوببخش ،فردا می گم منو ببخش روز بعد می گم منوببخش (حتی ومتی والی متی افول لک العقبی مرةبعداقری ثم لاتجد عندی صدقاًولاوفا)تو صداقتی توی من نمی بینی ،هر گناهی کنم باز دومرتبه پشت سرش هم گناه می کنم «فیاقوسی ثم واقوس بک یاالله منه هواًقد غلبنی»ازهوائی که برمن غالب شده و«من عدووقداستکلم علی» دشمنی که به من چنگ انداخته ،تا آخر دعا که نگاه بکنید و«من دنیا قد تزیت لی » دنیایی که زینت شده برام «ومن نفس امارةٍ بالسوء الا ما رحم ربی» «مولای یا مولای ان کنت رحمت مثلی فرحمنی وان کنت قلبت منی فاقبلنی» وعبارتهایی که توی دعای حزین هست. عرضم اینه که ، اهل بیت عصمت وطهارت، اگرقرب به خدای تبارک وتعالی پیدا کردند اگر « قاب قوسین اوأدنی » این که برای پیغمبرپیش آمد انسان بخواد دراون مسیر حرکت بکند که درمرحلۀ اول قرب به اهل بیت پیدا بکند تا به واسطۀ قرب به اهل بیت قرب به خدای تبارک وتعالی پیدا کند راهی که خود اهل بیت رفتند بره . خودشون بالاترین توشه ای که گرفتن ازخدای تبارک وتعالی توشه بندگی هست « کفی بی عزاً أن تکون لی ربا کفی فقراً أن أکون لک عبداً » بالاترین افتخارم اینه که بندۀ تو هستم این بنده ایی که «العبودیت جوهرة کنهها الربوبیة» گوهریه که بشکافی جانشینی حق بروزپیدا می کنه .اون ها اوج بندگی رو وداشتن اوج مقام امامت بهشون داده شده واین با صبوری به دست می آید با صبر برطاعت وصبربربندگی به دست می آید که  «ان الذین قالو ربنا الله ثم استقامو تتنزل علیم الملائکة  »باتشویش به دست نمی آید انسانی که دلش 10جا هست و 100جاهست نمی تونه به دست بیاره اون کمالی رو کهبه دنبالش هست لذا در دعای روزمبعث نگاه کنید امام سجاد (سلام الله علیه)می فرماید که «وقد علمت ان افضل زاد الرحلة الیک عزم ارادة یختارک بها»اون چیزی که من رو به مقصد می رساند تصمیم جدیدکه بااون تصمیم تو رو اختیار بکنن «عزم ارادةیختاروک بها »مرحوم علامه هم (رضوان الله تعالی علیه)شعری رو دارن که می فرماید که : همه یاران به سرراهه تو بودیم وغمت/همه را پشت سر انداخت مرا تنها برد.من فقط هم وغم تو رو داشتم .الان که ابتدای طلبگی دوستان هست –حالابنده که سنم گذشته نسبت به دوستان – الان که ابتدای طلبگی هست از اول توجه به فقرداشته باشیم ازاول توجه به این که نیاز مندهستیم به کسی که بی نیاز ماکنه .«یا ایها النای انتم الفقراء الی الله فالله هو الغنی الحمید»اون کسی است که غنی هست وحمید هم هست .درمرحله بعد توجه به این حقیقت پیداکنیم که آنی درمعرض لغزش هستیم اگرپیغمبر فرمود:من گریه می کنم  به خاطر این که برادرم حضرت یونس یک لحظه به خودش واگذارشد اون اتفاقها براش افتاد که تو دهن نهنگ رفت .این احتمال مال لغزش برا ما ل هم هست .بفهمیم که در معرضلغزش هستیم .گناه ها رو کوچک ندانیم یگیم حالا اگریه فیلم نگاه کنیم به جائی برنمی خوره .گاهی اوقات همون زمینه لغزش رو فراهم می کند .نگیم اگر یک شوخی هائی شد حالا یه شب دیگه به جائی برنمی خوره.ماشین یک لحظه منحرف می شه ولی دیگه از جاده منحرف شده «فلما اضاقوااضاقی الله قلوبهم» خلاصه عرضم این است که اهل بیت در همه حالات ولحظات باهامون هستن «عمیةعین لاتراک علیهارقیباً»کوره اون چشمی که تورانمی بیند «انک لاتحتجب عن خلقک الاان تحجبهم الاعمال»همیشه با هامون هستن.همیشه کنارمون هستن «یطی فرشکم ومایدتکم»روی اون فرشهائی که نشستید ،سراون سفره هائی که نشستید حضور دارن واگرنمی بینیم خودیت مامانع هست ،نفسانیت مامانع هست هواوهوس مانع است.گناه رو کوچک حساب نکنم .به اهل بیت

فرمودن به کوچکی گناه نگاه نکنید به بزرگی کسی نگاه بکنید که گناهش رو می کنید گناهها هم برای ماطلبه ها متفاوت است من گناه منظوراین نیست که انسان خدائی نکرده بره نامحرم روببینه هر کس به مقدار درکش اشراف به گناه پیدا کنه بیشتر تارک گناه هست ومراتب گناه عرض می کنم متفاوت است که خوندن کتاب گناهان کبیره شهید دستغیب بسیار نافع هست در شناخت گناهان ومراتب گناهان وترک انجام وظیفه بالاترین گناه هست واین شهریه ای که می گیریم امام حسین (سلام الله علیه)درمسیر کربلا وقتی که صحبت می کردن،هل هله می کردن که صدای امام حسین رو نشنوند حضرت فرمودن«ملئت بطونکم من الحرام »شکم ها تون از حرام پرشده که صدای من رونمی خواهید بشنوید اگرصدای ولی عصر به گوشمان نمی رسه عرض کردم که یک موبایل از یک هزار کیلومتراون طرف صدارو منعکس می کنه.اونی که درقلب ماهست اگرصداش به گوشمان نمی رسه گناه مانع هست .واگر بخواهیم این پرده های گناه دریده بشه استغفاربهترین راه است وتوجه به این که بی اعتنای به گناه نباشیم .بی اعتنا به گناه نباشیم .امام حسین فرمود «ملئت بطو نکم من الحرام»شکم هاتون ازحرام پرشده طلبه ای که شهریه بگیره ودرس نخونه ،شهریه بگیره وشئونات طلبگی را مراعات نکنه شهریه گرفتنش شبهه پیدا می کنه .واگرشهریه گرفتنش شبهه پیدا کرد این شبهات جمع میشه جمع میشه جمع میشه اون موقعی که امام زمان (سلام الله علیه )ظهورمی کنه شبهه براش ایجاد میشه که اصلاًاین امام هست یا نیست ؟ونمی تونه امامت ولی عصر (سلام الله علیه)را بپذیرد.خلاصه عرضم این که اهل بیت (سلام الله علیهم اجمعین)«واعلم ان رسولک و خلفائک (علیهم السلام) احیاءعندک» چون عند الله هستن وخدا باهمه موجودات هست .اهل بیت هم با همه موجودات هستن  وولی عصر(سلام الله علیهم)هم باکل موجودات هست وبا ما ها هم هست واگربخواهیم این انس با ایشان زیاد بشه و پرده های غفلت کناربره ودرمرحله اول توجه به فقرواین که فقیرمطلق هستیم ودرمرحله فقرمطلق هستیم –درمرحله بعدهم توجه به این که درمعرض لغزش هستیم ودرتمام

آفات ولحظات باید به این انوار مقدسه پناه ببریم وبا توسل به این ها الغوث(3) گفتن،ادرکنی(3)گفتن،به این بزرگوارها تقاضا بکنیم که ما رادرورع« حصینةای »که«اللهم اجعلنی فی درعک الحصینةالتی تجعل فیها من ترید»مارادرآن ورع قراربدن ودرآن حفاظ محکم قراربدن تا از جهت ایمانی محفوظ بمانیم .                                      

(والسلام علیکم)

 
عصمت و طهارت اهل بیت علیهم السلام نسخه PDF چاپ ایمیل
امتیاز: / 0
جلسات هفتگی (استاد نجفی)
18 ارديبهشت 1390 ساعت 10:10

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

 اللهم انی اسئلک  بمعانی جمیع ما یدعوک به ولاة امرک المامونون علی سرک . اهل بیت عصمت وطهارت 2مقام ومنزلت دارند یک منزلیت ملکوتی ویک منزلت ملکی .کما این که این حقیقت درما هاهم هست به مراتب بسیار نازل ترش وعلت این هم که این دعاها رو می خوانیم ومتذکر ادعیه اهل بیت می شویم که حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه ) می فرمودند که ادعیه معصومین قرآن صاعد است وپر از معارف اهل بیت عصمت وطهارت هست چون اهل بیت درروایاتی که از این بزرگوارها نقل شده غا لباً مخاطبشان مردم بوده وبه مقدارظرفیت مخاطبینشان باهاشون صحبت می کردند ولی در ادعیه مخاطب خدای تبارک وتعالی است یادر احادیث قدسی مکالمه بین کاملی که دهنده است وکاملی که گیرنده هست لذادعاهای ماهمان طور که امام (رضوان الله تعالی علیه )می فرمودند .قرآن صاعد است وپراز معارف اهل بیت عصمت وطهارت است .علت این هم که این ادعیه را مرور می کنیم به حقایقی ومعارفی که دراین ها هست می خواهیم واقف بشویم تابه منزلت خودمان پی ببریم که گاهی که از امیرالمومنین (سلام الله علیه )نقل شده که (وفیک انطوی العالم الاکبر ) تمام عالم در وجود توست واین عالم با این وسفی که مامی بینیم پخش شده وجود انسان است وانسان جمع شده وجود این عالم هست (وفیک انطوی العالم الاکبر )تمام این عالم بااین کبریائیت واین بزرگیش (عالم الاکبرفیک انطوی )درتو پیچیده شده هست .ومروراین ادعیه هم از این جهت هست که انسان به حقیقت خودش فکر بکند وخودش راارزان نفروشد .

انسانی که به تعبیرخواجه حافظ می فرماید که

                                 (ملک در سجده آدم زمین بوی تونیت کرد )

اگرملائک به انسان سجده کردند به آن حقیقیتی که الآن دروجود تو هم هست به آن سجده کردند نه به شخص

حضرت آدم . همونی که اهل بیت عصمت وطهارت به فعلیت رساندن وآشکار کردن وماروتو شیعیان خودشان توفیق دادن که باشیم .تاما هم از قوه به فعلیت برسونیم . همین (وفیک انطوی العالم الاکبر)همین مقام محمدی - صلوات – که درزیارت عاشورامی خوانیم که (اسئله )گدایی می کنم که (ان یبلغنی )منوبرساند به این حقیقت (ان یبلغنی المقام المحمود )به این مقام محمود من رابرساند .عرضم این بودکه اهل بیت عصمت وطهارت 2منزلت دارند وماهم درمراتب بسیارنازله همان دو منزلت راداریم یک منزلت خاکی ویک منزلت ملکوتی یک منزلت ملکی ویک منزلت ملکوتی .به اعتبار منزلت ملکوتی وبه اعتبارمقام نورانیتشان هیج فرقی باخدای تبارک وتعالی نداند ولی به اعتبار منزلت خاکی خودشان – گرچه خاکشون هم با خاک ما فرق می کند وفرمودند که (انا بشرمثلکم )ولی باز هم با این خاک که ما داریم فرق می کند . همون طوری که ساداتی که میان ما هستند به خصوص آنهائی که باغیر سادات اختلاطی پیدانکرده باشند ،یعنی زن های علویه بامرد علویه وصلت کرده باشند در طول تاریخ بعد از اهل بیت فرق می کند ،خاکها شون هم باما فرق می کند اون منزلت ملکوتی واون مقام نورانیت رو تعبیر به (سیر) می کنن (والسیرالمستودع فیها )دراون دعای معروف (سلام الله الکامل استام ) اون جاهم این عبارت هستش که (فبحق من اختصکم بامره وارتضاکم لسره ) در بحارج 25ص4 هستش که (نحن والله موضع السر الله وحرم الله الاکبر )اشاره به این مقام ملکوتی اهل بیت واینی که اهل بیت این هیکل ظاهری ای که دارند تعبیر روایت هم هست (هیاکل)این هیکل های ظاهری که دارند ما حافظ آن حقیقت هست .امام صادق (سلام الله علیه ) در جلد بحار بیست پنجم ص 173 می فرمایند (والامام یا طارق بشر ملکی )همون طور که حضرت زهرا (سلام الله علیها )حورا ءانسیه هست انسانی هست که حوریه هست ولی در لباس انسانیت فرمود والاامام یاطارق

خودشون (امره بین الکاف والنون کن)(اذااراوالله بشیئ ان یقول له کن فیکون ) خدای متعال اراده اش تعلق بگیره اراده همون شدن همون .اون اراده اهل بیت عصمت وطهارت هستن واین ها ظرف اون اراده هستن واین ها حقیقت اون اراده هستن که می فرماید (فهم سرالله المخزون واولیاءه المقربون و امره بین الکاف و النون ) خودشون امر الله هستن خودشون سرالله هستن «الی الله یرعون وعنه یقولون وبأمره یعملون» دقت بفرمایید عبارت ها را؛می فرمایند (علم الأنبیاءفی علمهم ) صدوبیست وچهار هزار پیغمبر،حتی انبیاء عظام (علم الانبیاءفی علمهم وسرالاصیاءفی سرهم و غیرالاولیاءفی عزهم کالقطرفی البحر کل علوم انبیاء-کل علوم –وکل اسراراوصیاء)درسر اهل بیت( کالقطرة فی البحر والذ رة فی القفر )

 مثل یک حلقه ای است که در یک زمین بی نهایت افتاده با شد (والسموات والازض غیر الامام کیده ) چون همه چی جلوه خودشه انسان به خودش اشراف داره د یگه (والسموات والارض عند الامام کیده من راحته یعرف ظاهرها من باطنهاویعلم برها من فاجرها درطبهاویا بیتها )هیچی برامام مخفی نیست یه اعتبارآن مقام ومنزلت ملکوتی (لانالله علم نبیه علم ما کان ومایکون وورث ذ لک سر المصون الاوصیاءالمنتجبون )وارث این سربعد از پیغمبر(صلوات الله علیه )اوصیاءش هستن (ومن افکر ذلک فهو شقی ملعون ،یلعنه الله ویلعنه الاعنون )عبارت را دقت بفرمائید امام صادق (علیه السلام ) می فرمایند (وکیف یفرض علی عباده طاعة من یحجب ملکوت السموات والارض)چه طوری خدای متعال می تونه همه را مامور کند که مطیع این ها باشید عبادت این هارا بکنید که (من عبدکم فقد عبد الله )(یفرض علی عباده طاعةمن یحجب عنه ملکوت السموات والارض )لذا براین ها هیچ چیز مخفی نیست ولی منزلت خاکی که همه عبارت ها را برای این عرض

کردم که منزلت خاکی اهل بیت (انابشر مثلکم ) مثل ما هستند و به اعتبار منزلت منزلت خاکی احتیاج بر این دارن که ملک برشون نازل بشه احتیاج به این دارن که بعضی اوقات خودشونو بشکنن به اعتبار این که ذات حق تبارک وتعالی عنایت خاص رو روز یشون کرده ومقام (لافرق)رو به اعتبار ملکوت بهشون داده که (لافرق بینک وبینها)ولی (الا انهم عبادک وخلقک

اقتضای عبد بودن این است که انکسار پیدا کنه لذامقام نور انیتشون ومنزلت ملکوتی شون به منزلت خاکی امرمی کند که این موقع بخواب لذا نسیان نبی نداریم ما حتی در قرآن هست (انشاه الشیطان ) برا حضرت موسی (سلام الله علیه) اون منزلت نوری نمیشه که غفلت داشته باشه .خواب نداره غفلت نداره تعطیل نداره (لاتعطیل لها فی که مکان )به شیعیان هم فرمودن این مراتب رودارن که وقت تمام شد ،اگرفرصت باشه یه وقت دیگه عرض کنم .

خلاصه عرضم اینه که اهل بیت عصمت وطهارت اگرغفلت برشون عارض میشه منزلت خاکیه ،اگر فرقشون شمشیرمی خوره وسیلی می خورن وزیر سم اسب می رن منزلت خاکی که تحت تصرف اجانب قرار می گیره نه منزلت نورانیت .مقام نورانیت ومقام ملکوتیشون . به اون اعتبار اصلاًغفلت راه نداره نسیان راه نداره مقام (لافرق)رادارن .اگرهم این جادراین دعا فرموده شده که (المامونون علی سرک )امین براسرار توهستن این حقیقت خدائی که در وجودشان هست این منزلت الهی کهدر وجودشان خدای تبارک وتعالی تعبیر کرده وبه امانت

گذاشته که این تعبیر هستش که (السر المستووع فیها)عین همین عبارت هستش که (فهم الا سرار الالهیه المودعةفی الهیا کل للبشریة) در این هیاکل اون اسرار نهاده شده وحافظ اون سر هستن وامین براون اسرار هستن       (اولئک هم خیرالبریته)

 (اسمهم مکتوب علی الاحجار وعلی اوراق الاشجار)برهربرگ درختی اسم اهل بیت هست برهرورق شجری وبرهرسنگی .(علی الاحجار،علی اوراق الاشجار)برهر حجروسنگ ،برهرورق برگی ازدرخت (وعلی اجفحةالاطیار )روی بال هرپرنده ای اسمهم مکتوب هست ،(وعلی ابواب الجنة والنار وعلی العرش والفلاک وعلی اجفحةالاملاک)بال های همه ملائک اسم اهل بیت هست بدون اون ها اصلاًنمی توانند کار کنند .خدارحمت کند استاد (رضوان الله تعالی علیه ) را می فرمودن که این تیری که به طرف امام حسین (سلام الله علیکم)می آید به اذن امام می یاد .تاامام اذن نده قدرت نداره چون( ان من شیئی الا یستح بحمده )هیچ چیزی نیست الااین که مشغول تسبیح است .اون تیر هم مشغول تسبیحه وبه اذن امام شبیهش به این شکل هست که به طرف خود امام بیاد امام می خوادکه این تیر بهش بخوره تا در بار گاه الهی شکستگی پیدا کندکه منوخدای نگیرید منو کسی هستم که صدمه می خورم من کسی هستم که سیلی می خورم من کسی هستم که به پهلو م می زنن من کسی هستم محرومم می کنن ازارث .من کسی که مسموم می شوم .که(مامنا الامسموم او مقتول )سم می خوریم یاکشته می شیم .به اعتبار این که خدای تبارک وتعالی این الطاف رو والطاف عالیه رو روزی این ها کرده که سر الله هستن وامرالله هستن وعین الله هستن واذن الله هستن .آئینه تمام نمای حق تبارک وتعالی هستن اقتضاش اینه که شاکر باشن شاکریتشان دراینه که به خاک بیافتن ،گریه بکنن ،التماس داشته باشن که این رواز ما نگیرید واین روماداشته باشیم .آقای بهجت (رضوان ا... تعالی علیه)می فرمودن که استغفار اهل بیت یکی از دلیل هاش البته نه تنها ،نه این که منحصربر این باشه استغفاراهل بیت استغفار برمعنای دفع

است نه معنای رفع. یعنی ما که مبتلا ی به یک گناه می شیم استغفارمی کنیم تااین گناه ازمون رفع بشه ،ازمون بیرون بره ولی اون هااستغفارمی کنن تادفع بشه تلخی گناه براشون بیشتر بشه ،گناه بهشون راه پیدانکند اگرگناه یه مترفاصله داده2متر بشه باهر استغفار فاصله گناه ازشون بیشتر بشه می فرمودن استغفارآن ها استغفار دفعه نه رفع واین ها،این منزلت روبا اشک برآستان حق تبارک وتعالی ،با سجده بر آستان حق تبارک وتعالی براخودشون حفظ می کنن ولی برا حفظ مردم راضی می شن که دستشون بسته بشه وهمین امیرالمومنینی که دستش رو بستن وبرد نش برا بیعت یک یهودی ایمان آورد که اگر این همون کسیه که قلعه خیبررو می کنه اگراین دستش بستش معلومه که حقه .به خاطراین که ما هدایت بشیم به خاطر این که یک یهودی مسلمان بشه وبه خاطراین که یک مسلمان معرفت پیدا بکنه که هدف از خلقت بامعرفت محقق میشه که (خلقت الحق والانس الالیعبدون ای لیعرفون )لذا درحدیث قدسی هستش که (فخلقت الخلق یکی اعرف )مخلوقات رو خلق کردم تابشناسنوم چون با شناخت من این حقیقت دروجود خودشون به فعلیت میرسه .همون طورکه اهل بیت عصمت وطهارت به فعلیت رسوندن .خلاصه عرضم این است که این تعبیری که دراین فراض از دعای ولی عصر(سلام الله علیه )ودعای رجبیه آمده که (المامونون علی سرک )این ها خودشون سرالله هستن واین هیاکل بشری حافظ آن سر هست امین بر آن سرهستن واگر درروایت آمده که قضا (وقدروقدرسرمن سرالله ،بقرٌعمیق لاتلجه)وچیزای دیگر روهم درروایت آمده تجلی این سرهست اهل بیت مشیةالله هستن و(مشیة سرمن اسرارالله ) حقیقت رو این ها دراین هیکل بشریه حفظ می کنن

واگر حضرت زهرا(سلام الله علیه)اسوه ائمه هست .به اعتبار ظرفیت محدودی که ازجهت زن بودن داره نسبت به اون هاوهمون حقیقت روایشون حافظ هست (سلام الله علیها)اون حقیقت روایشون باظرفیت محدودی که درعالم ماده نسبت به اون ها داره که محدودیتش بیشتر است به اعتبار این که زن هست ،لذااسوه برااهل بیت عصمت و طهارت هم میشه وان شاءالله کل اهل بیت اسوه ماباشن وما هم اقتدابه آنها بکنیم وهمان طور که اون هابه فعلیت رسوندن ماهم بتونیم ،این توفیق روداشته باشیم که با شناخت اهل بیتومعارف اهل بیت آن چیزی که با لقوه در نهاد مانهاده شده وفرموده شده که (واسئله انیبلغنی المقام المحمود )توفیق به فعلیت رساندش روهم خدای تبارک وتعالی روزی همون بفرماید                    

والسلام علیکم

 
طلبه و ارتباط عاطفی نسخه PDF چاپ ایمیل
امتیاز: / 0
درس اخلاق
15 ارديبهشت 1390 ساعت 13:11

طلبه و ارتباط عاطفی

طلبه اي که نماز اول وقت و نماز شب در زندگي او نباشد، در واقع رابطه صميمانه و عاطفي با خداوند ندارد و علاوه بر اينکه ننگ بزرگي براي او محسوب مي‌شود، به جايي هم نخواهد رسيد. اگر هم از حيث علمي به درجاتي برسد، علم او برکت ندارد. ناگهان مشاهده مي‌کنيم عالم است، ولي در ضمن درس غیبت مي‌کند. بیچاره طلبه‌هايي که بايد از درس او استفاده کنند.

درس اخلاق آیت الله مظاهری

قالَ رَبِّ اشْرَحْ لي‏ صَدْري وَ يَسِّرْ لي‏ أَمْري وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني يَفْقَهُوا قَوْلي‏

 یکی از چیزهایی که باید در زندگی همه مخصوصاً ما طلبه‌ها باشد، رابطه عاطفی با خداوند متعال است. همه بايد با خداي خود درد و دل داشته باشند، با خدا تضرع و زاری داشته باشند، با خدا اظهار قصور و تقصیر داشته باشند و بالاخره نظیر عبد در مقابل مولا، همیشه یک ذلّتی در مقابل خدا داشته باشند. این رابطه عاطفی معلوم است خیلی ثواب دارد. به قول قرآن کريم مقام محمود، مرهون همین رابطه عاطفی با خداست.

«وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‏ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً»[1]

مقام محمود یعنی مقام عبودیت، یعنی مقامی که در روز قیامت يا در همین دنیا، دیگران غبطه آن مقام را می‌خورند و واضح است که خیلی ثواب دارد. اما چیزی که باید توجه به آن داشته باشیم، ثوابش نیست. خیلی چیزها ثوابش از این رابطه عاطفی بیشتر است. مثلاً درس خواندن نسبت به نماز شب خواندن، ثواب بيشتري دارد. مطالعه انسان به صورتي که بتواند يک نفر را هدايت کند، خيلي ارزشمند است و از ثواب زيادي برخوردار است. چنانکه قرآن کريم مي فرمايد:

 «مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعا»[2]

ولي مطالعه و درس خواندن و تبليغ دين، بدون برقراري رابطه عاطفي با خداي متعال، کاربردي نيست و آدم را به جايي نمي‌رساند. تبلیغ دين، رسالت مهم پیامبران الهي استالذین یبلّغون رسالات الله»[3] و اجر و ثواب فراواني دارد، امّا بدون رابطه عاطفي و محبت آميز با حق تعالي، مثل غذاي خشک و بي نمک است. اگر کسي  به جای نماز شبش مطالعه بکند، ثوابي  بیشتر از ثواب نماز شب نصيب او مي شود، ولي آن مطالعه کاربرد نماز شب را ندارد.

خدمت به خلق خدا بسيار اهميت و ثواب دارد، ولي نبايد کسي بگويد نماز شب نمی‌خوانم و به جای آن دو تا گره از کار مردم می‌گشایم. در حالي که گره از کار مردم گشودن ثوابش بالاتر از نماز شب و حتي حج و عمره مقبول است. خیلی ثواب دارد. اگر انسان بتواند یک گره‌ای از کار یک مسلمان باز کند، لااقل به اندازه یک حج و یک عمره مقبول ثواب مي‌برد. ولي آن خدمت به خلق خدا هم نمي‌تواند جايگزين نماز شب شود. هر کدام از اين اعمال جايگاه خود را دارد و بايد در جاي خود اهميت داده شود.

اما نکته ظريف اين بحث آن است که آن گره از کار مردم گشودن با آن همه ثوابي که دارد، اگر همراه با برقراري رابطه عاطفي با خدا نباشد، مثل غذاي خشک و بي نمک است و نمي‌شود بهره لازم را از آن برد.

تعقیبات نماز نيز چنين است، يعني نماز بدون تعقيب از جايگاه مناسبي برخوردار نيست. اگر انسان نماز بخواند و تسبیحات حضرت زهرا«سلام الله عليها» را نخواند، نمازش را ادا کرده، مخصوصاً اگر حضور قلب هم داشته باشد، عالی ادا کرده است، بهشت هم بر او واجب شده، اما نماز او بالا نمي‌رود و او را به جايي نمي‌رساند.

مرحوم آيت‌الله حصه‌ای «ره»، از علماي قديم اصفهان، می‌گفتند: «این بادبادک‌هاي کاغذی را دیده‌اید که بچه‌ها درست می‌کنند، اگر آن دنباله را داشته باشد به هوا می‌رود و الاّ هر چه هم عالی ساخته شده باشد به هوا نمی‌رود». تعقيبات نماز هم دنباله نماز است که موجب بالارفتن آن مي‌شود».

اداي فرايض به خصوص نماز، بايد با رابطه عاطفي همراه باشد. بعد از نماز، تعقيبات و بعد هم يک حالت تضرع و زاري، ترجيحاً در سجده، بايد براي نمازگزار پديد آيد و وجداناً بیابد که نماز او، نماز نيست، ولو مراعات حضور قلب را هم کرده باشد. ولي به واقع دريابد که نماز او در مقابل خداوند و عظمت او هيچ است.

نکته مهم اين است که غفلت از وظايف و غفلت از رابطه عاطفي با خداوند، هر دو مذموم است. بايد اميرالمؤمنين«سلام الله عليه» را اسوه قرار دهيم. يعني «رُهبانٌ بِاللَّيْل، أسدٌ بِالنَّهَار» باشيم. آن حضرت در طول بیست و پنج سال، بیست و شش مزرعه به دست مبارک خود آباد کرد. اما همین امیرالمومنین، هنگامي که نخلستان را برای فقرا آبياري می‌کرد، پای هر درختي دو رکعت نماز در دل شب مي خواند و آنقدر با‌ خداي خويش مناجات و راز و نياز مي‌کرد که مدهوش می‌شد، از خود بی خود می‌شد، در آن لحظات فقط و فقط به‌ خداوند سبحان توجه مي‌نمود و به هيچ کس و هيچ چيز ديگري توجه نداشت. اگر تیر هم از پای ايشان در می آوردند، متوجه نمي‌شد

«تَتَجافى‏ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ»[4]

یعنی نمی دانی در دل شب برای اهل نماز شب چه لذتی استفَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ»[5] سجده / 17، این لذت مربوط به آخرت نیست. آنجا معلوم است بالاتر از اینها است. آن لذت، لذت رابطه عاطفي و صميمانه با خداوند مهربان است. مناجات اهل دل، در دل شب، آنان را مدهوش مي‌کند. از اين جهت اولياي الهي تمام عالم وجود را با دو رکعت نماز در دل شب معاوضه نمي‌کنند و براي اين نماز، به همه عالم پشت پا می‌زنند. اين همه به خاطر آن لذتی است که در نماز شب دارند.

«الرَّكْعَتَانِ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا»[5]

اين رابطه عاطفي اهل معرفت را مدهوش می‌کند. بعضی اوقات حالت خشیت براي آنان پديد مي‌آورد و در برخي موارد، حالت رحمت. و در هر دو صورت آنان را در دل شب مدهوش مي‌کند. وقتي چنين شد، هیچ توجهي به هيچ کس و هيچ جا ندارند به جز معاشقه و مکالمه با خداوند منّان، يعني همان رابطه عاطفي، يعني همان که قرآن کريم می فرماید: «تَتَجافى‏ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً»

گاهی ظهور حقیقت در دل این افراد با خشیت است و گاهی با طمع، امیدواری و رحمت، ظهور حقيقت را در دل خويش به نظاره مي‌نشينند. و در هر دو صورت، نماز شب آنان را مدهوش می‌کند. هر دو حالت خشيت و رحمت را دارند و هيچ کدام اين حالات نيز بر ديگري نمی‌چربديَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً»

امیرالمومنین علي«سلام الله عليه» در دل شب جداً چنين حالاتي داشته است. گاهی تجلّی خداوند بر دل او با صفت خشیت صورت مي گرفته است و گاهی با صفت رحمت، گاهی ظهور رحمت بوده است و گاهی ظهور خشیت، و هر دو برای اهل معرفت و سير و سلوک، لذت دارد. وقتی که ظهور خشیت باشد، گریه و فغان و ناله، امان نمي‌دهد. اين گريه و زاري‌ها براي معصيت و گناه هم نيست، بلکه نشانه معاشقه است. چنانچه در آن وقتی که رحمت بر دل او استیلا پیدا می‌کند، در حال معاشقه با خداوند است. هم خشيت دارد و هم رحمت و هر دو نوعي معاشقه با خداوند است.

«يَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلِيمِ وَ يَبْكِي بُكَاءَ الْحَزِينِ وَ هُوَ يَقُولُ ... آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّرِيقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظِيمِ الْمَوْرِدِ»[6]

چون مار گزيده به خود مى‏پيچيد و چون اندوهگينى مى‏گريست، و مى‏گفت: ... آه از توشه اندك، و درازى راه، و دورى منزل، و عظمت روز قيامت!

ما معنای اين حالات را خیلی نمی فهمیم، اما می‌دانیم وجود دارد. اين حالات«یدرک و لا یوصف» است. علمی نیست، یابیدنی است. فقط بايد درک شود و توصيف آن امکان ندارد.

برای اینکه علم هر چه توسعه دار باشد، حصولی است. یک عرضی است که از خارج برداشت می کنند. آن علم کاربرد ندارد و در واقع حاقّ او مشکوک است. به قول شیخ الرئیس ابوعلي سينا که از افلاطون هم نقل می کند: «معلومم شد که هیچ معلوم نشد». بزرگان می گویند: از اين جمله بر مي آيد که شیخ الرئیس خیلی دانا بوده که فهمیده است هیچ نمي‌داند. لذا دانستنی‌ها در اين خصوص به کار نمي‌آيد. ما یک یابیدنی‌هايي داریم که تا وقتي به آن يابيدني‌ها نرسيم، یابیدنی نمی‌شود. همه مي‌دانند که آب آدم را سیراب می‌کند. حالا چه کسي مي‌تواند اين سيراب شدن را وصف کند؟ نمی‌شود آن را وصف کرد. به قول حاجی سبزواری ولو «من ابده بديهيات» است، اما «کنهه فی غایة الخفا» است. يعني وصف آن غير ممکن است.

اما یک وقت می‌رسد به آنجا آب را می‌خورد سیراب می‌شود و می‌یابد تشنگی را و نيز سيرابي را، ولي همین یابیدن را هم نمی‌شود توصیف کرد. کسی نمی‌تواند به وصفش بیاورد، تعلیم و تعلّم روی آن بکند. لذا به قول بزرگان می‌گویند: «باید از این نمد کلاهی داشته باشد». یابیدنی‌ها باشد، یک شباهتی به امیرالمومنین«سلام الله عليه» در دل شب باشد، آن وقت می‌فهمد که این «يَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلِيمِ- چون مار گزيده به خود مى‏پيچيد» براي معصومي مثل اميرالمومنين«سلام الله عليه» یعنی چه؟ 

امیرالمومنین در وقتی که مقام خشیت برای او پديدار می‌شد، دعای کمیل می‌خواند. با آن همه نسبت گناه که به خودش مي داد، اما در همان دعای کمیل وقتی که مقام رحمت بر دلش جلوه‌گر می‌شد، با خدا معاشقه مي‌کرد و مي‌گفت: «خدایا اگر مرا به جهنّم ببری، فرياد می‌زنم که من بنده خدا بودم، خدا مرا به جهنّم برد».

 یک معاشقه‌های عجیبی، نظیر دو نفر عاشق و معشوق که دارند با هم حرف می‌زنند، در سيره آن حضرت بوده است.

اگر اينگونه رابطه‌ها و معاشقه ها بين بنده و خدا نباشد، زندگی تکرار مکررّات است و اين زندگي خیلی خسارت دارد. انسان يک عمر عبادت کند ولي مقبول درگاه پروردگار متعال واقع نشود، خسران عظيمي است. امام صادق«سلام الله عليه» می فرماید:

«لَيَأْتِي عَلَى الرَّجُلِ خَمْسُونَ سَنَةً وَ مَا قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ صَلَاةً وَاحِدَةً فَأَيُّ شَيْ‏ءٍ أَشَدُّ مِنْ هَذَا» [7]

چه بسا يک نفر پنجاه سال نماز بخواند، اما يک نماز مقبول نداشته باشد. بدتر از اين چيست؟

پیغمبر اکرم«صلّي الله عليه و آله و سلّم» نيز از اين معاشقه‌ها فراوان داشته‌اند. امِّ سلمه مي‌گويد: در دل شب صورت مبارک خويش را روي خاک مي‌گذاشتند و گریه مي‌کردند و مرتّب مي‌گفتند: «اللّهمّ وَ لَا تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَدا »[8]

این مکالمه و  معاشقه پیغمبر اکرم، با مولاي خود چه لذتي دارد. همچنين وقتي که پيامبر «صلي الله عليه و آله و سلم» با آن مقام عصمت مي فرمايد:

 «إِنَّهُ لَيُغَانُ عَلَى قَلْبِي وَ إِنِّي لَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فِي كُلِّ يَوْمٍ سَبْعِينَ مَرَّةً» [9]

اين مطلب ساده نیست، صرفاً زبانی نیست، واقعاً پيامبر اکرم«صلي الله عليه و آله و سلم» استغفار داشته‌اند. در حالي که بنابر آيه تطهير، مافوق عصمت است و اساساً نمي‌شود گناهي براي ايشان تصور کرد. پس استغفار ايشان برای چیست؟ نمی‌دانیم. اما یک چیز می‌دانیم و آن این است که هر که عصمتش بیشتر باشد، به عبارت دیگر هرکه معرفتش بیشتر باشد، مقام خضوع و خشوع او بیشتر است. مقام خضوع از ادب ظاهری سرچشمه می گیرد و مقام خشوع یعنی دل، ذلیل در مقابل خداوند باشد. و اين همان رابطه عاطفي و عاشقانه با خداوند تبارک و تعالي است.

اين حرف‌ها بر زبان جاري مي‌شود، من مي‌گويم و شما مي‌شنويد، اما واقعیّت آن را نمی‌شود درک کرد. آن اندازه که می‌توانیم درک کنیم این است که خود ما باید این مقام خشوع را در زندگی داشته باشیم. بدست آوردن چنين مقامي نيز مشکل است.

یک اهل دلي می گفت: در مدت عمرم، دو رکعت نماز نخوانده‌ام. يعني دو رکعت نماز که به کار بيايد نخوانده‌ام. خیلی مشکل است، اما خیلی لازم است.

مقام خشوع فقط مخصوص نماز و نماز شب هم نيست. در همه امور زندگي بايد باشد. در انفاق هم بايد در نظر گرفته شود. علماي علم اخلاق انفاقي که فقط براي خدا نباشد را مقبول نمي‌دانند. مرحوم شهید دوّم، می‌گوید: اگر کسي انفاق کند برای اینکه دل ديگران را خوش بکند، برای اینکه ثواب ببرد و به بهشت برود، انفاق او باطل است. پس براي چه انفاق کند؟ فقط خدا، و مقام خشوع نزد اهل معرفت همين معنا را دارد. لذا این مقام خشوع باید نمک آش ما باشد. اعمال ما بايد رنگ خدايي داشته باشد. و راستی اگر کسي بخواهد یک مرجع دینی شود و براي حوزه ها و برای اسلام عزيز، مفید و موثر واقع شود، بايد به مقام خشوع برسد و رسيدن به اين مقام از برقراري رابطه عاطفي با پروردگار متعال نشأت مي‌گيرد.

خوشا به حال کسانی که می‌توانند به همه امور زندگي رنگ خدايي بدهند. حتی به خوردن و آشامیدن و حتّی به اعمال زناشويي.

طلبه اي که نماز اول وقت و نماز شب در زندگي او نباشد، در واقع رابطه صميمانه و عاطفي با خداوند ندارد و علاوه بر اينکه ننگ بزرگي براي او محسوب مي‌شود، به جايي هم نخواهد رسيد. اگر هم از حيث علمي به درجاتي برسد، علم او برکت ندارد. ناگهان مشاهده مي‌کنيم عالم است، ولي در ضمن درس غیبت مي‌کند. بیچاره طلبه‌هايي که بايد از درس او استفاده کنند.

گناه، مانع بزرگي براي نماز شب و ارتباط معنوي با خداوند است. يک گناه در روز، توفيق نماز شب را از انسان سلب مي‌کند. «مالايغني»، يعني کردار و گفتار بيهوده که نه نتيجه دنيا دارد و نه نتيجه آخرت هم توفيق نماز شب را از آدمي مي‌گيرد. حرف‌هاي لغو و بيهوده، اثرات سوئي در سير معنوي انسان دارد.

غذای شبهه ناک و غذای حرام که پر واضح است باعث افت معنوي مي‌شود و رابطه عاطفي بين انسان و معبود خويش را از بين مي‌برد. به دست آوردن غذاي حلال هم بسيار مشکل است. امام صادق«سلام الله عليه» مي‌فرمايند: «مُجَادَلَةُ السُّيُوفِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ الْحَلَالِ »[10]

کسب روزي حلال، از جنگيدن در خط مقدم جبهه سخت‌تر است. اما لازم است، وگرنه ارتباطات معنوي نابود مي‌شود. به تجربه هم اثبات شده است و بزرگان اهل دل در اين زمينه مطالبي بيان کرده اند که گناه و غذاي شبهه‌ناک، سير معنوي انسان را متوقف مي‌کند و توفيق معاشقه با خداوند را از وي سلب مي‌نمايد

نمی‌شود غیر از این باشیم، نمي‌شود در مدت عمر دو رکعت نماز نداشته باشيم، وگرنه علم بي‌برکت نصيب ما مي‌شود. بايد خشیت خداوند بايد بر دل ما حکمفرما باشد. آن عاطفه رحمانی و آن رابطه عاطفی حتماً بايد باشد. با خدا حرف‌هاي خودماني بزنيم و خدا خدا خدا کنيم، تا او هم بگوید «لبیک لبیک لبیک».

نگویيد نمی‌شود، حتماً مي‌شود. یک بزرگی به من می‌گفت: هنگامي که در نماز می‌گویم: «السّلام علیک ایّها النّبی»، تا وقتي جواب از پیغمبر نشنوم، جمله بعدي را نمی‌گويم. هنگامي که می‌گویم: «السلام علینا و علی عباد الله الصالحین»، تا وقتي حضرت ولي عصر«ارواحنافداه»، جوابم را ندهند جلو نمی‌روم. و در آن وقتی که می‌گویم: «السلام علیکم و رحمة الله و برکاته»، به همه موجودات و به عالم وجود سلام می‌کنم و تا جواب نشنوم، تعقیب نماز را شروع نمی‌کنم.

خیال نکنید نمی‌شود، باید بخواهیم و این خواستن البته مشکل است. اما اگر از من بپرسند برای همه مخصوصاً برای طلاب و فضلا الزم لازمات چیست؟ می‌گویم: این رابطه عاطفی با خداوند متعال.

مرحوم شهید اوّل می‌گوید: روزی هفت هشت مرتبه به یاد مرگ باشيد. یعنی یک راز و نیاز با خدا داشته باشيد و با اين مناجات و راز و نياز کدورت‌های دل خود را بزداييد. مخصوصاً در دل شب مي‌توان پليدي‌ها و کدورت‌هايي که بر دل نشسته است را زدود.

از همه‌ تقاضا دارم به این روابط عاطفی با خداوند خیلی اهمیت بدهند. همین اعتکافی که الحمد الله در جمهوری اسلامی جا افتاده و شهرتي پيدا کرده است، خیلی خوب است، اما یک شرط دارد و آن اينکه در این دو سه روزه گناه نشود. در اين صورت خودشان یک حال خوشي مخصوصاً در روز آخر می‌دهند

آن کسانی که نماز شب می‌خوانند هم بايد هیچ چیزی هیچ کسی بر دلشان حکمفرما نباشد جز خداوند تعالي.

خوشا به حال اين افراد، لذت یعنی همین که از بهشت هم لذتش بالاتر است، یعنی همین که مقام عنداللهی است. گاهی در عالم آخرت است، خیلی خوب است که مقام عنداللهی برایش پیدا می‌شود. دیگر بهشت برایش کوچک است. حتي بهشت عدن و رضوان برایش کوچک است.

«يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ، ارْجِعي‏ إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً ، فَادْخُلي‏ في‏ عِبادي ، وَ ادْخُلي‏ جَنَّتي‏»‍[11]

اما فراموش نکنيد که در همين دنيا نيز مي‌توانيم اين آیه را تطبیق دهيم. مصداق اين آيه شريفه در دنيا وجود دارد. یعنی بنده‌هایی هستند که در دل شب می‌رسند به مقام عنداللهی، مقامي که در آن، بهشت براي  انسان کوچک است و چنين مقامي براي اهل دل در دل شب و هنگامي که با خداي خويش رابطه عاطفي برقرار مي‌کنند پديد مي‌آيد. لذت واقعي دنیا همین است و الاّ مابقی تکرار مکررات است.

خدا را قسمش می‌دهم به حق آن کسانی که آن حالات را در دل شب دارند، آن حالات را ولو مرتبه ضعیفش را که از الزم لازمات است به همه عنایت بفرماید.

 «والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته»


  پي‌نوشت‌ها

[1]  اسراء / 79

[2] مائده / 32

[3] احزاب / 39

[4] سجده / 16و 17

[5] وسائل‏الشيعة، ج 8، ص 156

[6] نهج‏البلاغة، حکمت 77

[7] کافي، ج 3، ص 269

[8] بحارالأنوار، ج 16، ص 217: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِي بَيْتِ أُمِّ سَلَمَةَ فِي لَيْلَتِهَا فَفَقَدَتْهُ مِنَ الْفِرَاشِ فَدَخَلَهَا فِي ذَلِكَ مَا يَدْخُلُ النِّسَاءَ فَقَامَتْ تَطْلُبُهُ فِي جَوَانِبِ الْبَيْتِ حَتَّى انْتَهَتْ إِلَيْهِ وَ هُوَ فِي جَانِبٍ مِنَ الْبَيْتِ قَائِمٌ رَافِعٌ يَدَيْهِ يَبْكِي وَ هُوَ يَقُولُ اللَّهُمَّ لَا تَنْزِعْ مِنِّي صَالِحَ مَا أَعْطَيْتَنِي أَبَداً اللَّهُمَّ لَا تُشْمِتْ بِي عَدُوّاً وَ لَا حَاسِداً أَبَداً اللَّهُمَّ وَ لَا تَرُدَّنِي فِي سُوءٍ اسْتَنْقَذْتَنِي مِنْهُ أَبَداً اللَّهُمَّ وَ لَا تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَدا»

[9] مستدرك‏الوسائل، ج 5، ص 320

[10] الكافي، ج 5، ص 161  

[11] فجر / 30-

 

 
<< شروع < قبل 1 2 3 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 16 از 45
 

تازه ها

  :: وقتی وهابی نمی تواند وضوی خود را کنترل کند + فیلم   :: گزارش فرهنگی اردوی راهیان نور - اردیبهشت 91 + عکس   :: پیاده روی طلاب بمناسبت روز جمهوری اسلامی   :: حروف جر و زائده کاری از آقای کریمی   :: التلخیص التشجیری فی المنطق التعلیمی - اثر آقای سیدمحمدحسین جعفری   :: اذ،اذا،ما،ال- کاری از آقای سیدعلی حسینی   :: ولایت فقیه - تحقیق آقایان سازندگی،آیت،تفتی،مسلمی   :: تنبیهات المعاطاة   :: منابع روایت « لولا علی لهلک عمر»   :: چهل حدیث از امام عصر(عج)   :: آیا وهابیت به پایان عمر خود نزدیک می شود؟   :: بدعت عمر در نماز تراويح   :: نهى از شعر خواندن در مسجد   :: انتقاد آیة الله مکارم شیرازی از تعطیلات زیاد حوزه   :: یه کم هم از اختلاس   :: احادیثی در مورد نوروز   :: روضۀ آیت الله حسن‌زادۀ آملی در شام غریبان امام حسین علیه السلام   :: جسد فرعون   :: شعر جالب يک بچه آفريقايي   :: شاخ شیطان تحقیق آقایان نجفی، کرمی، حسین زاده   :: گزارش مرکز خبر حوزه از برنامه های تابستانی کانون خاتم   :: گزارش مرکز خبر حوزه از اردوی تابستانی سال 90   :: سخنرانی آقای سیدهادی مرتضوی   :: سخنرانی آقای سیدمحمدحسین رضایی موسوی در زمینه خطبه 11 نهج البلاغه   :: كارآمدي ولايت فقيه در بحران هاي اجتماعي   :: سوالات مسابقه تفسیر سوره حجرات - ویژه طلاب و خانواده اساتید   :: سوالات مسابقه تفسیر سوره حجرات - ویژه اساتید   :: مهدویت، کاری از آقایان محمودی،نیک پور،پناهیان،مسلمی زاده   :: خطبه امام سجاد «علیه السلام»، قیام بر علیه نیرنگ ها   :: تفسیر سوره مبارکه حجرات   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه پنجم/ششم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه چهارم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه سوم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه دوم   :: نمرات نیم سال اول 90 - پایه اول   :: قواعد اعلال   :: استصحاب در نحو به قلم آقای احسان پیرهادی   :: تجــــزیه و ترکیب اختـــــلاس   :: دل نوشته ای از نوع مسئول سایت   :: شخصیت محمدبن حنفیه، سخنرانی آقای رضایی موسوی   :: بصیرت شیشه ای!!!   :: کتاب باید در خانه اش نوشته شود   :: درآمد دستفروش   :: شوخی در دستشویی!   :: نمی دونم چرا آقای صبور یه جوری من رو نگاه کرد ؟   :: سخنرانی آقای دهقان پیرامون خطبه33 نهج البلاغه   :: سخنرانی آقای بنی حسینی، خطبه 32 نهج البلاغه   :: خلاصه ای از برنامه های تابستان 1390 کانون فرهنگی هنری خاتم   :: دنیای وارونه   :: چرا بازی شطرنج حرام است؟

پیشنهادات ویژه

 
 

 

 


ائمه از نگاه اهل سنت

احمد در کتاب « مناقب» ، و ابن منذر، و ابن ابی حاتم، و طبرانی، و ابن مردویه، و واحدی ، و ثعلبی، و ابو نعیم ، و بغوی در تفسیر خود، و ابن مغازلی در « مناقب» با سند های خود از ابن عباس نقل کرده اند: وقتی این آیه نازل شد از رسول خدا پرسیده شد: ای رسول خدا! خویشان تو که مودت و محبت آنها بر ما واجب است چه کسانی هستند؟ فرمود: « علی و فاطمة و ابناها» [ علی و فاطمه و دو فرزندانش].

مناقب علی [ ص187،ح263]؛ المعجم الکبیر[ح12259]؛الکشف والبیان[ ورقه 46،سوره شوری:آیه23] ؛ مناقب علی بن ابی طالب [ ص307-309،ح352].

معاویه اینچنین است!

روزی رسول خدا صل الله علیه و آله  فرمود: « یطلع من هذا الفج رجل من امتی یحشر علی غیر ملتی» ( از این دره مردی از امتم  بالا می آید که در قیامت بر غیر دین من محشور خواهد شد)؛ و ناگهان معاویه ظاهر شد.

تاریخ طبری357:11